مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کشت kesht ۱دو گردوی روی هم قرار داده شده ۲کشت و زرع ۳زوج هر چیز
داریه daarye ۱دف – دایره – داربه ۲دف کوچک که نوعی ساز کوبه ای است
بکشی – نزن bakshi nazen کج دار و مریض – مدارا کردن
اوپه oo pe ۱میراب ۲مسیری که در کنار آب رودخانه قرار داشته باشد مسیر ...
پنو peno ۱پناه گرفتن ۲راندن و هدایت کردن حیوانات ۳کوچ دادن ۴نگهبانی ...
مولک moolek گاوی که هر سال بزایدگوساله دو ساله ی آبستن شده
دخوتن daKhotan ۱پنهان شدن ۲رفع شدن غایله و بلوا
تیل رو til roo رودخانه ای در کلارآباد تنکابن
چرچر به چر char char be char چلیک ماره کاه
اتار attaar مرتعی جنگلی در مشرق روستای کدیر نوشهر
لا laa ۱لباس – رختخواب ۲درز شکاف ۳تا خوردن تا
کوله کوله هکاردن koolle koolle hekaarden جوشیدن
هجلاستن hejlaasten پلاسیدن – پژمردن
قلادوش ghelaa doosh نام قلعه ای قدیمی که خرابه های آن در نزدیکی دهکده ی پلور ...
دفه dafe دفعه،نوبت
را پی raa pey
تنگ teng ۱تنگ ۲سبوی گلی – تنگ مسی
تب به تب tab be tab
فت فتی fet feti عروس بزک کرده و پرافاده
پر پرو per peroo گرداندن کفگیر در ظرف غذا به هدف آمیختن مواد آن
درش برش هکاردن darosh barosh hekaarden ۱با چوب بلند گردو را تکاندن ۲کتک زدن
انجیلا منجیلا anjilaa manjilaa آیین آفتاب خواهی در مازندران قدیم که با شعر و موسیقی همراه ...
آمختن aamoKhten تربیت کردن – آموختن – پروردن
بسات besaat ۱ساخته شده – آن چه را که برای امری تدارک می بینند و تهیه ...
ایجار ijaar اینجاها
مجیک mejik ۱مژه ۲چشک – چشمک زدن ۳دانه های انگور خشک شده بر خوشه
چرتک chertok پاشیدن – پاشیده شدن
نچ noch ۱شاخه ی نورسته ی درخت ۲نهال نورسته
پس دشتی pase dashti اندوخته – پس انداز
چماز chemaaz سرخس
پیش چر pish char اولین چرای دام در مراتع
شوربشین shoor basheyan کوتاه شدن پارچه در اثر شستن – آب رفتن
هف رنگی haf rangey ۱فنچ ۲مبتلا به فتق
بالگ baalag ظرف سفالین در اندازه ای متوسط که به خاطر شکل و اندازه ی مخصوص ...
اجرغ ajregh ۱منطقه ی قرق شده ۲حصاری که به دور یک منطقه برای به دام انداختن ...
گاخسه gaa Khese مکانی مسطح در گاوسرا جهت خوابیدن گاوها و دوشیدن آن ها
بالان baalaan از مناطق سه هزار شهرستان تنکابن
گفته gofte پهن اسب
شونک سر shoonek sar وسیله ای که توسط آن پشم را رشته رشته و نرم کننداین وسیله ...
ستی sati پارچه ای که زنان آن را پیچانده و روی سر گذارند تا با روی آن ...
زما پییر zomaa piyer پدر داماد
پس کوت peskoot ۱خلط بینی ۲تفاله ی چای
کمون زی kamoon zi نخ کمان
مننار menannaar مننار
ارمنجی armenji جوجه تیغی
ورا veraa هرس کردن و تراشیدن گیاهان هرز مثل بوته ی تمشک،اقطی و غیره ...
آروسک میچکا aaroosek michkaa پرنده ای شبیه به گنجشک
میین وار miyon vaar میانه – میان دو چیز
دئیجه daije ۱روغن فاسد ۲داغی کشیدن
تا تیپ هاکردن taatip haakerdan ۱آرایش کردن ۲آراستن لباس و هیأت ظاهر اشخاص خاصه کودکان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۴۳۹
mod_vvisit_counterديروز۹۵۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۴۶۵۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۹۹۸۹۳
mod_vvisit_counterجمع۱۶۳۰۰۸۶۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني