مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سیرداغ sir daagh سیر تفت داده
عامه سام amme saam آدم خالی از ادراک و هوش فاقد شعور
جو تاشی jo taashi دروی جو
هر دره her dere مرتعی در ولوپی سوادکوه
را بنگتن raabengetan ۱آماده ساختن و تدارک،جهت سفر کسی ۲حرکت دادن
ترسندوک tarsendook شخص بسیار ترسو
خارکلا khaarkelaa از روستاهای شهرستان علی آبادکتول
جافر jaafer ۱از طوایف ساکن در کتول ۲تلفظ ویژه ای از نام جعفر در کوهستان ...
کلا kelaa ۱کلاه ۲نام دهی در کوسان در منطقه ی بهشهر ۴ظرف مسی دسته دار ...
خالو Khaaloo دایی
بی یر biyer ۱بگذار ۲بیاور
امغازی amghaazi ۱ دختر عمه ۲ عمه
تئن کش toen kash تاوان ده – تاوان دهنده
گل و تیل gel o til گل و لای
ششم sheshem ۱در برهان قاطع نام سازی است ۲در مازندران سوت زدن را گویند ...
ول سر چاقو val sar chaaghoo ۱حسابگر و مقاوم ۲چاقوی سرکج
پرخه perKhe خنده ی بلند و ناگهانی
سک sek سک
پلور pelver ۱تنومند و چاق
پیل او pile ow پول آب – آب بها
چشمه موزی کش cheshme moozi kash چشمه ای در ارتفاعات جنوبی گرگان
باپلی baappeli پروانه
ورس دار vares daar روستایی در بالا لاریجان آمل
گل نشین gel neshin تپه و روستایی به همین نام واقع در شهر خواست ساری
دغ مل degh mal بافه های چوبی نازک و گرد از شاخه های تاک که زیر دیگ یا تابه ...
ول اشکن val eshkel چلاق – دارای پای معیوب
ترش خیک tersheKhik ۱چکمه ۲خیکی که در آن ترشی می ریختند
نره غول narre ghool نره غول
خراساتنکه رجه Khoraasaane keraje مرتعی است در اطراف تنکابن
پنج چله panj chele پارچه ای به عرض پنچ چله که هر چله ی آن به عرض یک وجب و چهارانگشت ...
سیکار sikaar گوسفند قهوه ای و سیاه
جلینگ jeling صدای شکستن اشیا مانند:شیشه،چوب و غیره
کردسه kar dasse یک دسته از خوشه ی شالی
پشتول peshtool آب دزدک
گاز امبور gaaz amboor گاز انبر انبر
ممه mama ۱واژه ای است به معنی خوراک و غذا به زبان کودکان
پیش تر سالا pishter saalaa سال های پیش
شونگ shooneg شانه – کتف
شاتینگ shaating عزیز کرده
مرسه marese از توابع چهاردانگه ی هزارجریبی ساری
خیزه Khize ۱کلون در ۲وسیله ای سورتمه مانند
تا تیپ هاکردن taatip haakerdan ۱آرایش کردن ۲آراستن لباس و هیأت ظاهر اشخاص خاصه کودکان
گنگ geng دست و پا گم کرده – عقل از دست داده – سرگردان – خل خنگ
گرماز garmaaze ۱تخم مرغ ۲پلوی گرم
لاپی laappi ۱توخالی – میان تهی ۲جای پوسیدگی درخت ۳شکم
رت هکاردن rat hekaarden ۱جدا شدن – رها شدن ۲پاره شدن
دمر دسن damar dessan ۱خاموش شدن ۲مردن
جغ jogh مرضی است که شخص مبتلا به آن هرچه غذا خورد سیر نمی شود – سیری ...
بفا کتی befaa kati نام مرتعی در آمل
پوخه poKhe ۱پوسته هایی همانند پوسته ی تخمه ۲تفاله ی هر چیز مثل چای

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۶۱۸
mod_vvisit_counterديروز۳۷۳۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۳۱۷۰
mod_vvisit_counterاين ماه۵۳۵۶۹
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۲۸۳۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني