مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دل چنیک del chenik زیرگلو
خش خط Khesh Khat ۱خوش خط و خال ۲خوشی خط – کسی که خوب می نویسد
هلی heli صوتی جهت خوراندن غذا به ادک
شلوار بکندییه shelvaar bakendiye بکندییه شلوار
وسنی vasni هوو مناسبت همسر با همسران متعدد یک مرد نسبت به یکدیگر
نپر neper ازتوابع دهستان پنجکرستاق کجور
چکام chekaam درز – شکاف
خاک – به – سر – بویین Khaak be sar baviyen بیچاره شدن – ویرانه شدن
بنین benyon ۱دیوار گلی – چینه ی کوتاه ۲پایه ی ساختمان ۳بخش صاف و همواره ...
بساتن besaaten ۱ساختن – درست کردن۲سازش داشتن – کنار آمدن ۳آرایش کردن
اغانی oghaani افغانی – اهل کشور افغانستان
مزرلات mazar laat روستایی درتنکابن
چوم لاک choom laak جوجه های کوچک
دم گربزن dem ger bazen گره زدن دم اسب به منظور آلوده نشده به گل و لای در روزهای بارانی ...
چرخ شلوار charKh shelvaar دامن پرچین که روی تنبان را می پوشاند – دامن زنانه ی سنتی ...
گلستان محله golastaan mehalle از توابع دو هزار تنکابن
همه کسی heme kasi همگی – باهم – همه کس
رو ro روی فلز روی
چلیک مار chelik maar زائو – زنی که تازه زایمان کرده باشد
پمبه جازن pambe jaa zan کارگری درمزرعه ی پنبه که وظیفه اش جا زدن پنبه در کیسه باشد ...
پف داشتن pof dashten ۱کنایه از:کلید امور را در دست داشتن ۲آگاه بودن به رموز کار ...
دار بوردن daar boorden از درخت بالا رفتن
جرب jereb جوراب
خیزه Khize ۱کلون در ۲وسیله ای سورتمه مانند
بی سرتکیه bisar takiye ۱تکیه های که نپار داشته و به طور معمول در بهار و تابستان ...
جمرد jemerd ۱نام قله ای در عباس آباد ۲نام محلی در داکوه تنکابن
بی یر biyer ۱بگذار ۲بیاور
تیره کش tire kash طراح مرزبندی در شالی زار
سرابیتن saraa bayten ۱جدا کردن گوسفند نازا از گله ۲جدا کردن بز از رمه ی گوسفند ...
روجن ۱پنجره ۲روزنه
خلال دندان Khelaal dendaan خلال دندان
تن پاک کر tan paak kar حوله حمام
زرین کلا zarrin kalaa از توابع کجرستاق نوشهر
توسکا بن سر tooskaa banne sar مرتعی در حوزه لفور
بربر bor bor از دهکده های فخر عمادالدین واقع در استرآباد رستاق
بی لشت لاغوم bi lashte laaghoom ۱افسارگسیخته ۲بی بندوبار
دار گزنه daar gazne نوعی گیاه شبیه گزنه که روی درخت روید
وال vaal ۱جوی آب – کانال – شیار ۲دانه ی پوک شالی
لیرو liro از روستاهای کوهسار فندرسک استارآباد
به ور be ver ۱بی مزه ۲از میل انداختن ۳امساک در پذیرفتن – ابا کردن
پس وگرد pas vegard برگش
کمانچه kamaanche نوعی ساز که بومی آن دارای سه سیم است
پالوکابنی paalookaa beni پس مانده ی علف و کاه در آخور گاو و گوسفند
کتلوم ketloom دوک پشم ریسی
هول hool ۱دلواپس ۲مردد ۳عجله – شتاب ۴ترس
پتکی petki ۱پنجه ی گرگ – پنجه جانوران وحشی ۲مه غلیظ مه آلود
در ور dar var ۱برنده – رباینده ۲قاطع – کسی که کاری را به راحتی به پایان ...
عارض ببین aarez babeyan دادخواهی کردن شکوه داشتن
چپک chapek بخش بالایی ران از قسمت پهلو و شکم
او بنی oo beni ابنی – بن قل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۲۱۰
mod_vvisit_counterديروز۳۴۱۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۹۳۸
mod_vvisit_counterاين ماه۶۰۳۳۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۹۶۰۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني