مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
رودبار مله roodbaar male از توابع دهستان چهاردانگه ی هزار جریبی ساری
بگروختن bogoroKhten برفتن
چغن cheghen گیاهی باتلاقی که با آن حصیر بافندنی مرداب
کسون kasoon خویشاوندان،آشنایان و اقوام
چاچ دمال chach domaal ۱بخش میان ناودان شیروانی تا دیوار خانه ۲قسمت انتهایی دیوار ...
از سر az sar دوباره – باردیگر
شتر حال shetere haal ۱از ریز مقامات موسیقی – شتر+حال ۲تکه ای سازی مربوط به نی ...
شر شری sher sheri آبشار کوچک
شتل shetal ۱باران شدید ۲خیس شدن ۳گل و لای حاصل از باران شدید
اچکلیدن echklidan فشردن و چنگ زدن لباس جهت شستشوی بهتر آن ها
گل کلو gel keloo ۱حیف و میل ۲آماده کردن خزانه ی شالی ۳نرم کردن کلوخ های زمین ...
چمی chami نوعی برنج نامرغوب خزری
زری جا zarijaa از توابع بندپی بابل
کوه پر kooh par ۱جایی که میان بند پرتاس تمام شود و بعد ازآن تا شعاع پانصدمتری ...
لوپیچ loo pich پارچه ی به هم تابیده که،دور در دیگر می گذارند که از خروج ...
کربارچی karbaarchi کسی که توده های بسته شده ی زراعت را از زمین به خرمن گاه می ...
آزگار aazegaar زمان ممتد و طولانی
موتره motere لب بالا و پایین
لمترتپل lamter tapel تپل و کوتاه قد
الا elaa ۱گشاد – باز ۲وارفته ۳پراکنده
همش بور hamash boor نام روستایی قدیمی در تنکابن
دم سو دم سو demso demso ۱خایه مالی کردن ۲چاپلوسی
کش بخردن kash baKherdan ۱برخورد کردن به هم برخوردن ۲یکی از روشهای بالا رفتن از درخت ...
کش دمبک kash dembek کش+دمبک همان تنبک است که سازی غیربومی است و مدتی است که توسط ...
ونوشد vanooshed نام روستایی در هزارجریب بهشهر
داغ بویین daagh baviyen ۱گرم شدن زیاد ۲سوگوار شدن
همالندین hemaalendiyen تا زدن لنگه ی شلوار و آستین پیراهن جهت جلوگیری از آلوده شدن ...
مردنین merdenin مردنی بی حال
کافور kaafoor ۱نوعی حالت انزجار ۲ماده ی معطری که از برخی گیاهان گیرند ...
پیش گوزک pish goozek اقدام به کاری و درماندن در انجام آن
کش کاب kash kaab ۱پیچاندن پا به سمت بغل که فنی در کشتی محلی است
دل پست هکاردن del past hekaarden ۱مخلوط دو چیز ۲خوب پخته شدن
کیسه کش kise kash دلاک حمام
خی خل Khi Khel ۱ابله – احمق ۲دیوانه
مهتر کاش تپه mehter kaash tappe تپه ای قدیمی و دست ساز نزدیک قره تپه ی بهشهر
خشک رود Kheshke rood از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی بابل
موچ هدائن mooch hedaaen نهیب زدن به اسب برای پریدن و یا حرکت سریع
مس مس mes mes ۱درنگ – این پا و آن پا کردن ۲کاری را مهمل گذاشتن
تش کرخنه tash karKhene ۱اتاقی که اجاق هیزمی در گوشه ای از آن تعبیه شده و پخت و پزهای ...
پس بکت pas baket پس افتاده
کشته کا keshte kaa از انواع گردوبازی که گردوها را دوتا دوتا روی هم قرار داده ...
فرت بویین fart baviyen ۱پرت شدن
اشکر eshker چوب و شاخه های خشک درخت – خرده چوب
مشک فیک meshk fik از انواع بید تبری
زالکا zaalekaa هسته و میوه ی نارسی که تلخ یا ترش مزه است
ورانداز varendaaz ۱تخمین زدن بانگاه ۲نگاه
بیه biye از اصوات برای فراخواندن اسب
خشت مال Khesht maal کسی که با گل خشت درست کند
لاک تاش laak taash ۱مرتعی در پرتاس ولوپی قائم شهر ۲از توابع گیل خواران قائم ...
رچ rach دفعه – مانند

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۹۷
mod_vvisit_counterديروز۷۴۷۴
mod_vvisit_counterاين هفته۲۶۰۷۴
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۰۹۹۰
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۴۹۴۳۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني