مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هاوست haavest هاوست
قویالی محله ghoyaali mahalle از توابع گیل خواران قائم شهر
لیز بخردن liz baKherdan ۱سر خوردن ۲غلت زدن
کپر kepper قسمت پایین و بوته مانند درختان بریده شده که معمولا خشک هستند ...
ممل mamel ۱خریدار عمده ۲مشتری دایمی – معامله گر دایمی
دم dam ۱نزدیک ۲دهانه – لبه ی کارد و یا هر چیز برنده ۳ورم
سر بند sar band ۱نخی که برای بستن کیسه به کار رود ۲محل اولین انشعاب آب در ...
کین قل kine ghol عضلات نرم کپل
ور کانده var kaande دو ردیف ستون کوچک که در دو سوی زیر پوشش بام باشد
سک هرزه مرض sake harze maraz
لوئیر lo ir مرز و سامان زمین صاف منتهی به شیب تند
جل شفت jol e sheft خیلی دیوانه
ایسیویک isyavyak دستاس – آسیاب دستی و خانگی و کوچک
په سر pe sar روستایی در ساری
چلب پرته chalb perte از انواع مرهم مخلوط با،روغن و زردچوبه که روی پنبه مالیده ...
بن بییتن ben baiten ۱ته گرفتن غذا ۲نشستن برف بر زمین
چک چیشت chake chisht نمایش آغازین کشتی لوچو
قونج ghoonj ۱سرد شدن ۲جمع شدن
اس کلام asse kolaam ساختمان ظاهری آسیاب – مکان آسیاب
باد دم baad dam بارش – باران مورب ناشی از وزش باد
گل gol آب بند
اشگل eshgel قوزک و تاندوم های پشت زانو
سو واشم soo vaasham ۱مکانی را که شب ها با شمع یا چراغ روشن کنند ۲سووشن
در بزوئن dar bazooen ۱رویش گیاه ۲جوشش آب ۳در زدن
بغل کش boghel kash ۱زمین مرتفع و سربالا ۲راه کنار و گوشه
سه پرا se peraa در اصطلاح پرورش دهندگان کرم ابریشم بهخورد دهه یا دهه ی کوچک ...
پخ peKh ۱خنده ی ناگهانی و یک باره – معادل پگ و پگی فارسی ۲کلمه ای ...
سرسو sar so ۱آبرفت ۲مواظبت ۳در کتول نام تپه ای است
پتوئی patooei کته ی دم نکشیده
دمال هاکت demaal haakat ۱دختری که به خواست عاشق از خانه بگریزد ۲عقب افتاده،کسی که ...
اشنیک ashnik ۱موش درختی ۲سنجاب ۳آدم بدقیافه
غارند گلی ghaarende gali کسی که صدایش نکرده است
اسبو esbo نام طایفه ای در بالا جاده ی کردکوی که از هزارجریب به این ...
الما – خرک alemaa Kharek الا کلنگ
کین شمل kine shammal ماهیچه های نرم دو طرف سرین
نامزه naamze نامزد
دغچه دم دامی deghche dame daami دیگی کوچک مخصوص دوشیدن شیر
کر کره ماتو ker kere maato شب ماهتابی با نور رنگ پریده
سپیده – پایین sepide paayin از توابع دهستان کلارستاق چالوس
بازوره هند baazoore hand آثار خندقی عظیم است که تقریبا در امتداد جنوب جاده ی شاه عباسی ...
چلپر بزوئن chelpar bazooan تلمبه زدن تلم جهت تبدیل ماست به دوغ
جرت جرته هاکردن jert jerte haakerden رجز خوانی در نزاع
تن هدائن tan hedaaen ۱آرام شدن – مطیع شدن ۲رام شدن – پذیرفتن ۳به جلو هول دادن،نزدیک ...
باکله –پلا baakkele pelaa باقلا پلو
بگو بگو begoo begoo ۱شایعه ۲جار و جنجال بیهوده
هستا hestaa ۱بلند شو برخاست ۲ایستاده
برمیین baremiyen از جای جستن به علت ترسیدن ناگهانی
نمدار کبن namdaar keben نام مرتعی در حوزه ی شیرگاه سوادکوه
هاخن هاخن haaKhen haaKhen آهسته،آهسته
راهی ببین raahi babeyan روانه شدن – قدم در راه گذاشتن – عازم حرکت شدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۷۸
mod_vvisit_counterديروز۴۵۳۸
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۷۷۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۸۵۲۵
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۵۹۹۵۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني