مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
چو چین choo chin هیزم نیم سوخته
مارخ maaroKh ۱نیم نگاه ۲سرک کشیدن – دزدانه نگاه کردن ۳حرکت ویژه و نگاه ...
پرک perk ۱تار و الیاف ۲سرشت
بالسو baalsoo چوبی کوتاه که بر دوش نهند و کوله بار را بر آن آویزند
گنه gene ۱گونه ۲رخسار
بنه bone بهانه
خشنگ Kheshang زیبا قشنگ
زیاده ziyaade سیزده
اروسک eroosek نوعی را سوی زیبا که در باور عوام بر روی گنج خانه می سازد
اولنگ oolang از روستاهای کوهسار فندرسک استرآباد
چش خو گیتن chesh Kho gitan بستن چشم
میهن mihen میان وسط
جانمرگ jaanemarg جوان مرگ
وسی کش vessiyekash از توابع ولوپی قائم شهر
اوبن oben ۱نام مرتعی در پرتاس قائم شهر ۲جنگلی در جنوب قائم شهر
خیک دکت Khik daket متورم – باد کرده
حرف در بوردن harf dar baverden ۱راز کسی را به کسی گفتن ۲مورد اعتماد قرار گرفتن و راز دیگران ...
تازه آروس taaze aaroos نوعروس
پلکنه palkene ۱بیکاره و ولگردی که کاری جز اتلاف وقت ندارد
دکلک dokkalak ۱چوب بلند خیش که به گردن حیوان وصل کنند ۲چوب دو شاخه ی تیرکمان ...
سمبش sembesh نوعی نفریننوعی زخم که در کف پا ایجاد شود
بدج bedj کرت برنج کاری که در اثرجذب آب و حرارت دوباره سبز شود
اشکمه eshkeme بتیم – بتیمه
سنگر sengor شناگر – آب باز
تشر تشور هاکردن tashar teshoor haakerdan ۱سرزنش کردن ۲بر سر کسی فریادزدن
تپه سوت کوپا tappe soot koopaa تپه ای در استون آباد بندرگز
رخوک رخو reKhook reKho کسی که اسهال گرفته باشد
په پشت دکتن pe pesht daketen انحراف از مسیر اصلی راه
تل به تل tal be tal ۱این دست و آن دست کردن ۲سماجت در کاری ۳کشمکش
خی جو Khi joo جیغ
عجوج مجوج ajooj majooj عجیب غریب
پل محمد حسن خانی pele mohammed hase Khaani پلی منتسب به محمد حسن خان مؤسس سلسله ی قاجار در بابل
لاک و لنگری laak o langeri ۱بیش از حد – بسیار زیاد ۲زیاده روی در غذا خوردن
بسییدن besoidan ساییدن
هشش heshesh ۱نگرش – دید ۲سنجش یا دیدن
فرو هکردن feroo hakerden فرو کردن – سپوختن
اندوسن andoossen ۱اندود کردن ۲زدودن ۳صیق کردن
راد بزان raad bezaan ۱مانند باد در رفتن ۱از کار شانه خالی کردن
جن بویئن jen baveyan ۱بدجنس شدن ۲خل و دیوانه شدن ۳عصبانی شدن و ایراد بی مورد گرفتن ...
زبر zebr ۱ناهموار ۲درشت
لوئه loae پارس کردن سگ
بالا کولا baalaa koolaa از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
خاهن Khaahon ۱خاطر خواه ۲خاهان
اشکار – زیره eshkaar zire زیره کوهی
ارزمونی arzemooni ۱نام روستایی در گلیجان رستاق ساری
آج آغز aaje aaghoz ۱گردوی کوهی پوست نازک ۲گردوی پوست کنده شده
بلم balem موم سیاه رنگ
سلفه selfe سرفه
پس تش مال pas tash maal آتشی که در شب افروزند تا گله در دیدرس قرار داشته و از جانوران ...
لمه lame نمد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۰۳۹
mod_vvisit_counterديروز۷۸۳۵
mod_vvisit_counterاين هفته۵۰۳۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۹۹۵۵
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۸۴۰۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني