مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
زبر zebr ۱ناهموار ۲درشت
رته زئن rate zaen ۱خلط مبحث کردن ۲نشان از چیزی یافتن
ولاغوز velaaghooz روستایی جنب شهر کردکوی
چکل پشو chekel pesho زیر و رو کردن
حرف گوش هکاردن harf goosh hekaarden حرف شنوی داشتن – گوش کردن سخن
توق چال نام منطقه اي در هزار جريب شرقي
خشت آسمونی Khesht e aasemooni سنگی که از آسمان فرود آید
اترا چال etraa chaal ۱روستایی در گرگان از دهستان استرآباد شمالی گرگان(اترک چال) ...
لپا lapaa باتلاق – زمین آب خیز
که آر ke aar ۱بزماده ۲حیوان آبستن نشده
بهار تاش behaar taash محصولات زودرسی که اواخر بهار درو شود
نق نقی negh neghi کسی که بسیار نق زند
په کلی pe keli گوساله ی یک ساله
بن پری ben peri ۱بالا و پایین پریدن – جست و خیز کردن ۲جفتک زدن ۳یکه خوردن ...
بیستانبی bistaanbi دست انبو
سراقوچ seraa ghooch از انواع کلاه زنانه
نیشن دن nishenden ۱نشاندن – نشانیدن ۲کاشتن
گو خسک go Khosek نوعی قارچ خوراکی
سو راغون sooraaghon روغن نذری
تنگه رئه tange roe زمین کم عرض و دراز
گو چش go chesh درشت چشم
الکی – خئوش alaki Khoesh هرزه گرد
جور به جور joor be joor گوناگون
کرار زن karaar zen ۱مرتع و کشتزاری در نزدیکی شهرستان گرگان ۲مرتع و کشتزاری ...
اندرات enderaatr روستایی از دهستان چهاردانگه شهریاری بهشهر
پلا زردکر pelaa zardekar نوعی گیاه با ارزش غذایی که در بهار روید و گل های ریز و زرد ...
چشم بیشتن cheshm beyeshten چشم بیشتن
آشنی aashni آشتی
جلقه jelleghghe جلیقه
گو چر go char ۱زمینی که گاو در آنجا بچرد ۲علف چر گاوان
راها ببین raahaa babeyan یله شدن – آزاد گشتن
نپسی nepsi چرت
گوخاسه go Khaase استراحت گاه گاو
پیشواز pishvaaz استقبال – به استقبال رفتن
کینگ king کون
خارشد khaarshed ۱خورشید – آفتاب – نور آفتاب ۲نامی برای زن
چتر chater ۱نامی برای گاو – نام گاوپیشانی سفید چتر
پل کرات pole karaat ناحیه ای از بخش کلارستاق چالوس
کرک وریج kerke verij گیاهی خاردار
خدخدگیرون KhedKhed giroon پارتی بازی
پس پس pas pas عقب عقب
جق هاییت jegh haaeit فشرده شده
درت dert از اصوات – صدای باد شکم
پراشو peraa sho یک شب بعد از فردا شب پس فردا شب
النجه alenje نوعی پارچ خوراکی که در اطراف و بدنه درخت افرا روید
مر سر اندون mar sarendoon نوعی هزارپای سیاه رنگ
سربمان sar bomaan به نهایت رسیدن – تمام شدن – سر آمدن
جوزخ joozeKh تاریک
تیرسا tiressaa نام دهکده ای از بخش تترستاق نور
رسم ressam ۱رستم نامی برای مردان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۲۲۵
mod_vvisit_counterديروز۳۶۵۵
mod_vvisit_counterاين هفته۱۶۹۳۱
mod_vvisit_counterاين ماه۶۱۳۸۱
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۹۹۸۱۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني