مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
گماشته gomaashte پادو نوکر خانه
رزه reze ۱ریزه ۲برنج های شکسته شده که کوچکتر از نیم دانه است و به ...
پا دنگ paa dang آسیاب پایی دنگی که با نیروی پا کار کرده و غلات را آرد کند ...
خو بییتن Kho baeiten خواب به چشم آمدن – خواب آلود شدن
اوهاشی oo haashi ۱آغشته به آب – خیس ۲او آشی oo aashi هم گفته می شود
پل بکشین pel bakeshian ۱جوانه زدن ۲بالیدن
پورزن poor zen وسیله ای برای صاف کردن مایعات
لپا leppaa چوب دو شاخه که در خرمن کوبی به کار رود
بلل کوه balel kooh روستایی در منطقه ی مرزن آباد چالوس
دنگ چاله dange chaale چاله ای که دنگ در آن فرو آیدچاله ای که شالی بعد از پوست کندن ...
قیچ گره ghich gare به صورت کنایی:به افرادی گویند که از گردنی نازک و بلند برخوردارند ...
اکینه akine دهکده ای قدیمی بر سر راه دو هزار تنکابن
چنگال changaal چغندر
بنن bannen بند شلوار
پی گوش بدائن pey goosh badaaan ۱مخفیانه به سخن دیگران گوش سپردن ۲صرف نظر کردن
دسه سر dase sar از روی دست – بر روی دست
هلوم سر heloom sar از توابع میان دورود ساری
شپیله shopayle
پریک زئن perik zean چشمک زدن
گلی هدائن geli hedaaen برای جلوگیری از چرا کردن دام،قطعه چوبی کوتاه را که به دو ...
کلا سنگیان kelaa sangeyaan روستایی از منطقه ی روشن آباد گرگان
سو so ۱عادتی را از کسی ارث بردن ۲ریشه،اصل و تبار
نسبی کاری nesbikaari نوعی شراکت در کشاورزی که محصول به صورت پنجاه پنجاه تقسیم ...
زرج پلی zarej beli اردک مرمری
پاتشا وزیر paateshaa vazir ۱قاپ بازی ۲شاه وزیر بازی
نیرم nerem ۱کنار گذاشته شده ۲بی اعتنا
لارتی پارتی laartti paaretti گشاد گشاد
سرنگونی sarnegooni نوعی نفرین به معنی بمیری و از بین بروی
چنی چش chini chesh اسبی که یک چشمش زاغ و رنگ چشم دیگرش متمایز باشد
بارک baarek کومه ی موقتی
شله واش shele vaash نوعی گیاه خوراکی و نوعی خورش به همین نام
بولی booli لگدمال شده
غلطنه ghalotone جریمه تاوان عمل اشتباه
وسییه بردن vessiye borden گسل رفتن – شکافتن و رانش زمین
کرکچال ker kchaal محل بافتن جاجیم
گوش بره goosh barre گوشت زیر دنده
چک سر chak sar ۱پاچه ی شلوار ۲مچ پا
ضف zaf ۱سستی و ناتوانی ۲غش
بناییر benaair حلقه ای که با ترکه بافند و زیر دیگ غذا گذارند
پکول سواریین pekool sevaar bayen بر شانه سوار شدن
اسب – کشی asbe kashi تنگ اسب – بندی که با آن بار را به پشت اسب می بندند
مینک پش meyenakpesh مرتع و محلی در لاشک چالوس
سر جوش sar joosh نخستین جوش زدن دیگ بار گذاشته شده – دیگی که آبش تازه جوش ...
گسه هکاردن gesse hekaarden بافتن گیسو
دارکاتی daar kaati نردبان گالشی تک پایه
النا elenaa ۱پرندگان صحرایی ۲از انواع حواصیل از خانواده ی famiayardeidae با ...
نم بزوئن nam bazooen ۱باران کوتاه مدت ۲نم زدن
زلفی zelfi مزلف،صفتی برای جوانان جلف و سبک سر
لره lere صدا – نعره
دب چشمه deb sheshme نام چشمه ای در منطقه ی کجور

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۲۵
mod_vvisit_counterديروز۷۲۲۹
mod_vvisit_counterاين هفته۷۳۵۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۴۶۱۶
mod_vvisit_counterجمع۱۴۳۷۶۵۰۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني