مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خوکن Khoo kan ۱جایی را که خوک کنده باشد ۲کسی که بی رویه زمین را شخم کند ...
ساس saas ۱جوی های کوچک در دو طرف جوی بزرگتر جهت هدایت آب به شالی زار ...
واوند vaa vand چوبی تخته مانند به ضخامت ۱۲۲ سانتیمتر و به ارتفاع سه تا چهارمتر ...
شردن sharden خرمن کردن
له له –جاری lale jaari نی زار نیستان
شافت shaaft ۱قدم بزرگ ۲آدم قد بلند ۳جوانه ی نوشکفته درخت
شنگ و شون sheng o sheven داد و بید شیون
مرخا merKhaa ۱زن ذلیل – به کنایه:همانند زن – خاله – مرد زن نما – خاله ...
بغم baghem ۱گیاهی که از آن رنگ متمایل به بنفش حاصل نمایند ۲مطلق رنگ ...
سمبل sembel ۱باسن ۲ران
تره پره tare pare ۱پاره پوره ۲نامنظم
خرمزه کال Kharmeze kaal خربزه ی نارس
زرنا zernaa زرنا سرنا از آلات موسیقی مراسمی منطقه
کرمن kermen فرد مبتلا به کرم کدو
برسنون baresennoon از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی
چوخرک choo kharek چولنگ
راد بزان raad bezaan ۱مانند باد در رفتن ۱از کار شانه خالی کردن
لرز تو larze too تب و لرز
کیلکا kilkaa نوعی ماهی ریز دریا
راور raavar مرتعی در اطراف تنکابن
پاگیزون paa gizon مکانی مناسب جهت اطراق کردن و نشستن به هنگام گردش و تفریح ...
الیاد elyaad کولی – کوچ نشین های هندی الاصل که اغلب به شغل آهنگری می پردازند ...
جیر و جار گتن jiro jaar goten نوعی دشنام – پرده دری کردن
نزب nezb مه رقیق
لا اینگن laa ingen راهرویی در میانه ی زراعت کاشته شده
تنگ راه tange raa ۱راه کوهستانی مال رو که دانیال سلمان شهر را به کلاردشت متصل ...
الوار پنج دانگه elvaare panj daange روستایی در شرق شهرستان کردکوی و از دهستان سدن رستاق غربی ...
بورینسن bavrinessan مصدر بریدن
ورزا خسان verzaa Khesaan تپه ای در ولوپی سوادکوه
ملیل malil بیمارگونه – ناخوش
پانه فرو هاکردن paane fero haakerden ۱کنایه از:پدر کسی را درآوردن – دمار از روزگار کسی در آوردن ...
تقرین taghr in گاو ماده ی چهارساله را به روش های مرسوم آبستن کردن – جفت ...
بیه beye بیا
بشر basher دستور به کار خرمن کوبی و جدا کردن دانه های برنج،گندم و جو ...
نون ساز noon saaz چوب مخصوصی که با آن خمیر را پهن نمایند
قونج ghoonj ۱سرد شدن ۲جمع شدن
گل جاری gel jaari از توابع چهاردانگه سورتچی ساری
نخار neKhaar ۱ناخوش – بیمار ۲نوعی نفرین
سر آوشت sar aavasht ۱لبریز ۲سیل گونه
تالم هاکردن taalem haakerdan ۱نفله کردن ۲غارت کردن
کشتله keshtele از توابع گنج افروز بابل
شیوادره shivaa dare نام مرتعی جنگلی در مسیر مالروی سی سنگان به کجور
پرسون پرسون persoon persoon پرسان،پرسلن – پرسش متوالی و مکرر از اشخاص
دلربیئن deler bien
افی afi ۱باعث شدن ۲موجب شدن
گوشواره gooshvaare قسمتی از کلون در چوبی که در وسط دو لنگه ی در و به فاصله ی تقریبی ...
پائین سولده paain soolde از توابع دهستان ناتل رستاق نور
والنگ vaaleng والنگ
پلهم چال pelhem chaal گودالی با پوشش انحصاری گیاه آقطی
لکارده lekaarde هر جیز بزرگ تر از اندازه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۷۷۴
mod_vvisit_counterديروز۳۵۵۸
mod_vvisit_counterاين هفته۲۱۷۲۵
mod_vvisit_counterاين ماه۷۷۴۰۴
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۲۳۵۵۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني