مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خش خور KhoshKhor میان استخوان دو کتف
ادایی زن adaaei zan زن دایی
شل و شوری shelo shori بارندگی
بپسندیین bepsendiyen پسند کردن – پسندیدن –قبول داشتن
باد دم baad dam بارش – باران مورب ناشی از وزش باد
پردی pardi ۱تخته،به ویژه آن چه در سقف کوبی و پوشش شاه تیر سقف به کار ...
توتوپلی to to peli آویزان شدن
کلاچ سک kelaache sak سگی که به رنگ سیاه و سفید باشد
بن پور بزن ben poor bozen ۱انباشتن ذخیره کردن ۲حفاری زمین توسط حیواناتی همچون خرگوش ...
تک ره بزئن tek re bazoen توی دهن کسی زدن
یک قیلان بکشین yak ghaylaan bakeshiyen
پادوسبان بن خورزاد paadoosbaan ebne Khoorzaad از شاهان پادوسبانی رویان که مدت چهل سال حکمرانی کردـ۱۰۵ ...
بادم baadem بادام زمینی
بلن کان belen kaan بلند کن
پهمد pehmed خدمت
پش بند pesh band ۱کمک ۲مکمل ۳پشت سرهم پی در پی
پسر زن peser zan عروس فرزند – زن پسر
اوریم تنگه oorim tange از توابع دهستان خانقاپی قائم شهر
ته بزان te bezaan هنگام نورافشانی آفتاب – طلوع خورشید
سنته sanete از توابع دهستان شهرخواست ساری
چم به چم cham be cham ۱آزمودن ۲عبور از گذر اصلی
ریسه rise رشته های سفید متصل به تخم خربزه
شنگله shengele نوعی میوه ی جنگلی
کتلی مرز kateli marz
سرنگ بکشیین serong bakeshiyen ۱فریاد زدن ۲هورا کشیدن
پیسو pisoo ۱پس آب ۲پیه سوز – چراغ
په سنگ pe sang په سنگ
قلماق ghalmaagh استخوان ران
گل کتک gel katek کلوخ
اسل محله esel mahalle از روستاهای تنکابن
فرمن farmon دستور فرمان
خمیار Khamyaar نوکر – کلفت
سبز مورت sabze mort ۱بسیار سبز ۲مانند مورا سبز سیر
شیشار shishaar درخت شمشاد
زئک zaak جوانه ی دوباره رسته ای که از بوته ی شالی درو شده بروید
کجیک kajik وسیله ای در دستگاه نخ ریسی قدیمی
مشته moshte ۱شالی درو شده ای که در یک مشت جای گیرد ۲دسته ی گاو آهن ۳بافه ...
پلنگ کینه palenge kine پلنگ غز
سپیده – پایین sepide paayin از توابع دهستان کلارستاق چالوس
اسپردن esporden بسپاریین
فک بن feke ben چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
لرگان largaan ۱از توابع زانوس رستاق کجور ۲از توابع بیرون بشم کلاردشت چالوس ...
بپز bapez پخت کن بپز
بند band ۱مستقیم به طرف چیزی یا کسی رفتن ۲بی محابا گذشتن ۳طناب رخت ...
دپلتن dapletan پیچیدن – درهم شدن
گت اشکمبه gat eshkembe ۱شکم گنده ۲مرحله ای از رشد برنج
زمنسن zemenessan نشت کردن آب یا هرچیز شبیه به آن
دله تا dele taa ۱تکیه گاه دل ۲آرزوی دل
تش اوبزوئن tash oobazooen حیف و میل کردن
بن چق ben chegh ۱از بنیاد ۲از نخست

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۳۴
mod_vvisit_counterديروز۵۲۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۲۶۷
mod_vvisit_counterاين ماه۸۷۳۷۳
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۳۷۷۱۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني