مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دروازه darvaaze ۱در بزرگ حیاط ۲در ورودی خانه
جری jari ۱عصبانی ۲جنجالی ۳مصمم ۴خس و خاشاک
اوندا oondaa اونتا
دمرون demroon روستایی ییلاقی از توابع تنکابن
قمبل ghombol قر دادن
سادات تاویر saadaat e taavir از طوایف ساکن در کتول
بیزاخمی bizaKhmi بدخویی اخم و تخم
پلان دوج polaan dooj پلان دوز
تنگ teng ۱تنگ ۲سبوی گلی – تنگ مسی
دوغاله doghaale دو شاخه
دراز رویه deraaz rooe مزرعه ای در شمال بالا جاده ی کردکوی
چمبون chameboon نام مرتعی در شهرستان آمل
جلق پلق jelegh pelegh ۱فشار و تنگنا ۲جزغ و فزع
بوچکو boochkoo انباشتن دسته های گندم و سالی به گونه ای که باران در آن نفوذ ...
ولم velem از توابع یخکش بهشهر
دار به دار هاکردن daar be daar haakerden ۱قرض روی قرض بالا آوردن – مشکلی روی مشکل آمدن ۲متواری کردن ...
خون کف Khoon kaf ۱بی غیرت – نوعی ناسزا ۲نوعی نفرین است که بیشتر برای اشیا ...
جفتک بزوئن jeftek bazoen لگد زدن – جفتک زدن – با دو پا لگد زدن
ددارک dedaarak نوار ساحلی بین روستاهای علی آباد عسکرخان و کهنه سرای نوشهر ...
گنج وج ganje vej ۱یابنده ی گنج ۲کسی که گنج و عتیقه را جستجو کند
او خارد o khaard ۱آبشخور ۲زمینی که آب خورده باشد زمین سیراب شده
کلک چو kelak choo چوب هایی که برای بستن گذرگاه در پرچین مورد استفاده قرار ...
چار نال chaar naal ۱چهارفصل ۲گونه ای دویدن اسب – چهارنعل
پر در بیاردن par dar beyaarden پر در آوردن – از شادی در پوست نگنجیدن
زابون zaa boon چوپانی که از گوسفندان تازه زاییده مراقبت کرده و آن ها را ...
ارت – روز eret rooz نام یکی از روزها در گاه شمار مازندرانی
گینگ ging وز حرف زدنی که دیگران نفهمند و خوب ادا نشده باشد – صدای زیر ...
ماهی گیر maahi gir صیاد
بوم را boom raa بام بر
جامه کن jame kan ۱رختکن حمام
گت ننا gat nenaa ۱مادر بزرگ ۲مادر بزرگ مادری
گول بلابازی gool balaa baazi الک دولک
ترمارگو tar maar go گاو تازه زاییده
هلساگ halsaag چند لحظه ی پیش
خارش khaaresh خورشت
خر Khar ۱استخوان کتف ۲گلوگاه – خرخره ۳خر
خو بزه بویین Kho baze baviyen خواب زده شدن
دمدمی dam dami ۱آدم سست عنصر – کسی که نتواند تصمیم قاطع بگیرد ۲بهانه گیر ...
پتخئل pateKhoel خاکستر گرم
کنه پیش kenne pish آشپزخانه
خش مال Khesh maal ۱لاف زن – دروغگو ۲جای بوسه
چالک رود chaalak rood نام رودخانه ای در شهرستان تنکابن
کلاب سره kelaab sere مرتع پرتاسی در لفور سوادکوه
بپرنیین bappereniyen ۱پرتاب کردن ۲دک کردن – با حیله گری کسی را از دایره کاری خارج ...
دلاک خل dellaak Khel از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
شنو shenoo شنا
لوردانی levardaanay توت فرنگی وحشی
گوشی بیاردن gooshi beyaardan آبسه کردن و زخم شدن کناره های ناخن انگشت
سیاهک seyaahek
کری kari پسوند،به معنای انجام دادن،عمل کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۱۵۸
mod_vvisit_counterديروز۶۹۴۴
mod_vvisit_counterاين هفته۵۵۱۲۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۲۲۳۹
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۰۶۸۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني