مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تنگ و یاسه tang o yaase تسمه ی کمربندی که پالان را به بدن حیوان بارکش محکم می کند ...
ناپرزی naa parezi ناپرهیزی – از غذاهای زیان آور استفاده کردن
گنده goende ۱چانه ی خمیر ۲خمیر
سرج مول sarjamool آبی که از قره قروت پخته به دست آید
چرنل chernel مرکب یا جوهری که برای نوشتن به کار رود
سرکش دنگوئن sar kash dengoen ۱نهادن سر شاخه های نازک بر روی پرچین ۲روکش کردن تشک،متکا،لحاف ...
بچس baches بچس – چس بده
چسن chesen کسی که زیاد می چسد
باد دکت baad daket ۱مبتلا به بیماری رماتیسم یا بیماری نفریت ۲نوعی نفرین
بال – اسکنی baal askeni ۱ضربه با آرنج ۲آرنج
پور بزوئن poor bazooan
شنه خر shone Khar ناحیه ی کتف شانه
سرتب بزوئن sar tab bazooen
اپوچه apoochche گردوی کوهی پوست نازک
شلوال تپ تپ shelvaal taptap حرکتی که با ضربات متوالی ایجاد شده و موجب ترس دیگران گردد ...
قلزم کلا ghelzem kelaa از توابع تالارپی واقع در قائم شهر
نره غول narre ghool نره غول
سرکو sar koo ۱سرزنش سرکوفت ۲هاون چوبی
چب chaba نیکو
یر هکاردن yar hekaarden از روی مانعی گذشتن و عبور کردن
زغلو zegheloo کوچک و ریز
ام سواهی am sevaahi امروز صبح
شردن sherdon پارچ آب – ظرف مسی که آب در آن ریزند
پستانی postaaney پستانک لاستیکی
شلم shalem ۱شلغم ۲نوعی گیاه وحشی شبیه به شلغم
پرخ paroKh جمع کردن بدن به هنگام درد و غم اندوه سر در گریبان بردن
ننجان nanjaan مادر بزرگ جده
یه لا آدم yelaa aadem ۱آدم ضعیف و ناتوان ۲فقیر
دمال انگت demmaal anget عقب نگه داشته شده – عقب مانده
انون ننوش ennoon nanoosh از توابع دهستان بندپی بابل
برازیین beraaziyen برازنده بودن
کترم ketrem ۱ساختمان چوبی چهار شیروانی ۲انتهای لبه ی سقف خانه و زاویه ...
لپر laper ۱زمین آب خیز و هموار ۲ازتوابع بابل کنار ۳توابع بندپی بابل ...
دراز کاردن deraaz kaarden کسی را به قصد زدن و تنبیه به روی زمین خوابانیدن
مچک machek نوعی برنج نامرغوب
پا میزانی paa mizaani دفتری باریک با جلد چرمی که صورت توزین را در آن یادداشت نمایند ...
چشم چین cheshme chin خر مهره ای که جهت دفع چشم نظر برگردن آویزند
چک – چک – هاکردن chak chak haakerdan به گوش رسیدن صدای شکستن شاخه یا چوب
گورت goret محلی دارای معدنی متروکه به ارتفاع ۳۱۴۹ متر در کلاردشت چالوس ...
خرت هاکردن Khert haakerdan خرناس کشیدن به هنگام خواب
سردبنج sarde benj برنج دیررس
کفلمه kaflame یک مشت از هر چیز
شغاله sheghaale گردوی بزرگ در گردوبازی
شوار shevaar ۱شخم عمیق ۲دره ی کوچک – جر ۳جوانه ی تمشک ۴نهر عمیق
دس مز das mez دستمزد
خرمایی Khermaaei ۱گوسفندی که به رنگ چوب گردو باشد ۲به رنگ گردو
دور بگردسن door bagerdessan ۱به دور چیزی گشتن ۲لفظی برای اظهار لطف
گوهر تپه giher tappe تپه ای قدیمی در شمال رستم کلای بهشهر
واش سره vaash sere از توابع بندپی بابل
ترنه tarne ۱تر و تازه – نو ۲جوانه و نهال کوچک که تازه روییده است ۳بچه ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۵۳۱
mod_vvisit_counterديروز۷۷۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۴۳۹۹۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۹۹۹۹
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۶۵۴۹۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني