مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پرتوک بزوئن pertook bazooen ۱ایستاده شاشیدن ۲انداختن
زبر zabr ۱قوی – نیرومند ۲فرز – چالاک
خربزه پل Kharbeze pal بوته ی خربزه
کئلک koelak
مینی minay مقدار کم از هر چیز – اندک
کال جو kaal joo درست نجویدن غذا – غذا را نجویده خوردن
کرموک kermook ۱فرد مبتلا به کرم کدو ۲میوه ی کرمو
بند band ۱کتل ۲راه سربالایی ۳حدفاصل آب و خشکی ۴کوهستان و صخره های ...
دس پچ das pech ۱گونه ای علف ۲دست پخت
گلییه galiye قسمت بالای کیسه یا هر جسم دیگر
ریق چینک righ chinak نوعی بازی کودکانه با خرده سنگ
چو کویین choo kooin
دستان بوتن dastaan botan سر به سر گذاشتن – مضحکه کردن
پا پشت بزان paa pesht bazaan ۱پشت پا زدن ۲زیر پا را خالی کردن و واژگون نمودن
دراکین daraakin دامنه و قله ای به ارتفاع ۲۹۸۵ متر در منطقه کوهستان غرب چالوس ...
کرده لاک kerde lak ظرفی چوبی که چوپانان و گالشان از آن جهت صرف غذا یا برخی امور ...
تیار tiyaar از توابع چلاو آمل
غول صدا ghool sedaa یکی از صداهای چهارگانه ی لـله وابنیان واژه ی غول صدا مازندرانی ...
دره دهره dare dahre داس بزرگ علف تراشی
قرک gherak ردیف مهره های به نخ کشیده ای که زنگوله هایی کوچک نیز به همراه ...
چیک – چیک chik chik صدای فرو ریختن قطرات آب
تره tare ۱تلخ ۲یکی از غذاهای محلی
اسپلی espeli ۱خرمگس ۲مگس خونخوار کوهستانی البرز مرطوب
جرلتارسی jerlataarsi مرتعی جنگلی در مسیر مالروسی سنگان به کجور
پر هکاردن par hekaarden پرکندن مرغ و پرنده
جیکه جکه jike jeke جیغ و فریاد
کتینگ keting محلی که رنگ ریزان،پارچه ی بیرون آورده از خم را بر روی آن ...
دار عسل daar asel عسلی که از زنبورهای کوهی که در تنه ی درختان جنگلی یا شکاف ...
تاق taagh ۱مخالف جفت – تک – یکی ۲هرچیز منحصر به فرد و ممتاز ۳تاقچه ...
جوونی هاکردن javooni haakerdan ۱کاری را از روی کم تجربگی انجام دادن ۲دلاوری کردن – کاری ...
بمونی bamooni از نام دختران به معنی:ماندن و نامبرا
گردن بییتن gerden baiyten قبول کردن – پذیرفتن
دچله de chele نوعی پارچه که پهنای آن حدود بیست سانتیمتر باشد
چارچش chaar chesh زیرک باریک اندیش دقیق
سه فصل انجیل se fasle anjil درخت انجیری که در سال سه نوبت میوه دهد
پرتو perto انداختن – پرتاب کردن
تش بسی tash basi کنده ی پشت آتش
خروشرو Khero Khhero نام ارتفاعی در راستوپی سوادکوه
دس بوردن das baverden ۱مأنوس کردن گوساله با مادرش ۲دست بردن ۳کورتاژ کردن
خره Khore بیماری جذام خوره
گل نشین gel neshin تپه و روستایی به همین نام واقع در شهر خواست ساری
تنگ لافند tang laafend تنگ اسب
کنقل kanghel کنگر
تارنوک taarnook گیاهی ترش مزه که در ییلاق روید
کج پله kaj pele نخ کرم ابریشم
لفتی کاک laftikaak ۱از انواع ظروف ۲دیگ کوچک
پش بوردن pesh boordan ۱پا پیش گذاشتن – جلو رفتن ۲پیش روی کردن
کوله koole
او بموئن o bemoen انزال
شرن sharen آدم شرور و جنجالی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۱۶۱
mod_vvisit_counterديروز۶۹۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۵۱۶۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۰۶۷۰
mod_vvisit_counterجمع۱۵۰۱۵۲۵۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني