مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پوس کلا poos kelaa کلاه پوستی
چشمو چین cheshmoo chin مهره ای آبی رنگ که برای دفع چشم زخم به لباس بچه ها آویزند ...
ده کل لیفا de kal lifaa چوب دو شاخه که بیشتر در خرمن و برای زیر و رو کردن کاه برنج ...
جغ دچی jegh dachi فشرده شده
چرتی کنگ cherti keng اسهالی کسی که اغلب اسهال دارد
شیرپچ shirpach چوپان متصدی پختن شیر
گرم آبک garm aabak از توابع بیرون بشم شهرستان چالوس
تک تکی چو tak taki choo قسمتی از وسایل آسیاب
دوس هاکردن doos haakordan مأنوس ساختن گاو و تازه زا با گوساله ی نوزاد
زهم zahm زخم
پر par ۱برگ ۲دامن ۳شاخه های درخت ۴جوانه کوچک
برجلا barjelaa ۱عصبانی شدن – خشم آنی و توپ و تشر زدن
گرده gerde کلیه
نر و ما nar o maa ۱نر و ماده ۲نوعی دکمه ی فلزی که به صورت جفت نر و ماده ساخته ...
نظرگیر nazer gir وسیله مصنوع که جهت پیشگیری از چشم زخم سازند و بر دیوار خانه ...
ونا vanaa از توابع لاریجان آمل
گب گال gab gaal
تت لشک tet lashk صدای شکستن – صدایی نظیر شکستن یک باره و متوالی ظروف شیشه ...
دس – سو – هکاردن das so hekaarden ۱کورمال رفتن ۲لمس کردن با دست
پیر زن چل گوشی pir zan chal gooshi ۱سخن سربسته ۲حرف در گوشی ۳وراجی
دجم بجم dajem bajem جنب و جوش
کک kek نوعی گیاه خودرو و ییلاقی
هیر hir بگیر – بردار
پمه چله pamme chele ساقه و شاخه های خشک شده ی بوته ی پنبه که برای سوخت تنور به ...
پته چش pete chesh لوچ
کری keri نام گاوی که به روی کمرش خطی سفید رنگ وجود داشته باشد
تمسک tamsesk از توابع هرازپی آمل
په peh ۱پود نخ هایی که در عرض پارچه بافته می شوند ۲عقب تعاقب ۳گوشه ...
مسار masaar ۱درخت بلندی که کندوی سنتی زنبور عسل را روی آن قرارداده و ...
اج oj غرور
دوریج وریج doorij voorij ۱فراری گریزان ۲پراکندگی
پش بند pesh band ۱کمک ۲مکمل ۳پشت سرهم پی در پی
گمبی gambi شکمو
غوشه ghooshe خوشه
ته تاش ta taash درو کردن از قسمت پایین تر ساقه
پاشا کلا انتقالی paashaa kelaa enteghaali از توابع دهستان اسفیورد شورآب ساری
تفسی گری tafsi gari رسوایی
گل زور gale zoor فضله ی موش
اواز evaaz ۱آواز ۲از مقامات سازی مازندران که از موسیقی سنتی ایران گرفته ...
چاربه chaarbe چهارپا – به الاغ و قاطر اطلاق شود
سیزه sizze سیزده
دسکته daskate افتاده – ناتوان
قلیر ghalir گیاهی با گل های زرد که ریشه ی آن عقیر نامیده می شود
کینجی kinji کنجد
چلی chali رگ به رگ شدن – ضربه خوردگی – در رفتگی
چل chel چهل
گاوزیره gaav zire زیره ی کوهی
من ملک menmelk از توابع گلی خواران قائم شهر
ارمنجی پشت armenji pesht مرحله ای از رشد شالی در خزانه – سبز شدن ابتدایی شالی در خزانه ...
په کلی pe keli گوساله ی یک ساله

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۱۷
mod_vvisit_counterديروز۴۲۹۹
mod_vvisit_counterاين هفته۴۱۷
mod_vvisit_counterاين ماه۴۸۷۳۱
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۱۹۴۰۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني