مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بداشتن bedaashten ۱زاییدن ۲نگه داشتن
شیرنگی shirangi طایفه ای از سادات که در قرن دهم هـق مأمور جمع آوری مالیات ...
پاک بنه paak bene ۱پایان کامل ۲زمین خالی و عاری از هرگونه بنا
شیر مست shir mast ۱سرخ و سفید ۲چاق و چله
شیری خاخر shiri KhaaKher خواهر ناتنی
شیر بها shir bahaa پولی که از طرف داماد به مادر عروس به عنوان شیربهای دختر دهد ...
تک پلی tek pali ۱نزدیک دهان
کوریک هیتن koorik haytan چشم فرو بستن،نادیده انگاشتن
بیپا bipaa سست بنیان
زیغ و ویغ zigho vigh سر و صدای بچه ها – جیغ و ویغ
زرینک zerink شراره ی آتش
ورسن varsen نام روستایی در غرب گرگان که تپه ای تاریخی نیز در آن قرار ...
سلطان seltaan پادشاه – سلطان
نج noj جوانه
اشکودار eshkoodaar از انواع گوسفند نر – قوچ
پسک pask ۱خاکستر ۲کرک ۳دودی که به هنگام روشن کردن بخاری از آن برخیزد ...
روش دماستن roosh demaasten از حالات سرشاخ شدن کشتی گیران در کشتی محلیدر این حالت دو ...
قمبل فنگ کاردن ghom bol fang kaardan
بچرخانیین bacherKhaaniyen ۱چرخاندن ۲گردش دادن
بولاردنیین boolaardenniyen پاره کردن
تغه teghe تیغه ی دیوار در ساختمان
پکنی pekeni عقب عقب رفتن
خل خو Khele Kho کسی که عادت به رفتار و حرکات غیرعاقلانه دارد
برزخ barzeKh ۱عصبانی ۲انکار
ورز هلی varz hali گوجه سبزی دیر رس که مزه ای ترش و شیرین دارد
جثه jesse هیکل
ششپلک sheshpelek سوت زدن با دهان
نئب تری neeb teri نئب تری
ورکا varekaa بره ی یک ساله
لوت loot ۱خوراک گاو و سگ و که از مخلوط سبوس و آب گرم درست شود ۲له شده ...
گال پرجن gaal parjen گل پنبه که هنگام شکفتن به رنگ های مختلف در آید
نرمه جارو narme jaaroo جارویی نرم که بیشتر جهت جارو کردن سطح گل اندود اتاق ها مورد ...
کوک kook ۱سرحال – سر حال بودن ۲اتلاف وقت
دسرنج dasranj دسترنج
بلده balede ۱روستایی از بخش خرم آباد تنکابن
بلند belend لقبی برای اسب و قاطر بلند قامت
زیله zile مکانی در روستایی زیارت گرگان
ازان ozaan ۱آویزان ۲در حالت معلق قرار گرفتن
دنگ dang ۱چخماق تفنگ ۲آبدنگ
مارو maaroo گاو ماده ی پیشانی سفید
زاغ بلی zaagh beli اردک چشم طلایی
مادین maadyon ۱اسب ماده ۲مادیان
چو خار choo khaar کسی که عادت به کتک خوردن داشته باشد
لخ laKh ۱ناتوان – سست – ضعیف ۲ناسزایی به زنان
بره bare ۱راه باریک در محوطه ی آغل برای بیرون آوردن و دوشیدن گوسفندان ...
مچک mechek زشت
مرغک merghek نام علفی است
آتشه aateshe پسوند تعیین نوع قدرت باروت مانند دو آتشه یا سه آتشه
کپر دوسن kepper davessan ۱ریشه دواندن ۲کوتاه کردن و هرس گیاه
دنن بکنسن dannon bakenessen ۱کندن دندان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۰۳۵
mod_vvisit_counterديروز۷۹۴۰
mod_vvisit_counterاين هفته۳۷۰۹۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۴۳۱۴
mod_vvisit_counterجمع۱۵۷۹۴۷۴۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني