مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
براز beraaz گرازوحشی
نابلد naabalad کسی که با راه یا کاری آشنا نباشد
پوست جز poste joz پوست سفت و سخت گردو که حافظ مغز می باشد
پا به کله paa be kale نوعی نشستن گالشان که پاهای خود را به سمت آتش دراز کنند
شالی shaali ۱گوسفند قهوه ای رنگ ۲شالی،شلتوک
وشنایی veshnaayi گرسنگی
درشت deresht ۱خشن – سفت – زبر ناهموار – درشت ۲کلفت
سگ باد sag baad گرفتگی ماهیچه ی پا
شا shaa شاه پادشاه
جیگر دبیج jigar dabij خورشتی از:جگر،دل،قلوه و پیاز سرخ کرده
کین پاچ kin paach تقلا و تلاش همراه با حرکات پا و ران و سرین
لب پاش lab paash گل و گشاد
امزنا emzenaa ازبنا
ازرچال ezzerchaal نام مرتعی در حوزه کلاردشت چالوس
پتل petel آماس – ورم
چنگ به چنگ بویین chang be chang baviyen پنجه در پنجه ی حریف انداختن
کش بزان kesh bezaan در آغوش کشیدن – بغل کردن
تک وند tek vand پوزه بند،دهان بند
تول چشمه tool cheshme نام رودخانه ای که از ارتفاعات کوه یخکش النگدره سرچشمه می ...
کمر بن kamer ben ۱از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزار جریب بهشهر ۲نقطه ای ...
بایه مله baaye male نام دهکده ای از دهستان بالا لاریجان آمل
پئیز ما paeize maa هنگام پاییز
گرجی gorji قوم گرجی از اقوام همسایه ی ایران و در ادوار گذشته خاک آنان ...
پلاسمه pelaasme پوست خشکیده ی توام با خون بر روی زخم
سر پوس sar poos ۱پوست سر ۲آثار – ردپا
بسته رنکی boste roneki زن ولگرد
آش گلیک aash geliak نوعی نسترن وحشی
پئیی پئیی بوردن peei peei boordan عقب عقب رفتن
کردمله kord male ۱روستایی از دهستان عشرستاق هزار جریب بهشهر ۲از توابع چهاردانگه ...
پابند بویین paaband baviyen ۱درگیر شدن ۲گرفتار کار شدن
جزبل jez bal ۱نیم سوز کردن چیزی ۲روی شعله قرار دادن مرغ و ماکیان پرکنده ...
چلچلاک chel chelaak پرستو
رک و ریشه rok o rishe رگ و ریشه – ته و توی قضیه
کوترم kootrem سکو بهارخواب تراس
آروس جل aaroos jel پارچه ی دم قیچی – پرت پارچه در خیاطی
کین چرخ بزئن kin charKh bazoen ۱گیج بودن ۲بیوده چرخیدن ۳به طور نشسته به دور خود چرخیدن
لاچه لاچه laachche laachche دانه های درشت و پهن برف
رز کاردن rez kaarden ریز کردن – خرد کردن
پیسه چنک pisse chenek ۱بدخلق ۲همه چیز خوار
نراسم neraam از توابع دهستان بندپی بابل
می فرفری mi ferferi پیچیده موی – دارای موی مجعد
چس خار ches Khaar ۱خسیس ۲آن که خوراک بازمانده ی دیگری را می خورد
سیزه تلی size tali گندم
لتی جون leti joon نام آبادی از فیروزجاه بابل
آبا aabbaa پدر بزرگ
بند دل bandel ۱بار وسایل ۲بار بسته بندی شده
تمیس tamis نام شهری در مازندران که بقایای آن اکنون در استان گلستان ...
بزچشم bez cheshm خیره سر
قارس ghaars محکم – سفت قرص
چو سخ choo sekh سیخ چوبی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۸۰
mod_vvisit_counterديروز۲۳۷۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۰
mod_vvisit_counterاين ماه۲۷۷۳۳
mod_vvisit_counterجمع۱۱۵۹۸۴۰۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني