مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تش پسک tash pash خاکستر آتش که به هوا خیزد – خاکستر سبک
سوت سوتک soot sootek آلت سوت زنی
بپته bapete ۱پخته شده ۲رب
پول کلا pool kelaa کلاه زینتی که زنان به سر گذارند و با پولک ها و سکه های کوچک ...
رادکان raadkaan روستایی در دهستان چهارکوه شهرستان کردکوی که به گویش بومی ...
گلی geli ۱نام قطعه چوب کوتاه در بازی الک دولک ۲نوزاد ریز جثه
دشکنی deshkeni ۱شکست ۲شکسته
پروک پروک perook perook ۱باز و بسته کردن پلک چشم ۲حالت لرزیدن شعله ی چراغ
دماوند وا demaavande vaa از بادهای محلی منطقه ی هزارجریب بهشهر
بند کولی bande kooli بند
کوگندم koo gandem ذرت
هرسا heressaa ایستاده – استوار
سیر sir سیر گیاهی است از تیره ی سوسنی ها که علفی و پیازدار و شامل ...
بریزدو barizdo چوبی بلند که با آن آتش تنور را هم زنند
ستاره setaare ۱نامی بومی برای اسب و گاوی که لکه های سفید و سیاه رنگ داشته ...
سوت پاک بن تلار soote paake bentelaar نام مرتعی در آمل
اجیکک ajikak آلت تناسلی پسر بچه
کتور ketoor ورمی که در اثر زیاده روی و پس از لیسیدن نمک و نوشیدن آب،در ...
لب به لب lab be lab لبریز و پر
بند نرد bande nard از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاه کوه و ساور استرآباد
دم هل dam hel
قدیم سال ghadim saal روزگار باستان عهد قدیم
پتی هکاردن peti hekaarden فرو کردن،سپوختن
یشماق yashmaagh عرف آهتسه صحبت کردن عروس نزد اقوام شوهر که به مدت یکسال ادامه ...
تره te re تو را – به تو
بیشل bishal نام علف زاری است در یوش
آغوز کالن aaghooz kaalen کسی که با چوب بلند گردو را از درخت پایین ریزد
خره Khare جمع کردن چوب در یکجا برای سوزاندن یا ساختن بنا
چندک chendek چمباتمه
حرف دکتن harf daketen موضوع با اهمیتی که هنگام گفتگوی معمولی و عادی طرح شود رازی ...
بردون bardoon روستایی از دهستان کمرود شهرستان نور
گتو gatoo از توابع زیرآب واقع در منطقه ی قائم شهر
بنشه baneshe نشا کن
بی لجون bilajoon ۱افسار گسیخته ۲بی بندبار
پشتی هاکردن peshti haakerden ۱پشتیبانی کردن ۲رام کردن اسب یا گاو نر ۳پالانی کردن اسب ...
گره توده gare tode
پیشا pishaa ۱گربه ۲از قبل
انگیسن angison ۱تره ی کوهی ۲لاغر
پیاز پشته peyaaz poshte روستایی از منطقه ی گلیجان قشلاقی تنکابن
بپر گزی bapper gazi ملخ
برین هاکردن berin haakerden قطعه قطعه کردن
کچیک برار kechik beraar ۱برادر ۲برادر کوچکتر
خشک هائیت Kheshk haait ۱لاغر و رنجور ۲نوعی نفرین به معنی خشک شده
درو زن deroo zan دروغ گو
حنابندون henaa bandon از مراسم مربوط به عروسی،حنابندان
آویزی aavizi از انواع گوشواره
شت مرغانه shet merghaane تخم مرغ فاسد
کلا گوشی kolaa gooshi نوعی کلاه کرک دار که با پشم نرم و لطیف بافته شده باشد
حسن سرا hasan saraa قله ای به ارتفاع ۲۸۲۰ متر در کوهستان غرب چالوس
میکال mikaal مرحله ای از رشد شالی در خزانه که دانه ی آن سبز شود

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۶۱۵
mod_vvisit_counterديروز۶۸۴۵
mod_vvisit_counterاين هفته۲۸۹۶۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۰۴۱۴
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۳۰۸۴۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني