مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تجا tajaa ۱پرتلاش ۲دونده
چل پاچ chal paach پاشیدن و ترشح مایعات در اثر ضربه ای که به ظرف محتوی مایعات ...
تپه شش آردین tappe shesh aardin تپه ای باستانی در شمال غرب کردکوی
پوش تپه poosh tappe پهن جمع شده ی اسب و الاغ در یک جا
آغوز نکه aaghooz nzkke گردوی بزرگ و سنگین که از آن به عنوان نشانه زدن در بازی استفاده ...
جزغاله بویین jezghaale baviyen زیاد سوختن چیزی – زیاد سوختن
باجی لر baaji lar فرد مبتلا به انگل کرم کدو
تیل تو tilto ۱کسی که پوست تیره داشته باشد ۲بدرنگ
فسار fesaar ۱فضولات بینی ۲تفاله ی چای
اج oj از انواع گردو که پوست سبز آن به آسانی جدا شود
خانه مر Khaane mar مارسیاه خانگی که در دیوار یا بام خانه لانه سازد
قوه جوش ghave josh ظرفی چدنی مخصوص دم کردن قهوه
عدل adl واحدی برای بسته بندی پنبه و توتون که در قالب کیسه های گونی ...
لین lin ۱از توابع ولوپی قائم شهر ۲از روستاهای آلاشت سوادکوه
جا بدائن jaa bedaaen ۱پنهان کردن – از دید خارج کردن ۲پس اناز کردن
بشکفتن beshkoften شکفتن
سر و کار sar o kaar ارتباط – پیوند
زیهون zihoon منطقه ای ییلاقی در بین آلاشت و امام زاده حسن بندپی
قاند هکان ghaand hekaan مخفی کن – پنهان کن
لوچه – ترکاردن loochche tarkaarden از چیزی کمی نوشیدن
ورانداز varendaaz ۱تخمین زدن بانگاه ۲نگاه
هر her گل و لای
چشمیک cheshmik لوبیای سبز
چلکه هاکردن chelke haakerdan خرد کردن پول یا جنس
تلا پشتی telaa peshti جفت گیری مرغ و خروس
دشوم deshom کوزه ای بزرگ که برای گرفتن کره از ماست به کار رود
ارسین arsin خاک انداز فلزی که برای هم زدن و جابه جایی آتش به کار رود
منات menaat ۱نوعی گردن بند ۲نوعی سنگ قیمتی
پس ته – پیش ته pas te pish te ۱بالا و پایین ۲عقب جلو
هرست herest برخیز – بلندشو
کوریک هیتن koorik haytan چشم فرو بستن،نادیده انگاشتن
شورمس shoormas از توابع پل سفید واقع در منطقه ی سوادکوه
خار کش khaar kash از توابع دهستان اندرود شهرستان ساری
پئیس peeis ۱پایان ۲تمام شد(به زبان کودکانه)
جلزوولز هکردن jelez velez hakerdan
بشی دره bashi darre از توابع بخش کلاردشت
حلیم او halim o لعاب برنج
هلو آبی haloo aabey از انواع خورشت
سلاپ لنگ selaapeleng پا برهنه
ار جنبش – حرکت
پش مجمه pesh majme هدیه ای که در درون طبق چوبی قرار گرفته و بر سر حمل شود
برین berin گالی گالی
پرک و پیس perk o pis ۱پوسته پوسته شده ۲ناصافی ۳آت و آشغال ریز
زنجاب zenjaab ۱نیازمند به آب ۲ترشح زخم
توم کن دره toom kan dare ابزاری مخصوص در آوردن نشای برنج از زمین
کئو میلا kao milaa نوعی لک لک
مازی maazi بلوط
چغولی – هکاردن chogholi hekaarden ۱شکایت کردن – شکوه کردن ۲بدگویی و تحریک کردن فردی علیه دیگری ...
دتکانین datkaaniyen ۱کوبیدن ۲تکان دادن ۳خواجه کردن – مقطوع النسل کردن ۴خالکوبی ...
باقرتنگه baagher tange از توابع بخش بهنمیر بابل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۵
mod_vvisit_counterديروز۲۳۷۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۵
mod_vvisit_counterاين ماه۲۷۷۴۸
mod_vvisit_counterجمع۱۱۵۹۸۴۲۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني