مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
جزی بزی هاکردن jezi bezi haakerden گفتگو کردن – داغ شدن گفتار – با سر و صدا حرف زدن
چلچلا chelchelaa پرستو – چلچله
چک و –چمر chek o chemer سر و صدا – صدا
پرسائن peressaaen ۱ایستادن – بلند شدن ۲بیدار شدن
گرمستون garmestoon از توابع کلیجان رستاق واقع در منطقه ی ساریمنطقه ی گرمسیری ...
بردین bordin از توابع دهستان کمررود شهرستان نور
سرخ تش serKhe tash سرخ به مانند آتش – بسیار سرخ
میان کو محله meyaan koo mehalle از توابع خرم آباد تنکابن
پیش داشت هکردن pish daasht hakerden ۱پیشنهاد کردن ۲سپر بلا کردن ۳هدیه دادن
داد در آردن daad dar aarden ۱سر و صدای کسی را در آوردن ۲کسی را تنبیه کردن
سیمه sime دمل چرکین
اسب تاجنی هاکردن asb taajeni haakerdan اسب دواندن
کلاچ kelaach ۱حیوان دو رنگ ۲هر چیز زشت و بدقیافه
گل بوم gel boom سقف و دیوار گل اندود سقفی که گل اندود شده و با ماله صاف گردد ...
جی یز jiyez جهیزیه ی عروس
خاش مزه Khaash meze خوش مزه
بلت بر balet bar نردبان دو طرفه ی ثابت پرچین جهت عبور و مرور
انگوس angoos انگشت
کشیده kashide ۱سیلی ۲آدم بلندقامت
نسق nasagh ۱قباله ۲تنبیه
فت کش fet kash از توابع چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
بدکان badkaan افراد حسود
اونه – ما oone maa از ماه های گاه شمار سنتی مازندرانی
باز baaz ۱نوعی پرنده شکاری ۲سنجاقک ۳صدای جیرجیرک
جو درو jo dero دروی جو
تلا talaa مرتعی جنگلی در حومه ی نوشهر
به دارمله be daar male از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
خستن Khastan ۱زخمی شدن و مجروح شدن ۲آزرده شدن – ریش کردن – زخم کردن
هپراسانین hepraasaanian چیزی را به دیوار یا جایی تکیه دادن
اواز avaaz ۱آغاز ۲آواز
بخاس baKhaas بخواب
تب و تیپ tabo tip ۱تشر – تشر زدن ۲کتک زدن
دریوک deryook دریاچه
را روز raa rooz راه – جاده
فین feyan نام دهکده ای در پنجک رستاق نوشهر
قلعه خندان ghale Khandaan قلعه ای قدیمی در غرب شهر گرگان
کرات لو keraat loo از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل
یورنه yoorne از توابع ولوپی سوادکوه
کنه کاری kenne kaari کنده شده – منبت کاری شده
سر بموئن sar bemooan گرفتار شدن
این تا in taa این یکی – این
کل و کور kalo koor ۱آدم ناقص
هیژدو hizhdoo ۱از اصوات – تشویق گاو نر به جنگیدن ۲از اصوات برای ترساندن ...
گجه geje ۱تراشه ی هر چیز که برنده باشد ۲قسمت انتهایی فرش که بافته ...
رت rat ۱نشانه – رد پا ۲پاره شدن – گسسته شدن – رهاشدن
دخن بخن daKhon baKhon آواز خوانی – خواندن
خدا بخش Khodaa baKhsh نامی برای مردان
پاس هاکردن paas haakerdan برداشتن پوست سبز گردو
جوله joole زمین باتلاقی – زمین کشاورزی باتلاقی
جوامی javaami جمامی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۶۴۵
mod_vvisit_counterديروز۷۶۱۵
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۸۰۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۳۹۴۰
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۷۸۵۲۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني