مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
مریجان marijaan از توابع لاریجان آمل
سرچ serch ۱آب بسیار کثیف ۲لزج ۳آب تند و تیز و بسیار سرد
زرت zert ۱فوری – آنی ۲گوز
میانه برو miyaane boro
تن مال tan maal ۱کیسه حمام ۲دامن گشاد ۳شورت و شلوار
وسری دن veseridan انعقاد چربی – تغییر حالت چربی از مایع به جامد
سراقوچ seraa ghooch از انواع کلاه زنانه
عشیره سر ashire sar از توابع گیل خواران شهرستان قائم شهر
پله زئن pele zaan
سما حال semaa haal سما+حالدر موسیقی مازندران عنوان نغمه ای است سازی مربوط به ...
سر بزوئن sar bazooan ۱دیدار کردن – سرکشی کردن ۲خرج برداشتن
نه قلیان ne ghalyaan ۱زشت ۲لاغر ترکه ۳مردنی ۴بی حال
دپیسته dapiste برنج و حبوبات خیس خورده
وک سنو vak sano شنای قورباغه
سرینگ بزئن sering bazoen لنگیدن
بتشر batsher ۱دورتر ۲دوردست
ما دکتی شو maadaketishoo شب مهتابی
کاس کچه kaas kache ظروف و لوازم آشپزخانه
اوبن o ben ۱جنگلی در جنوب گرگان ۲زیر آب
مسه خو masse Kho خواب عمیق
شش جوله shesh joole مرتعی در حوزه ی شهرستان سوادکوه
افراسیو کلا afraa seyoo kelaa از توابع دهستان بندپی بابل
دچر بچر dache bacher ۱تند چریدن احشام ۲سورچرانی ۳بخور بخور
زنجو zenjo ترشح زخم
بهار خمن behaar Khaman مرتعی بین کدیر و کالج نوشهر
وی یازی چو vi yaazi choo وی یازی چو
الو – مار aloomaar علفی هرز با طعم بسیار تلخ
تابزه taa baze ۱تاخورده ۲آرایش شده
هلی کاک hali kaak گیلاس وحشی
هاتل بن haatel ban ۱دو چیزی که اتصال کمی به هم داشته باشند تماس نه چندان محکم ...
لت ببا lat babaa میوه ای که در اثر رسیدن زیاد له شده باشد
اوپرت operet روستایی واقع در هزارجریب بهشهر
بخشتن baKheshten ۱خشکیدن ۲لک دار شدن – لک زدن ۳خزیدن
بوستن bavesten میل داشتن – مایل شدن – هوس کردن
گنا gannaa مادربزرگ – جده
سر آوشتن sar aaveshtan ۱از روی چیزی رد شدن ۲سر برآوردن ۳سر رفتن غذا
نفیر بویین nafir baviyen حضور غیرفعال و بی ثمر در صحنه یا ماجرایی
در وخت der vaKht دیرهنگام – دیر وقت
چنچول chanchool ۱زنبیل دوتایی که توسط چوب به هم متصل شوند ۲چمباتمه
جمنو jamnoo
پالن paalon پالن
جن بزه jen baze جن زده
الرز alerz ۱جو دو سر که شبیه ساقه ی گندم و بلندتر از آن استدانه هایش ...
خس Khes پناهگاه و لانه ی جانوران مثل پلنگ
کانتی kaanti کدام سو – کدام ور
زمبیل zambil نوعی سبد حصیری – زنبیل
پلغ pologh ۱بالا آمدن آبی که در حال جوشیدن است ۲بیرون آمدن مایع از جایی ...
ا گیزن o gizon سکوی کنار نهرها و رودخانه ها
زردکمر zarde kemar نام کوهی که روستای مرگوی کتول در دامنه ی از آن قرار دارد
پلوچک peloochak آزمودن رسیدن و پختگی میوه جات توسط انگشتان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۴۰۲
mod_vvisit_counterديروز۷۳۴۵
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۷۴۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۳۲۸۰
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۸۸۷۷۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني