مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
مفتلا meftelaa تحریف واژه ی مبتلا – گرفتار
موچر moocher تخمی که به عنوان نشانه،زیر مرغ گذارند تا مرغ هر روز،در همان ...
خامیر Khaamir خاموشی – خاموش
جل بخردن jal baKherdan ۱عصبانی ۲جر و بحث کردن ۳انکار
دکت گو dakat goo گاو جدا شده از گله
شیشی shishi صاف و شفاف
قمیلک ghomilak تلنگر
جمنر jamenner ۱زود – بلافاصله ۲محصولی که زود برداشت شود
کاپک kaapek سال خورده – پیر
بیش محله bish mehalle از توابع دهستان دابوی جنوبی،بخش مرکزی آمل
سنگ سو sange so با سنگ ساییدن – سنگی که کارد و چاقو را با آن تیز کنند
زیارود zeyaarood از توابع دشت سر در بخش مرکزی آمل
سیرت sirt سوت
وان vaan واژه ای که برای تاکید در پایان جمله آید
لتی پتی lati pati له شده – آش و لاش
خاک ریزی Khaak rizi نوعی سبزی محلی با ساقه ی محکم و پرشاخ و برگ که خوراکی است ...
کهر kahar اسبی که رنگش سرخ مایل به سیاه باشد
رجزخونی rajez Khooni خواندن شعر رجزدعوی و غالبا به لاف و لغت نامه ی دهخدا،ج۱۴،ص۲۹۳ ...
سرکه پیشانی serke pishaani اخمو ترش رو
کیناد kinaad نام مرتعی واقع در منطقه ی آمل
او تپ o tep یک قطره آب
سهری sehri از توابع ناییج نور
پبس pebas پیوسته – پیاپی
نزا nezaa سر کشیدن یک نواخت برنج پیش از دانه بندی
کلو کانی kaloo kaani کلوخ خردکنی که از تمهیدات آماده سازی زمین کشاورزی است
پمبه په pambe beh نوعی میوه ی به که به لحاظ نرم بودن به پنبه شبیه شده است
سخاری soKhaari کاسه ی چینی
دروش derosh ۱هر چیز نوک تیز ۲درفش کفشگر
آیشه aayshe ۱شیرط غلیظ و مقوی که پس از زاییدن گاو به دست آید ۲مایه ای ...
کول هکاردن kool hekaarden تنومند شدن درشت اندام شدن
بهدشت behdasht از توابع دهستان ناتل رستاق نور که بیشت beyasht نیز تلفظ شود
کنداک kendaak نانی که با آرد ذرت طبخ شود
زرد بلبل zarde bolbol نام بومی پرنده ی مهره زرد
چک سر chak sar ۱چمباتمه ۲مدت کم
مجمه majma ۱مجمعه سینی بزرگ از جنس روی،مس یا چوب ۲طبق مدور مسی لبه دار ...
پرزین par zin خار و خاشاکی که در پشت بند و سد جمع شود
پارکه paareke ۱واحد آبادی ۲تکه
کوره چش koore chesh کوره چش
شورده بورده shoorde boorde نوعی بازی که در عروسی ها به اجرا در آید
فشکه feshke بازدم شدید از راه بینی
خت و پت Khott o pat راه و جاده
روشند هکاردن rooshend hekaarden ۱روشن کردن ۲برافروختن آتش
زر دستی zer dasti ظرفی که در آن میوه،سبزی و پنیر گذارند – پیش دستی
وزگه vezge جوانه
پیمونه paymoone ظرفی که برای مقیاس حجمی به کار رود
گنکی میچکا ganki michkaa از انواع گنجشک
پیته پور pite poor ۱گورستان کهنه ۲نام مکانی در سوادکوه
وویی vooi وا – از اصوات تعجب
تموس tamoos ۱کون کلفت – کسی که باسن بزرگ و پهن دارد ۲چاق
قل نهار ghal nehaar چاشت بین وقت صبحانه و ناهار

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۸۲۷
mod_vvisit_counterديروز۱۲۲۱۵
mod_vvisit_counterاين هفته۴۱۵۰۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۳۷۴۸
mod_vvisit_counterجمع۱۶۲۴۴۷۱۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني