مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تاله taale ۱حلقه ای آهنی در گاو آهن که دو قسمت آهنی و چوبی را به هم متصل ...
گلن galen سطحی پوشیده از خار پشته و بوته های تیغ دار
رجه رجه دار raje raje daar درختانی که به هم ردیف کاشته شده باشند
گبر gabr زرتشتی
لغلی loghli
جن کوب jen koob چوبی که برای جلوگیری از نشت باران بر پشت بام های گلی کوبند ...
کندرماز kender maaz زمین شخم خورده پس از دروی شالی
پهلم pahlem آقطی – نوعی گیاه یک ساله
سلپ selp سرب
تزم تزم tezem tezem ۱رجز خوانی نابجا کردن – فخرفروشی کردن و داد و فریاد نمودن ...
اندی andi این مقدار در بیان کثرت
چنگ chang شالی درو شده ای که در یک مشت جای گیرد
لغزی laghzi
سلا sallaa چوب هایی که به صورت افی در پرچین به کار رود
شلاد shallaad شلوغ کار – شارلاتان
تل tel شاخه ی جوان که با رشد سریع از شاخه ی اصلی جدا شود
اشکار – شاخ eshkaar shaaKh ۱شاخ گوزن ۲شاخ حیوانات شکاری
خربزه باغ Kharbeze baagh جالیز – باف صیفی کاری
بیمسن bimsen بیاموز
ناگمون naagemoon یکباره – ناگهانی
در کندا dar kendaa ۱چهارچوب زیرین در ۲سکوی جلوی در
استنگا estengaa محل اتراق رمه در کوچ ییلاق و قشلاق
خال بکونیین Khaal bakoobiyan خال کوبی کردن
موج مجیک moje mejik مژه – کسی که مژه بلند و برگشته دارد
دونگ davang برجسته و ناهموار
یک بن yak ban یک بند خوانی – بخش کردن آواز که به طور معمول با یک مقام بزرگ ...
تلوس taloos ۱آت و آشغال ۲علف های پاییزی
دله چین dele chin دزد یا پنبه چینی که غوزه های درشت پنبه را چیده و از چیدن غوزه ...
کاشن دار kaashon daar درختی که بر پوست آن خزه روییده باشد
بخاستی beKhaasti عاشقی تمایل قلبی و عاطفی به جنس مخالف داشتن
زن میری zan miri مردن زن – از دست دادن همسر
شند شنده shend shende شیون و فریاد متوالی
تپلک tepolok ۱اداو اطوار ۲کم و اندک
هیکا پشت hikaa pesht روستایی از توابع بابل
کتل کتلی kate kateli ۱از درازا ۲برش عرضی دانه
تاریک دره taarik dare ۱چشمه ای در روستای یخکش بهشهر ۲مرتعی در سوادکوه
یه گلی بخنسن ye gali boKhonessan به اندازه ی یک بند آواز خواندن
خاس کوه khaaskooh ۱از ارتفاعات بدون درخت البرز ۲مراتع بی درخت البرز در ارتفاعات ...
توسا کلام tosaa kolaam نام آبادی در حوالی دو هزار تنکابن
پاتک paa tek نوک انگشتان پا
رسی رسی پمبه رسی resi resi pambe resi باز آفتاب مهتاب
بچوسن bachossan مکیدن
ناس ناس naas naas ۱محرف واژه ی شناس که به میمون گفته می شود ۲نوعی تحقیر و تخفیف ...
سید خل seyd Khel از توابع چهاردانگه ی هزارجریب ساری
جامبلوک jaambelook کاسه ی کوچک – کاسه ی ماست خوری
گلا gelaa ۱طایفه ای درمنطقه ی سوادکوه ۲نامی برای گاو
خش وره Khesh vare ۱به وسیله بوسه ۲دل کسی را با روبوسی به دست آوردن
پایین مرگو paaein margo از توابع دهستان بندرج ساری
جرد هاده jerd haade پاره کن
سی تیکا sitikaa توکای سیاه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۷۷۴
mod_vvisit_counterديروز۳۴۲۱
mod_vvisit_counterاين هفته۵۱۹۵
mod_vvisit_counterاين ماه۴۵۵۹۴
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۸۴۸۶۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني