مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کله بیئن kalle bien ۱سری نترس داشتن – کله شق بودن ۲متفکر بودن ۳ایستادن ۴با کسی ...
ولگ سری valge sari از تکه های سازی مربوط به موسیقی غرب مازندران که با نی چوپانی ...
ماچ و موچ maach o mooch ۱بوسه ۲بوسه ی با صدا
شال تسبه shaal tasbe گیاه یک ساله به ارتفاع هشتاد تا دویست سانتیمتر،میوه ای چون ...
بلیران beliraan یکی از روستاهای دشت سر شهرستان آمل
اژدرهار azhdarhaar اژدها
ریش ریش rish rish ۱پاره پاره ۲تکه تکه
دابئیر daa baeir ۱بپذیر ۲به حساب بیارو پذیرا شو
دوابزان devaa bezaan مالیدن مرهم بر زخم
سر رشت sar rosht تله ی از کار افتاده
کف خری kaf Khori نوعی پرنده ی سفید مهاجر
چلیس chelis چین و چروک شدن لباس
پش کردن pesh kerdan ۱بدرقه ۲بدرقه کردن
پس تش مال pas tash maal آتشی که در شب افروزند تا گله در دیدرس قرار داشته و از جانوران ...
تل به تل tal be tal ۱این دست و آن دست کردن ۲سماجت در کاری ۳کشمکش
تا taa ۱نخ – نخ سوزن ۲پسوند شمارش ۳حرف ربط و اضافه ۴خم دولا
نچ nach ۱صوتی در مقام نفی ۲نه خیر
راسه کل raasse kel شخم زدن در خط مستقیم
شیره انگیر shire angir شیره ی انگور
اسر aasser آستر – پارچه ی زیرین کت یا لباس
هچکل hachkel ۱به هم بزن – زیرو رو کن ۲باز کردن چیزی به هم بافته
خوردنیک Khoordenik ذره ی کوچک – بسیار کوچک
اینه ine این است
اسکل – پی eskel pey بخش میان آبچک تا دیوار خانه
پیر سالن pir saalen مرتعی در مسیر مالروی سی سنگان به کجور نور
غنجسول ghonjesool کز کردن در جایی
تلوک tolook کم – مقدار کم
عامو aamoo عمو برادر پدر
چپه cheppe اندک کم ذره چکه
ونی بزوئن veni bazoen جوانه زدن
لس لس las las آهسته آهسته – آرام آرام
هورت hoort ۱سرکشیدن ۲صدای سر کشیدن مایعات
خوش روآر Khoshrooaar از توابع دهستان بنافت ساری
برنجیین barenjiyen رنجیدن
بن ben ۱بیخ –بن ۲گردنه ی کیسه جهت گره زدن ۳زیر
کلک kolk کرک،پرز
پل نر pel nar گوسفند نر بدون شاخ
چشمه سلوم cheshme seloom گل مژه – دمل کوچکی که روی پلک چشم ظاهر شود
رسکت resket از توابع دهستان پریم ساری
فیکا fikaa وسیله ای برای کندن زمین وجین علف هرز
تاش دار taashe daar درختی که به وسیله تبر زخمی گردیده و رفته رفته خشک شود
زوان سر zevaan sar سر زبان – نوک زبان
تله پشته tale peshte پشته ی خار – پشته ای از سرشاخه های خاردار
حال بموئن haal bemooan ۱سرکیف آمدن ۲به هوش آمدن
گرباز gerbaaz نوعی بیل با ساختار مستطیلی شکل جهت کندن ریشه ی درختان ستبر ...
النگ سر alenge sar مزرعه ای در شمال بالا جاده
پلو pelo ۱پلو ۲برنج پخته شده همراه با مخلفات پلویی که در طبخ آن از ...
پیشتک pishtek پیش تر جلوتر
لنگ لوبییتن lenge loo bayiten ۱پایمال کردن ۲تحقیر کردن ۳زیر دست و پا انداختن
تله tale ۱تله – دام ۲صدای تضرع آمیز برخی حیوانات اهلی به هنگام حمله ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۹۹
mod_vvisit_counterديروز۳۵۵۸
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۳۵۰
mod_vvisit_counterاين ماه۷۸۰۲۹
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۲۴۱۸۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني