مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
نوستی navesti چیزی که چندن مورد نیاز و باب میل نباشد – بی رغبتی و بی میلی ...
دسور هدائن dassoor hedaaen دستور دادن
زیله zile محکم و سفت
رسم دارمله ressem daar male از توابع دهستان دشت سر بخش مرکزی آمل
کنگ خر kenge Khar چهارپایه ی کوچکی که بر روی آن نشینند و نشا را از خزانه جدا ...
تیرمبی tirembi کبوترکوهی
دارنا daarnaa ۱نام قلعه ای قدیمی که ویرانه های آن بر نوک کوهی در ناییج ...
پیته pite ۱پوسیده – فرسوده ۲پوک ۳قطعه ای از مغز خشک چوب
منت هکاردن mennet hekaarden سرزنش کردن – نصیحت کردن
ککی kakki کوکو،از انواع پرنده
سیا کل seyaa kale از توابع گنج افروز بابل
کاشتی kaashti دام گوشتی
پنج چله panj chele پارچه ای به عرض پنچ چله که هر چله ی آن به عرض یک وجب و چهارانگشت ...
کاچول دوسن kaachool davessan کپره بستن زخم
لیلرد leylord نام محلی در ناییج نور
برزلی barzeli از طوایف و تیره های ساکن در شهرستان کتول
دوب doob ابله – نادان – خرفت
خروشک Kharooshek گیاهی که ساقه ی آن به جای هیزم مورد استفاده قرار گیرد
گمبه گمبه gombe gombe پیاپی – پیوسته
چوله choole نوعی پیمانه ی برنج از جنس چوب
ارمک armek روستایی از دهستان گنج افروز بابل
اسفه زرک esfe zarak شلتوک خاکستری
کک بوزیین kak bavezziyen کنایه از:بسیار آرام و بی سر و صدا بودن
سیل وار sayle vaar باران سیل آسا
اکر aker ۱شیرین عقل ۲لوس و ننر ۳کسی که برای خود شیرینی خود را بی عقل ...
خل Khel ابله – خل –دیانه – آدم سبک عقل
سود sood نوعی آفت پنبه که سبب سوختن و خشک شدن برگ ها گردد و گیاه را ...
زک زک zak zak فریاد سگ که ناشی از درد است
گرسکل gereskel ۱حلزون ۲برق ناگهانی
پرسش persesh پرسش – پرسیدن – سؤال کردن
سگ ماز sage maaz خرمگس
ماردم maaredem مادرزادی
ورگید vargid گیاهی هرز که در شالی زار روید
همبس hambes ۱فشرده – انبوه ۲غلیظ ۳متراکم و در کنارهم
کت فیل kate fil پرتاب کردن
پله پیس خوار pale pis Khaar کسی که به غذاهای بی ارزش علاقمند باشد
عاشق دل aashegh del عاشق
مم ممه شو mam mame shoo آیینی قدیمی برای بند آمدن باران و آفتابی شدن هوا
شور بردن shoor borden کوتاه شدن – کوتاه و تنگ شدن لباس پس از شستن آب رفتن
وابزه vaabazze در باور عوام غذایی که طلسم شده و خوردنش فرد با بد اقبالی ...
قلعه ماران ghale maaraan قلعه ای معروف در جنوب شرقی شهرستان کتول
جل چال jale chaal از مراتع لنگای عباس آباد
سر بیتن sar bayten ۱شروع کردن – آغاز شدن ۲سرپوش برداشتن از چیزی ۳فرا گرفتن ...
برسییه baresiye ۱میوه ی رسیده ۲رسید به مقصد یا هدف خود رسیده است
شامورتی بازی shaamoorti baazi چشم بندی کردن
گوشو go shoo قسمتی از حصار مزارع که آسیب بیند و گاوها بتوانند ازآن نقطه ...
نمشان nemshaan
تا تیپ هاکردن taatip haakerdan ۱آرایش کردن ۲آراستن لباس و هیأت ظاهر اشخاص خاصه کودکان
وش vesh بز نری که برای جفت گیری پرورش داده شود
بجیین bajiyen ۱پریدن ۲پرواز کردن ۳فرار کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۷۲۲
mod_vvisit_counterديروز۹۰۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۴۸۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۴۷۳۱
mod_vvisit_counterجمع۱۶۲۲۵۷۰۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني