مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
رابچه خانی raabachche Khaani از آوازهای آیینی و نمایشی متداول در غرب استان مازندراناصل ...
شیربچا shir bechaa نوعی گنجشک
سرک sarek نیم نگاه – سرک کشیدن – نگاه دزدانه
نشا neshaa فرو کردن بوته ی شالی یا هر نهال دیگر در زمیننوعی کشت که ابتدا ...
نشون هاکردن noshon haakordan ۱چیزی را موردنظر قرار دادن ۲برگزیدن همسر
سلار selaar نوعی روش قرعه کشی در بازی – طریقه ی یارگیری در تمامی بازی ...
شیر بخرد برار shir boKhorde beraar برادر شیری – برادر رضاعی
دل مونی del moni آرزوی انجام نشده – آروز درونی – آنچه در دل به عنوان یک آرزو ...
واگرد vaagard بازگشت بیماری – عود کردن بیماری
نمک دره nemakdarre از توابع دهستان جنت رودبار تنکابن
دمبال دکت dembaal daket ۱عقب افتاده ی ذهنی ۲دو شیزه ای که به همراه عاشق از خانه ی ...
او بکشیه o bakeshiye ۱آب کشیده – خیس شده – غسل داده شده ۲کدوی آب پز شده
توف toof نوعی نخ که در دوختن لباس محلی زنانه به کار رود
بالا روشندون baalaa rooshendoon از توابع بخش بهنمیر بابل
گندمه gandeme زگیل
غریب مبه سر gharib male sar جای غریب مکان غریب غربت
جرجری jorjori ۱نوک درخت ۲جیرجیرک ۳جای بسیار بلند
کر مازو kar maazoo از انواع درخت بلوط
نسرون nasroon شکارگاهی در ییلاقات بندپی بابل
سگ به خو کاردن sag be Khoo kaarden ۱از روی خشم فردی را تحقیر کردن ۲کسی را در منگنه قرار دادن ...
لیسه lisse سنگ نمک برای لیسیدن احشام
زرینگ zering صدای گوش – پیچش صدای سیلی در گوش
ریخ رو riKhe ro اسهال
قلم ghalem قسمت پیشین ساق پا
پرزموک perzemook بسیار اندک
گل مله gel male از توابع لاله آباد شهرستان بابل
مسار masaar ۱درخت بلندی که کندوی سنتی زنبور عسل را روی آن قرارداده و ...
میرکا تیم mirkaa tim خر مهره که به گردن اسب و گاو اندازند هر گونه مهره اعم از دانه ...
رجون rejoon ردیف – ردیف شده
پلا کر pelaa kar قاشق چوبی برای ریختن پلو کفگیر
گئربه goerbe گربه
میدن مج midon mej ۱ناظم میدان – میاندار ۲داور صحنه
حکمی hekmi به طور حتم – براساس حکم
هی هه hay he لفظی که چوپانان در هنگام حمله ی گرگ به گله ادا کنند
کردکتولی korde katooli از طوایف و تیره های ساکن در منطقه ی کتول
در بردن dar borden ۱گریختن – رفتن ۲هدر رفتن ۳چرخانیدن
تب به موس tab be moos نوعی بازی که در آن دو گروه با توپ نفر میانی را هدف قرار دهند ...
سونه soone ۱مانند شبیه ۲می ساید
وزان vazaan ۱آبشاری که در سرچشمه ی رود تشکیل می شود ۲بخش عمیق و گود رود ...
آینه –کا aayne kaa آینه ی کوچک
توزئن tow zean ۱تاب دادن ۲پیچاندن
تاجت taajet
پنج و دو panj o do نوعی قرارداد میان مالک و مستأجر مزارع پنبهصاحب پنبه زار ...
روغون پیلک roghon pilak کوزه ی روغن
جیره سر jire sar ازتوابع رودپی ساری
بابلکان پایین baabelkaane paayin از توابع دهستان لاله آباد بابل
بت بته bat bate ۱تندتند – از چپ و راست – از هر طرف ۲حرفی است برای هدایت اسب ...
کاچ kaach ۱دسته ی کوچک و سر سبز گیاه همیشک که بر چوبی در آغل می آویزند ...
کی بانو ki baanoo کدبانو – خانم خانه دار،لایق و آشنا به فنون تدبیر منزل
را بنی raabanni از توابع پل سفید شهرستان سوادکوه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۰۱۸
mod_vvisit_counterديروز۷۷۰۵
mod_vvisit_counterاين هفته۲۵۴۴۱
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۲۳۰۵
mod_vvisit_counterجمع۱۴۲۰۲۶۰۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني