مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
یالو yaalo از توابع یال رود نور
پر رو par roo پریروز دو روز پیش
مرسی mersi ۱مسی – از جنس مس ۲زمینی که در آن درخت راش فراوان روییده ...
بری بزوئن beri bazoen برش دادن چوب
شفت بزئن shaft bazoen کپک زدن
الیکا elikaa نام دهکده ای در نور
او بند o band آب بند – بند – سد کوچک
لنگ و لواش lang o levaash ناتوان – درمانده
ضماد zamaat پماد – ضماد
بال – ون baal van پارچه ای که هنگام درو به دست پیچند
جیرز jiraz نام گلی جنگلی شبیه آلبالو
کاچه kaachche خل – آدم شیرین عقل – آدم سبک مغز
زندان پلاش zendaan e pelaash از کوه های جنوبی منطقه ی کردکوی
پارین paarin ۱پیراز سال – دو سال گذشته ۲واژه ی پار و پیراز در نقاط مختلف ...
گرزین خل gerzin Khel از توابع خانقاه پی شهرستان سوادکوه
چرخ بیتن charKh bayten چرخیدن – گشتن
شبق shabagh سیاه بسیار براق
آغوز چالی aaghooz chaali نوعی بازی با گردو
کلاسو kelaa so کسی که کلاه نمدی درست کند
گنگر gangar ۱گنه گنه ۲دانه ی درخت اکالیپتوس که در گذشته از آن قرص تب ...
پیاز سرک piaaz sarak غده ی ریز پیاز برای کاشت دوباره
تق کلا tegh kelaa علفی است که نام لاتین آن id neoombioosecisoom می باشد
ولغ بزئن velagh bazoen فریاد ناگهانی زدن
برج رادکان borj e raadkaan به شماره ثبت آثار ملی ۱۴۵این برج نزدیک روستای رادکان و در ...
هج hej هیچ
چلیک چومار chelik choomaar بازی با چوب
هخس هخس hoKhos hoKhos گرماگرم
جادو هاکردن jaadoo haakordan سحر و افسون نمودن
تب teb قطره – چکه
شیریند او shirind ow آب شیرین
آشنگ وارنگه به aasheng vaarengebe گیاهی وحشی که خشک کرده ی آن را در طبخ کوکو استفاده کنند
چلوب – چلیب cheloob chelib صدای حرکت انسان یا حیوان در آب
لرتان lortaan ۱کسی که از روی سادگی و بدون مصلحت اندیشی حرف زند ۲پر سر و ...
حساب بوردن hesaab baverden حساب از کسی بردن – ترسیدن
بوشتن booshten از روی چیزی رد شدن
اوج و موج oj o moj ۱زیر و رو درهم و برهم ۲بچه ای که همه چیز را به هم می زند
پیترک pitterek عقب ترها
دشت نور dashte noor نام منطقه ای است که از شمال به دریای خزر و از جنوب به رشته ...
هلی پتکا hali petkaa ۱جوشانده ی شیره ی گوجه سبز ۲هر چیز بسیار ترش
تیشک tishek تیشه – از ابزار درودگری
جیگر دار jiger daar دلیر و شجاع
اونی oo ney ۱نی ای که داخل آب روید
نارنج پتکا naarenj patkaa رب آب نانج
دله رفت dele raft ۱گشاد ۲اصطلاحی در پارچه بافی سنتی ۳گرسنگی ۴راه میان بر
خرات کلا Kheraat kelaa از توابع دهستان گنج افروز بابل
پش پش pesh pesh از پیش – ازقبل
میون هایتن meyon haaytan ۱در میان حلقه تمسخر کنندگان قرار دادن ۲در اصطلاح:خرس وسط ...
چل و پل chal o pal ۱رها شدن از سرازیری همراه با ترس ۲از هم جدا شدن اجزای یک ...
ارزا – وچه erzaa vache پس پدری – فرزندی که پس از مرگ پدر زاده شود
قشکه gheshke بیماری برص لکه های روی پوست

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۵۸
mod_vvisit_counterديروز۳۴۰۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۸۶۰
mod_vvisit_counterاين ماه۳۸۴۱۳
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۹۰۸۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني