مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
اشکاتن eshkaaten شکافتن – جدا کردن – باز کردن با تبر یا چیز دیگر – شکاف ایجاد ...
واشکن vaashkan روستایی از توابع کجور نوشهر
دزد کل dezde kol تپه ای تاریخی که در مسیر راه باغ شاه شهرستان بابل قرار داشته ...
زرین کچل zarin kachel گاو متمایل به زرد
مورمور هکردن moor moor hekorden ۱نق زدن – گریه ی مداوم،و بی صدای کودکان ۲احساس درد موضعی ...
سرابسن seraabessan ۱زیاد حرف زدن – پرحرفی ۲توهین
لور levar نوعی درختچه است
سک رنج sake ranj بیماری مهلک و مسری سگان
بگزشتن begzeshten ۱گذشتنعبور کردن ۲گذشت کردن – نادیده گرفتن
دکوش dakoosh خاموش کن
خربیس کا Khar bis kaa نوعی بازی محلی
زغلو zegheloo کوچک و ریز
صافی جل saafi jel پارچه ای که از آن برای پاک کردن دست و ظروف استفاده کنند
غار چماق ghaar chemaagh کنایه از تنومند و قوی
ناشور naashoor کثیف و آلوده – نشسته
جاج زئن jaaj zaan ۱برآشفتن ۲موی بر اندام راست شدن در اثر خشم و یا ترس ۳نسبت ...
میان مج meyaan mej ۱کسی که در میانه ی میدان کشتی قدم می زند ۲داور ۳میان دار
بن درکه ben darke از پایین به بالا
کارکین کن kaare kin kon آدم سهل انگار
دستو dasto آبی برای شستن دست در قبل و بعد از غذا
دجی daji ۱مادر ۲درهم و برهم
ناسور naa soor عضوی که صدمه ببیند و پس از بهبود حساس باشدزخمی که التیام ...
سنگ تراشون sang teraashoon از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
چسر chesar از توابع دهستان بندپی شهرستان بابل
اجم ajen دندانه های داس
بایس baayes بایست
پینیکی piniki
دار سر کومه daar sar koome کومه روی درخت – اتاقک درختی
کله وند kalle vand کله وند
سواهی savaahi بامداد پگاه
هاور haaver ۱بمال – بمالان ۲بزن و ببر
ارا eraa روستایی از دهستان چهاردانگه ی سورتچی ساری
همالسن hemaalessan ۱تاکردن آستین دست یا لنگه ی شلوار ۲مالاندن
بد نومی bad noomi بندام بندوم
بسندیین bosendiyen بوسانیین
بکوشتن bakooshten ۱کشتن ۲خاموش کردن
خیک پنیر Khike panir پنیر پوستی – پنیر خیکی
کال و شل بویین kaal oshel baviyen زخمی شدن – شکسته شدن دست یا پا
باسند baasand پاره کن
تیره مرز tire marz برجستگی موازی در زمین شالی زار
رچیا rachiyaa ۱چوب هایی که دور تله ی پرندگان بر زمین فرو کتند تا پرنده ...
هزک hazek ۱آدم سبک و جلف ۲آدم یک سویه
منگل mangal دسته دسته گشتن گوسفندان در اثر باد،تند و آذرخش
دم زنان dam zanaan ۱کار کردن توأم با تفریح و آزادی عمل ۲محل قراردادی استراحت ...
وزان vazaan ۱آبشاری که در سرچشمه ی رود تشکیل می شود ۲بخش عمیق و گود رود ...
دهره dahre دهره وسیله ای شبیه داس برای درو کردن علف و یا قطع نمودن شاخه ...
چفت دکتن chaft daketan متورم شدن – ابتلا به بیماری ورم
غب gheb ۱غیب – غیب گویی ۲پیشگویی
بی یر biyer ۱بگذار ۲بیاور
پتی pati ۱لخت و عور ۲از بین رفتن بخشی از بوته های برنج(در تنکابن) ۳دمل ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۰۱۵
mod_vvisit_counterديروز۶۳۸۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۱۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۹۴۰۴
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۷۹۷۰۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني