مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
اذیت azyet آزار و شکنجه
میرحیدر mir heyder بقعه ی میرحیدر در شهرستان آمل
ابرو کل ebroo kal ایما و اشاره با ابرو
چل chal گیاهی است
کیماز kimaaz زمینی که یک سال قبل شخم خورده و آماده ی کشت باشد
هدیه گیرون hadye giroon از مراسم عروسیبراساس این رسم – میهمانان پس از خوردن شام ...
هاموار هاموار haamvaar haamvaar آرام آرام
ککوک kakkook گل شپیوری
دنگر denger کوزه
جیوه jive جان – حیات – زندگی
فس فس fes fes ۱حرکت آرام ۲درنگ در کار
دکاشتن dekaashten از انواع گردوبازی که گردو را دوتا روی هم گذارند و با گردویی ...
اسار بسسته osaar boseste ۱افسار گسیخته ۲کنایه از آدم بی مسئولیت ۳بی بند و بار
اتا – بن attaa ban بخشی از آواز و خواندن به اندازه ی یک نفس که به هنگام درخواست ...
کندرماز kender maaz زمین شخم خورده پس از دروی شالی
خجیر کیله Khejir kile نهری که آب زراعتی لرگان و پول را در شهرستان نوشهر تأمین می ...
پا میزانی paa mizaani دفتری باریک با جلد چرمی که صورت توزین را در آن یادداشت نمایند ...
کل هاکردن kel haakerdan شخم زدن،شیار کردن
جانه – گیری jaanne giri یارگیری در بازی
کلف بزن kalaf bazen ۱ببلع،بخور ۲امر بلعیدن از سر تحقیر و تحکم
چرخ هایتن charKh haayten ۱گردیدن – گردش کردن ۲جستجو کردن – دنبال گم شده گردیدن
سلات ظهر selaat zohr راس نمیروز
زنجیرک zanjirek چرخ ریسک
هلک هلک helek helek ۱آهسته – یواش ۲تکان تکان
خیاط سر Khayyaat sar نوعی مراسم در عروسی که خیاط برای دوختن لباس به خانه ی صاحب ...
پره نیر pareneyr چند روز پیش – پریروزها
امد – کلا amed kelaa از توابع دهستان بندپی بابل که تلفظ فارسی آن احمد کلا است ...
کل و پل kal o pel سرشاخه
وره هکر vare hakker چوبی که چوپان با آن بره ی تازه زاییده را خشک کند
واتاشی vaataashi از توابع لفور سوادکوه
چک هاده chak haade گیربده – بچسبان – ضربه بزن – مماس کن
ژیویز zhiviz ۱پاره کردن – جر دادن ۲بانگ
پی تنک pi tanak پونه
تش ده tash de آتش دهنده – کسی که به عهد آتش در خانه یا مزرعه ی کسی افکند ...
ونوش تپه vanoosh tappe
رسم هاکردن rasm haakordan آیین نو گذاشتن – رواج دادن – بدعت گذاشتن
گوم بین goom bayyen گم شدن – ناپیدا شدن
پامنبری خن paa manbary Khon خواننده ی شعرهای مذهبی و سوزناک در پای منبر پیش از مرحله ...
پیرو piroo ۱سه روز دیگر ۲گونه ای سرو کوهی با نام علمی joonjeroos
درشتی dereshti ۱درشتی – حرف زشت ۲قلم درشت
النگ – مام alenge maam امام زاده ای در النگ کردکوی که امام زاده ابراهیم نام دارد ...
زمیل zammil زنبیل
زردجنار zarde jenaar خیلی زرد
او بکشیین o bakeshiyen ۱حمام کردن ۲کنایه از عسل کردن ۳آب کشیدن پارچه و پوشاک
برامسر boraam sar روستایی در شهرستان رامسر
شل میشت shele misht کسی که در اثر مشت های متوالی ناتوان و بی حال شود
واش جار vaash jaar مزرعه ای که در آن علوفه می کارند
مزید mazid از توابع میان رود بالای نور
وچین vacheyan ۱بافتن جوراب و مانند آن ۲جمع کردن خرده هیزم و مانند آن از ...
کینس kines از توابع پنجک رستاق واقع در منطقه ی کجور

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۳۸
mod_vvisit_counterديروز۷۹۸۹
mod_vvisit_counterاين هفته۹۳۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۷۷۲۶
mod_vvisit_counterجمع۱۳۴۰۵۰۸۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني