مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کئنده koende کانده
سراولی sar owli بالاترین کرت هر پاره ی زمین
پسرآمو peser aamoo پسرعمو
دوره دینگئن dore dingoen به کسی میدان دادن ۲اعطای اختیار به افراد بی ظرفیت ۳بازی ...
دبلقس dabelghes فرو رفته
بپوسی bapoosi ۱پوسیده ۲چوبی که جهت شکل دادن دلخواه آن را مدتی در آب خیسانند ...
پی کنی peykanni پی ریزی بنا – شالوده ریختن
چنگ دکاردن chang dekaarden ۱گلاویز شدن ۳دست تجاوز به سوی اموال و نوامیس دیگران دراز ...
تی تال titaal مسخره کردن – سرگرم کردن و فریب دادن
تیپ تاپلی tip taapeli خال خالی – مرغ خال خالی
لنگ مرز leng marz مرز پهن زمین مزروعی
اتا attaa یکی – تک و تنها
ایاز ayaaz ۱از بادهای زمستانی،سرد و شبانه ۲هوای صاف و سرد زمستانی که ...
پیازک piyaazak نوعی سبزی وحشی و خوراکی که مزه ی آن از پیاز تندتر است
جنگل jengel بز نر یا ماده ی یک ساله
الک – گالی allek gaali دو قطعه چوب کوتاه و بلند مربوط به بازی الک دولک
اسیم essim وسیله ای برای تغییر سرعت و تغییر ارتفاع سنگ آسیاب
توبییت too bait ۱رشته های نخ تابانده شده ۲نام مرتعی در اندارکل شیرگاه سوادکوه ...
لس لس las las آهسته آهسته – آرام آرام
تپوکی tapooki ۱انجام کاری بدون اعمال ظرافت و سلیقه ۲کتک کاری
سرخ پر serKhe par برگ درخت انجیلو
ورجر var jer به سوی پایین – به سمت سرازیری
برسییه baresiye ۱میوه ی رسیده ۲رسید به مقصد یا هدف خود رسیده است
سر به نزه sar be neze سر به روی نیزه که نوعی نفرین است
سییو چو siyo choo سیاه و تکیده شدن در اثر بیماری
ولوند veloond از توابع بیشه واقع در منطقه ی شهرستان بابل
توشاک tooshaak پسر یا دختر ده تا دوازده ساله
لغزه laghze
هرتوک hertok ۱آبکی ۲رقیق
اکاپل ekaapel روستایی از بخش کلاردشت چالوس
معین دره moein darre روستایی کنار جاده چالوس تهران نزدیک دزدبن
نو بویین noo baviyen نو شدن
ورا veraa بران – برنده – تیز
دس سر بییتن das sar bayiyen ۱چیزی را از هوا گرفتن ۲روی دست بلند کردن ۳از کسی دستگیری ...
در وندک darvandek از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
ننگور nengoor ازمناطق اطراف امیری لاریجان آمل
سرتاسری sar taa sari نوعی پیراهن
قرمب قروم ghoeramb ghoeroom تندر – رعد
پرت هکاردن port hekaarden پودر کردن – ریز ریز نمودن
هاشو haashoo آلوده شده
تخمی toKhmi ۱مرغ تخم گذار ۲گاو یا گوسفندی که جهت اصلاح نژاد پرورش داده ...
ستار setaar آتش پر شعله
لت زن lat zan کسی که شالیزار را پیش از نشای برنج صاف و هموار کند
سالی saali نوعی تور ماهی گیری که با دست به نقاطی از رود که احتمال وجود ...
خلات Khelaat سفال شکسته
ددو بدو dado bado ۱دوندگی – این در آن در زدن ۲بالا پایین رفتن
ناکه naake لفظی در تاکید و نفی – نه
چو چین کله مار choo chin kelle maar درشت ترین هیزم اجاق که برای دوام آتش موثر است
شهر رود shahrrood نهری که از رودخانه ی هراز آمل منشعب شود
چپرسر chaper sar کنار چپر نزدیک چپر

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۷۰۷
mod_vvisit_counterديروز۷۱۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۴۴۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۸۴۴۵
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۵۳۹۴۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني