مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
اخ aKh لفظی جهت منع کودک از انجام کاری یا خوردن چیزی
ربکشیین re bakshiyen تلاش بی حد به خرج دادن – نهایت کوشش را مبذول داشتن
پشین کلا pashin kolaa از دهکده های سدن رستاق واقع در استرآباد
نادرس naa deres نادرست – آدم ناصادق
دو doo ۱دوغ – آب دوغ۲دویدن
جزر jazr شکنجه – محرف زجر رنج و عذاب
اندییک andiyak ۱مقداری – اندکی ۲نام روستایی در قائم شهر ۳ روستایی از دهستان ...
جرجر jerjer ۱سنجاقک ۲صدای جیرجیرک ۳صدای چوب
چهار باغ chehaar baagh از توابع دهستان کوهستان غرب واقع در منطقه ی چالوس
گتاسری gataa serey مرتعی جنگلی در حومه ی شهرستان نوشهر
یه وخت ya vaKht یک زمان – یک وقت
الزو alezoo پیاز وحشی
اشنگور ashangoor انگور وحشی موسوم به خرس انگور
تل tal ۱تلخ ۲گیاهی سمی ۳چوب های بلند و صاف جهت پرچین کردن و ایجاد ...
اف of از اصوات که به هنگام درد ادا شود
جرید برید jarid barid خرد و خمیر
غلم ghalem معیاری است برای دانه های برنج
شد shad ۱چسبندگی ۲ماده ای لزج و کتیرا مانندی که از برخی درختان ترشح ...
گولا goolaa چادر بزرگ
شا shaa شاه پادشاه
افتلت aftelet از توابع دهستان چهاردانگه هزارجریب
بالین baalin بستر
الندرو – چلندر alendro chalendar آدم هرزه گرد – ولگرد
نسبی nesbi شراکت پنجاه پنجاه
بال – در بیاردن baal dar beyaarden ۱جهیدن به جلو ۲ورجه ورجه کردن ۳از شادی در پوست نگنجیدن
سرج پشت sarje posht از توابع دهستان دوهزار تنکابن
توکلا tookelaa نام مرتعی در آمل
توف toof نوعی نخ که در دوختن لباس محلی زنانه به کار رود
کتنا ketenaa نوعی چکش از جنس چوب
تیلاغ tillaagh چنگک
تجن tajen ۱گذرگاهی که آب تند در آن جاری باشد ۲در پهلوی تچن tachan به معنی ...
انگار هکردن engaar hakerden ۱ترک کردن ۲رها کردن ۳قید چیزی را زدن
پا پچ paa pech پارچه و بندکی که با آن پای کودک را در گهواره بندند
ات – انده – شر ot – and e shar همان مقدار از سطح (اشاره به دور) به میزان آن محدوده – به ...
پامقر paa magher جای پا – رد پا
چکه – بلر chakke beler کف زدن دسته جمعی – شادی به همراه کف زدن و چرخیدن
ترتری ter teri ۱نوعی پرنده ی جنگلی و صحرایی از خانواده ی کبوتر قمری ۲بارندگی ...
زمن zemon زمان – زمانه
تی ti درخت انجیلی
سو بزوئن soo bazooen ۱جرقه – نور متناوب ۲سوسو زدن نور
دس هملانیئن das hemlaanian ۱آستین بالا زدن ۲آغاز به کار کردن
تعزیه خن taezeye Khon کسی که در یک گروه نمایشی مذهبی به نمایش رویدادهای مذهبی ...
خرماری Khermaari خرمالوی جنگلی
ونچال vannechaal از توابع خانقاپی قائم شهر
اشاک ashaak ۱دانه های پوک برنج و آشغال های ته خرمن ۲خس و خاشاک
نشون neshoon اولین پیله ای که در میان کرم ابریشم ظاهر شود
جنگ میون jange meyoon از توابع لاله آباد بابل
تورکش toorkash نام مرتعی در نزدیکی امام زاده حسن سوادکوه
بن کار ben kaar از بنیاد از ازل
امباری embaari انباری

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۳۹
mod_vvisit_counterديروز۲۰۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۷۱۶۰
mod_vvisit_counterاين ماه۳۴۷۱۳
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۵۳۸۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني