مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ختیار لنگ Khetyaar lang گیاهی است وحشی شبیه به اسنفاج
رد بئیین rad baeiyen عبور کردن – گذشتن
کتل شنی ketal sheni مرتع و چشمه ای در جوار روستای کدیر نوشهر
دزمالی dez maali بافه های چوبی نازک و منعطف از شاخه های تاک که به صورت حلقوی ...
دم لک dem lak تکان دادن باسن به هنگام راه رفتن – قر دادن
تیرمرغ tir morgh پرنده ای آبزی
گچه geche واژه ای که برای راندن گاو و گوساله بر زبان رانند
سرخن sorKhon اسب سرخ رنگ
جیکاپر تیکاپر jikaa par tikaa par نوعی بازی – کلاغ پر
توقدار tog daar درخت داغداغان
ماهی پتول maahi potool بادکنک داخل شکم ماهی
شل زمین shele zamin زمین نمناک – زمین سست
تیره tire تبار نژاد
هوایی غاز hevaaei ghaaz غاز وحشی
گنو gannoo
ورزنه varzene از توابع بندپی بابل
سگ مهر sag mahar نوعی گیاه سمی
خورگیری Khaver giri ۱پرس و جو پرسیدن نشانی ۲احوال پرسی
ورگانا vargaanaa نام باستانی گرگان
گندل gandel ۱گندو ۲آن که تنش بد بوست
گلوگلو geloo geloo صوتی برای فراخواندن گوساله
بسیه در basiyedar در منبت کاری شده – در کنده کاری شده
پشت زیل peshte zil ۱مهره کمر ۲مرز بین دو نیمه بدن از جهت عمودی
تره tere پاره – پارگی
جیروجر هاکردن jiro jor haakordan بالا و پایین رفتن
زمی کارما zami kaar maa زمان شالی کاری
آلم aalem ۱ساقه های بازمانده پس از دروی غلات ۲زمینی که هرسال و بدون ...
لسفیجان lesfijaan روستایی از ناتل رستاق نور
آخر لش aaKher lash نام مکانی در نزدیکی سنگ رج آلاشت سوادکوه
کمرکش kamer kash چوب هایی به کلفتی تقریبی ده در ده سانتی متر و بلندی سه تا ...
ماسره maa sare ۱مهتاب ۲هنگام بیرون آمدن مهتاب
سلج انبار salej anbaar از توابع دهستان سه هزار تنکابن
ول ویل vale vil کج و ناراست
چاردسک chaar dasak
کله بنه بخارد kalle bene beKhaard نوعی نفرین به معنی:سر به زمین خورده
تاسا taasaa ۱آن وقت – ساعتی پیش – چند لحظه پیش ۲تاکنون
لواشه lavaasha پوزه بند
ببران babraan نامی برای سگ گله
غرویل gharvil غربال
کنجی چو تل konji chootel پشته ی درو شده ی کنجد که به شکلی خاص چیده شود
بلئور bellaoor تنومند و چاق
ساور کلاته saaver kelaate روستایی در سه کیلومتری شمال شهرستان علی آبادکتول
خار کش khaar kash از توابع دهستان اندرود شهرستان ساری
ژاژ بکرد zhaazh bakerd ۱برافروخته ۲حالت عصبانی
مار وری maar vari ۱از طرف مادر ۲نسبت خویشاوندی از طرف مادر داشتن ۳رضاعی
خیار سره Khiyaar sere از مراتع نشتای شهر عباس آباد
پستانک pestaanek بخشی از تفنگ سرپر که چاشنی را روی آن قرار دهند
وجه voje گنجایش
ناشور نامال naashoor naamaal نشسته و ناپاک
گاذر gaazer ۱محل عبور گذر جای گذر کردن ۲گدار،محلی از رود که به سبب عمق ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۴۶
mod_vvisit_counterديروز۲۰۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۷۱۶۷
mod_vvisit_counterاين ماه۳۴۷۲۰
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۵۳۹۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني