مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دس دل بچا das del bechaa دلسرد
گینگ ging وز حرف زدنی که دیگران نفهمند و خوب ادا نشده باشد – صدای زیر ...
چرچر char char سور و عیش
ابییا abiyaa نام پرنده ای است که زیست گاه آن جنگل های نیمه تاریک و مرطوب ...
چله chelle گردش و چرخش یا تعویض لحن در موسیقی را گویند
پرچینک parchinek نام روستایی در شهرستان ساری
خرجی Kharji پول و خوراک سالانه ای که دامداران بزرگ به چوپان ها پرداخت ...
زر زر هاکردن zer zer haakerdan سر و صدا راه انداختن
پریشو parisho پریشب
ابلس ebles از مراتع واقع در تاویر علی آباد کتول
ونگ هاکردن vang haakerden بانگ زدن – فریاد زدن
مرس قلی چی mers ghali chi آن که ظرف های مسی را با قلع جلا دهد مسگر
سنگ بیتن sang baytan خارج کردن مواد غذایی و املاحی که به مرور در گلوگاه و زیرحلق ...
شلم شوربا shalam shoorbaa معادل بی نظمی در امور – معادل شرب الیهود
کاکل kaakkel بالا و انتهای درخت یا هر چیز دیگر
بنه واز هادائن bene vaz haadaen اهدای گوسفند و گاو به افراد فقیر جهت پرورش دادن
په کل pe kal ۱قسمت چریده شده ی مرتع ۲بازگشت از مسیر رفته
شو نشیر sho neshir شب نشینی
سنگ ری sang rey ۱مرتعی در کجور ۲پر سنگ و ریگ
دار گرم daar garm فلفل سیاه
جان کنسن jaan kanessen جان بکندیین
توران تورا tooraan tooraa خام – نیاز موده
تدانی tedaani به خاطر تو
هاییر haayir ۱بگیر ۲بخر
هال بندی haal bandi ۱مرزبندی ۲بستن و ردیف ساختن کت شالیزار
رودپشت rood posht از توابع دهستان زاور تنکابن
سایه دیم saaye dim رو به سایه – جایی که نور آفتاب بر آن نتابد
چادرشوی هردیم سرخ chader shoye hardim serKh چادرشب چهار تخته ای است که چهار ردیف پارچه در عرض هم دوخته ...
په کلی pe keli گوساله ی یک ساله
منگو mango گاو ماده ی شیرده
دم شه dam she باران نرم
لیلم دشت lilem dasht از توابع گنج افروز بابل
چوله choole نوعی پیمانه ی برنج از جنس چوب
کین شمل kine shammal ماهیچه های نرم دو طرف سرین
هخیر haKhir آسیب دیده – هر چیز آسیب دیده که آسیب دیدگی آن نمایان باشد ...
موزی moozi بلوط – از تیره ی بلوطیان که دو نوع آن معروف استنوع برگ پهن ...
رشیدخان rashid Khaan از منظومه های موسیقیایی و حماسی مازندران
کورکوری koor koori ۱تاریکی – به زحمت در تاریکی دیدن ۲پرنده ای است
پایین مرزبال paaein marzebaal از توابع دهستان گنج افروز بابل
اشکارم eshkaarem از انواع سار با پرهای سیاه و سفید
تش هاکردن tash haakordan افروختن آتش
تلی سازه tali saaze جارویی که از شاخه های نازک نوعی خار یا سرشاخه ی درختان بافته ...
نیم جو nim joo درست نجویده شدن غذا – نجویده
اکر aker ۱شیرین عقل ۲لوس و ننر ۳کسی که برای خود شیرینی خود را بی عقل ...
په کو بزئن pe ko bazoen شاخ زدن جانوران به یکدیگر – حمله ی جانوران شاخ دار به یکدیگر ...
سیکا تک sikaa tek سازی زبانه دار از جنس نی و یا چوب که زبانه ی آن شبیه منقار ...
قوز ghooz
چایی پخول chaaei paKhool تفاله چای
بهنام beh naam بیماری های درمان ناپذیر
بدج bedj کرت برنج کاری که در اثرجذب آب و حرارت دوباره سبز شود

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۵۸
mod_vvisit_counterديروز۶۵۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۸۵۰۴
mod_vvisit_counterاين ماه۹۳۶۳۸
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۶۸۲۲۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني