مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بکو bakoo برک
یدفه yadafe ۱یکباره – ناگهانی ۲بی خبر
زرم zarm پوست سبز گردو
دل دکت del daket ۱به دل افتاده –برات شده ۲یک در میان
پترود پی petrood pey از توابع دهستان بندپی شهرستان بابل
دست تر das tor تبر کوچک
هامیز haamiz نوعی گیاه
اشیرغاز ashir ghaaz نوعی گیاه دارویی مؤثر که جهت دفع انگل،آن را در آب جوشانده ...
بابا گلمه baabaa golme روستایی از دهستان استرآباد جنوبی گرگان
پل پلی هکاردن pal pali hekaarden ۱زیر و رو کردن ۲گرداندن ۳واژگون کردن
پروک بزئن perook bazoan ۱پلک زدن ۲خود را جمع کردن – سر درگریبان فرو بردن ۳صدای شعله ...
جرهکتن jer heketen سرازیر شدن – پایین رفتن – فرود آمدن
آییش aayish ۱زمین کشت نشده ۲کشتزار برنج
چارمی chaaromi چهارم – نفر چهارم – چهارمی – چهارمین
بازار کمر baazaar kamar قله ای به ارتفاع ۳۹۲۰ متر در کلاردشت چالوس
دراجین daraajeyan آب را در کشتزار تقسیم کردنآبیاری
سر او sar o ۱آب خزانه ی دوم حمام های قدیم که جهت آب کشیدن در خزانه آبگیری ...
دل هول del hool ترس واهمه
پاچی paachi از توابع دهستان بنافت ساری
لب بدائن leb bedaaen پر کردن – لبریز کردن
اسبه – انجیل esbe anjil انجیر سفید
خرمای چم Khermaai cham مایل به خرمایی – متمایل به رنگ خرمایی
اویل avil ۱از توابع دهستان کوه پرات نوشهر ۲نام دهکده ای در حومه ی کجور ...
کیون keyoon از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل
شا پلافه shaa pelaafe نام قلعه ای قدیمی در کجور که آثار آن بر روی کوهی به نام رستم ...
اماره emaare مارا
بشورده – چش bashoorde chesh بی حیا – دریده
کله سره kele sere از روستاهای کوهسار فندرسک استارآباد
بمس bemes ۱رام شده ۲عادت داده شده،مأنوس
باب ناظر baab naazer از محله های قدیمی شهرستان بابل
چلغات chelghaat نوزادکودک تازه به دنیا آمده
چار ویدار chaar vidaar چارپادار – چاروادار استردار
پاتیل رنگ رجی paatile rang reji دیگ مسی یا چدنی بزرگ و دهان گشاد رنگرزی
چنگ به چنگ بویین chang be chang baviyen پنجه در پنجه ی حریف انداختن
بپاته bepaate ۱متلاشی شده – پاشیده شده ۲خستگی تا مرز وارفتن
اوایر o eir ۱آبچک ۲فاصله ی بیرونی دیوار تا انتهای شیروانی
مر گل mar gol خر زهره
بالا – شاکو baalaa shaakoo شاه کوه بالا از روستاهای دهستان کوهپایه گرگان است
لاپی دار laapi daar ۱تیر چوبی و ضخیم سقف در خانه های روستایی ۲چراگاه دام ۳درخت ...
رق regh شن ماسه ریگ
بلاره bellaare ۱قربان – فدا ۲قربانت شوم
همیشتکا hamishtekaa گندم برشته و بو داده
پلواری palvaari پرواری
زید zid زود
قاندواری ghaandevaari مرتب کردن وسایل در خانه –منظم کردن
قولنگ ghoolang
پی دار pey daar بانگی که به واسطه ی آن شب پا،فرا رسیدن نیمه ی شب را به دیگر ...
قملک بزان ghomlak bezaan حرکت دادن تعمدی و آگاهانه کفل به هنگام راه رفتن
مچل mechel تخمی که به عنوان نشانه ی محل تخم گذاری در زیر مرغ قرار دهند ...
هارسته haareste ۱مترسک ۲بختک

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۴۴
mod_vvisit_counterديروز۲۰۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۷۱۶۵
mod_vvisit_counterاين ماه۳۴۷۱۸
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۵۳۹۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني