مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بخو beKho ۱پوزه بند ۲دست بند آهنی
بخون بیی beKhoon baei به عنوان نفرین خون خشک شده – جان از تن به در رفته
ککف kakef از انواع افرا افرای برگ چناری
امی – نر amey ner برای ما
ادنگ قل قلی owdang ghalgholi ادنک قلوک
میانا meyaanaa از توابع بنافت ساری
پشتول peshtool آب دزدک
رج بییتن raj biyen بر راه و رسم کاری تسلط داشتن
ولیز veliz سوختگی شدید
او گندو oo gando آب بویناک و متعفن
خوردنیک Khoordenik ذره ی کوچک – بسیار کوچک
سنگین sangin آهنگی با ریتم کند که در ریسمان بازی توسط سرنا و نقاره به ...
کارب زنی kaarb zani
توف toof نوعی نخ که در دوختن لباس محلی زنانه به کار رود
چپروافی chaper vaafi توربافی بافتن چپ و راست تار و پود
شکه و شه sheko she باران نرم
پل هکاردن pel hekaarden انحنایی که مسیر پرواز پرنده از لحظه ی پرش از زمین تا رسیدن ...
مسن mesen گاه زمان
همرا hemraa ۱رفیق راه و هم سفر ۲موافق ۳جفت رحم پس از زایمان ۴موجود خیالی ...
شله خایه shele Khaaye
کوب لمه هکاردن koob lame hekaarden ۱خانه تکانی کردن ۲فرش کردن با نمد و حصیر
دمال هاکت demaal haakat ۱دختری که به خواست عاشق از خانه بگریزد ۲عقب افتاده،کسی که ...
ترو terow تر و تازه و ترد
پلک pelak پل کوچک که با سنگ یک پارچه یا چوب ساخته شود
انه – پچوکی anne pechooki به این کوچکی – یک ذره – مقدارکم
نونه خه noone Khe ۱سیاه دانه ۲دارویی گیاهی برای درد شکم
پرن paren دهکده ای ییلاقی در اطراف جاده هراز آمل
لک لک lok lok یکی از انواع راه رفتن و طی طریق اسب که یورتمه و چهارفصل شیوه ...
هته هته هکردن hate hate hakerden پر حرفی و جار و جنجال کردن
شا باش shaa baash ۱زهی – آفرین ۲نثار سکه های نقره بر سر داماد و یا پهلوانان ...
سود sood نوعی آفت پنبه که سبب سوختن و خشک شدن برگ ها گردد و گیاه را ...
تبوتناس taboo tenaas ۱نوعی نفرین ۲تب شدید و طولانی
مس دره mes dare نام روستایی از دراز کلای بابل
گت جونکا gat joonnekaa گاو نر جوان و جنگنده
بن واز benevaaz رسمی که براساس آن چوپان ها به اقوام نزدیک یا فرزندان آن ها ...
سیاپا seyaa paa ازانواع مرغابی های وحشی با پاهای سیاه رنگ
پادنگ سر paa dang sar محلی که دنگ پایی در آن نصب شود
پقفا peghefaa پگفا په گس
گا گندله کنک gaa gondele konak نوعی سوسک سرگین غلتان
مس بویین mas baviyen ۱برخاستن نرینگی – حالت نعوظ ۲سرمست شدن
ارباب – دیدن erbaab diden ۱پیش کشی تأمین مایحتاج خانه ی ارباب ۲از رسوم منسوخ ارباب ...
چر هدائن cher hedaaen گله را در زمین پر وجین و کم محصول چراندن
اسپی پنبه espipanbe جگر سفید گوسفند
پاسبون paasboon پاسبان
چرخ گیتن charKh gitan ۱جستجو کردن ۲گشت و گذار
تیفون tifoon توفان
په چک pe chek ۱دنباله ۲موهای باقی مانده بر شانه پس از صاف کردن و شانه کردن ...
سلاب salaab لفظی در مقام دل سوزی – طفلک
علی اکبرخون ali akber Khoon در اصطلاح به کسی گفته می شود که در مجلس تعزیه،نقش علی اکبر ...
بدیع خیل badiKheyl روستایی نزدکی کجور نوشهر

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۶۷۲
mod_vvisit_counterديروز۷۷۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۵۱۲۰۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۲۶۵۵
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۵۳۰۸۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني