مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
زرد چله zarde chele نام مرتعی در آمل
غیه ghiye ۱فریاد کردن ۲گریه ی دسته جمعی
چلپک chelpek نانی نازک و گرد که کمی از نان لواش ضخیم تر است
امبان ambaan انبان
قلاپه ghelaappe موجی که به خشکی رسد
نمه neme چشم انداز
تیلا tilaa چنگک – چوبی بلند که نوک آن مانند عدد هشت است و برای چیدن ...
چرخ هادان charKh haadaan ۱حول یک محور گرداندن چرخاندن ۲گردش دادن
انگتابرود angetaa berood روستایی از دهستان لیتکوه آمل
چیفال chifaal چاکی که در انتهای بالایی دوک نخ ریسی ایجاد کنند تا نخ به ...
هم مئه بوین ham mae baviyen ۱هم دست شدن ۲یک دل شدن
بی رگ birag نوعی ناسزا بی غیرت
شاشین shaashiyen کنایه از:ادرار کردن
نترس naters نهی ترسیدن،هراس به دل راه مده
چولک choolak یک واحد کشتزار که از چند اولی درست شود
ازار – بن ezzaare ben نام بخشی از زمین های کشاورزی از دهستان دشت سر آمل
رام raam ۱مطیع ۲اهلی
ور دس var das ۱پیش دستی ۲شاگرد ۳نزدیک
روکش rookash از توابع دهستان پایین خیابان لیتکوه بخش مرکزی آمل
شورماهی کله shoore maahi kale کله ی ماهی شور
دانکا daanekaa تخم پنبه ی جدا نشده از وش
دکت هاییر daket haayir تکان بخور
یه اسه گردان او ye asse gardaan ow مقدار آبی که آسیاب را به گردش وا دارد
بن وری ben vari ۱زیرچشمی نگاه کردن – چپ چپ نگاه کردن ۲از زیر و قسمت پایین ...
پلوپتی poloo patay بازی کودکان که نمایشی از میهمانی و گذران زندگی استوسایل ...
ترکم terkom از توابع چهاردانگه ی سورتچی ساری
سربند sarband پارچه ای بلند و مستطیل شکل که زنان پس از بستن روسری به دور ...
بور baver ۱ببر خزری ۲ببر
زمین دیمه zamine dime زمین یا زراعتی که به صورت دیم کشت شود
تله تا tale taa نخ مخصوص تله ی پرندگان که از دم اسب بافته شود
زن خاس zene Khaas خواستگاری
تارما taare maa ۱شب تا ۲شبی که ابر،ماه را بپوشاند
جهاز پخش کاردن jehaaz paKhsh kaarden اصطلاحی است که در مواقع خاص به کار برندحالتی که انار و رب ...
تیش اسن tish essen آماده ی حمله شدن
سر بتاجانیین sar betaajaaniyen ۱سر دواندن ۲معطل کردن
پجا pajaa مواد خوراکی که زود پخته شود
رنگ زرد بویئن rang zard bavian کنایه از:ترسیدن
هره دار hare daar دروگر
پنجیک panjik پنجمین شب تولد نوزاد که به طور معمول جشن گرفته می شود
گانگ سر gaanegsar از توابع شهرستان رامسر
قرق هاکردن ghorogh haakordan اماکنی را از ورود و دخالت یا استفاده غیر،مانع شدن
گو وند go vand زمین کشاورزی را با گاو آهن شخم زدن
پنج چله panj chele پارچه ای به عرض پنچ چله که هر چله ی آن به عرض یک وجب و چهارانگشت ...
پش هاکردن pesh haakerdan ۱بستن در ۲بدرقه کردن
اسانه osaane افسانه
وزمه کوه vazme koo کوهی به ارتفاع ۲۳۰۳ متر در ارتفاعات جنوبی منطقه ی کردکوی ...
سراس saraas روستایی در نور
میج پلا meyej polaa
افتوه aftove ۱آفتابه – ابریق ۲قهوه جوش قدیمی
تک بدوت tek baboot ۱کیسه ی پر از محصول که سرش دوخته شده باشد ۲لب دوخته – خفقان ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۲۴۵
mod_vvisit_counterديروز۳۴۱۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۰۹۷۳
mod_vvisit_counterاين ماه۶۱۳۷۲
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۰۶۴۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني