مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
به پشت be pesht از مراتع لنگای عباس آباد
داریه daarye ۱دف – دایره – داربه ۲دف کوچک که نوعی ساز کوبه ای است
توار – په – بیین tevaar pe biyen ۱ارث بردن ژنتیکی ۲در رفتار و کنش مانند نیاکان و پدران بودند ...
توق تیم togh tim میوه و هسته ی درخت تاق
سوگرد sogerd از مراتع نشتای عباس آباد
دوسن davessan بستن
گزنا gazenaa گزنه
میرون mirevon ۱مهربان ۲نام چشمه و قنات و رودی در نکا رستم کلای بهشهر
شنه پشته shane peshte از توابع بندپی در منطقه ی بابل
بخاریدن beKhaaridan خاراندن
زور zoor ۱قدرت – زور ۲پهن اسب و خر،تپاله ی گاو گوساله که به عنوان ...
تش کین tashkin جلوی آتش – کنار آتشی
بخوشت baKhoosht ۱خشک شده – خشکیده ۲لاغر ۳رنجور
وا زن vaa zan باد بزن
تالی taalli ۱نگاه دزدانه – سرک کشیدن ۲نوعی بازی کودکانه
کر مازو kar maazoo از انواع درخت بلوط
سک سیل sakesil
بلاش belaash گیاهی بالارونده و تیغ دار که بر درختان هم جوار پیچدبا نام ...
گال مال چو gaal maal choo دو قطعه چوب کوتاه و بلند مربوط به بازی الک و دولک
وارشو vaareshoo مگسی که در ماه های گرم به بدن گوسفند بچسبد
پس دکتن pas daketen ۱به پشت افتادن و سقوط ناگهانی از شنیدن خبری هولناک ۲لاغر ...
راسر raa sar در مسیر راه – سر راه
سزده بزوئه sezde bazoe در باور عوام به معنی دچار شدن به نحسی عدد سیزده – نوعی نفرین ...
ریزه مال rize maal در اصطلاح دامداران البرز شمالی به گوسفند گفته شود
زل گرمی zele garmi گرمای شدید ظهر تابستان
پوش تپه poosh tappe پهن جمع شده ی اسب و الاغ در یک جا
بلک بویین balak baveyan ۱درگیر شدن ۲جلوی راه کسی سبز شدن
نهب neheb نهیب تشر
کرسخ kar seKh چوب بلندی که جهت بالا بردن دسته های گندم بر سر کوپا به کار ...
جیروجر بدیئن jiro jore badian پستی و بلندی زندگی،خوشی و ناخوشی زندگی را دیدن
بهزاد بز کلا behzaad bez kelaa از توابع دهستان قره طغان بهشهر
ماسینه maassine خامه ی روی ماست که در روغن سرخ شده باشد
کوتل کش kootel kash دامنه – سربالایی
دره پشتی بزوئن dare peshti bazoen با پشت دهره به کسی یا چیزی ضربه وارد کردن
لیلاسر leylaa sar از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاهکوه و ساور در استرآباد
کارلو kaarloo لبه ی پارچه یا هر چیز بافتنی
آلو کلاته aaloo kelaate روستایی از دهستان استرآباد شمالی گرگان به مرکزیت سرخن کلاته ...
قلاپه ghelaappe موجی که به خشکی رسد
تش زن tash zan آتش زننده – برافروزنده ی آتش
شور او shoor o ۱آب شور ۲روستایی در سوادکوه
بپز bapez پخت کن بپز
جوکی بازی در بییاردن jookki baazi darbeyaardan جار و جنجال راه انداختن مانند کولی
کدوبق kadoo bogh بخوردادن سرماخورده با بخار کدو حلوایی
پروار par vaar پلوار
پسیک pessik شکلات کنجدی – حلوای کنجدی
جلی بلی خو jeli beli Kho خواب آشفته
دلا دلا dollaa dollaa دولا دولا خمیده
زمی زیار zami zeyaar کشت زار
شورماهی shoore maahi ماهی نمک سود ماهی شور
دندون – وج dandoon vej ۱دلاک ۲کسی که دندان می کشد – دندان پزشک

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۳۵۰
mod_vvisit_counterديروز۳۹۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۹۴۰۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۵۱۵۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۵۶۵۹۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني