مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
چر چرو cher chero آب باریکه نهر کم آب
کنار خس kenaar Khos به دور از دیگران خوابیدن – کسی که ازآمیزش با دیگران اکراه ...
ماقوتی maaghavvati نوعی قرعه کشی جهت ترتیب تقدم و تأخر بازی کنان است که با روش ...
تب خایه tab Khaaye ۱کسی که بیضه اش ورم کرده باشد ۲بادفتق
دراکین daraakin دامنه و قله ای به ارتفاع ۲۹۸۵ متر در منطقه کوهستان غرب چالوس ...
قیقناق gheyghenaagh خورشتی که با روغن و شکر و تخم مرغ و آب درست کنند
هر دره her dere مرتعی در ولوپی سوادکوه
چوباق choo baagh چپق
چش وج chesh vej چش وج
پیتو pito پاپیچ – ساق بند
هلق hellagh
سیمش simesh مقدار زمین زیرکشت
چاخل chaaKhel چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
سوزی soozi سبزی
کد دکتن ked daketen دشمن شدن – یا کسی در پیچدن
هیمه خره hime Khare توده های ذخیره ی هیزم
یک او yak o آبیاری اول زمین و مزرعه
پیش انبور pish anboor روستایی در کلاردشت چالوس
سگ په sag pe گیاهی آب زی
سنگ بس sange bas از دهستان هزارپی جنوبی بخش مرکزی آمل
چراغه حال cheraaghe haal چراغه+حال نغمه ای سازی است مربوط به لـله وا که به معنی روشنایی ...
چاربانکه chaar baanke بطری سرکه
چوک chook جوجه – جوجه ی ماکیان
اسفه زرک esfe zarak شلتوک خاکستری
ورزن varzan از توابع مالرود نوشهر
نودیجه now dije روستایی از دهستان روشن آباد گرگان
دنگ زنی dang zani ۱تحریک ۲بدگویی
هریجان harijaan از توابع کوهستان شرق کلاردشت
آلبانیوم ماره aalbaanioom maare از نام های باستانی دریای خزر ماخوذ از منابع یونانی و رومی(aabanoom ...
ناخش naaKhesh ناخوش – مریض – بیمار – علیل
سرخنه ser Khene گیاهی بته مانند که برگ هایش انبوه و در سطح زمین پراکنده شود ...
کمل به سر kamel be sar نام قلعه ای دردیوا در بندپی شرقی واقع در منطقه ی بابل
گیج gij چندش – بی نظم و کثیف،نفرت داشتن
کمل وندی kamel vandi کاه بندی – کاه را دسته بندی کردن
سولده sool de نام قدیمی شهرستان نور
سنگل sengel گردن افتاده – آدم مزاحم
لاک تراشون laak teraashon ۱از توابع قره طغان بهشهر ۲از توابع چهاردانگه ی هزار جریبی ...
اسپومحله espoo mahalle از دهکده های سدن رستاق واقع در استرآباد
ترز tarez ۱پشت کردن به کسی و بی اعتنایی کردن به او ۲به کنایه سخن گفتن ...
کلیج کوه kelij kooh از توابع شهرستان رامسر
دار عسل daar asel عسلی که از زنبورهای کوهی که در تنه ی درختان جنگلی یا شکاف ...
تندوره tandoore مخزنی چاه مانند جهت ذخیره و ازدیاد فشار آب رودخانه به میزانی ...
پینجاله pinjaale یک مشت از هر گیاه که در دست جای گیرد
شی وچه shi vache بچه ی شوهر – فرزندی که شوهر از زن دیگر دارد
مالکانه maalekaane حق مالک از کشت زار
یلخی – وان yelKhi vaan نگهبان و مراقب اسب های رام نشده
جیکا روزی jikaa roozi کسی که همیشه تنگ دست است – کم روزی
چرخی باد charKhi baad از انواع بادها محلی – گردباد
بسرفتن basroften زیاد حرف زدن – پرحرفی
ناودون naavdoon ناودان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۱۳۹
mod_vvisit_counterديروز۳۵۲۰
mod_vvisit_counterاين هفته۹۳۱۷
mod_vvisit_counterاين ماه۷۳۹۳۳
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۲۹۸۸۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني