مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پلاشون pelaashoon یکی از شکارگاه های منطقه ی شهرستان بابل
تکی تکی taki teki لب به لب – انباشته
هقیک heghik سکسکه
نقالو noghaalloo ۱سفره مار ۲نوعی مار زرد و قهوه ای که آزار نمی رساند ۳مارچوبه ...
کوچ و بنه کاردن kooch o bene kaarden مهاجرت و کوچ کردن
کله kele ۱اجاق،آتش دان،اجاقی که در کنار تنور باشد،اجاق گلی با سوخت ...
پاش پاش paash paash ۱پراکنده ۲ریز و خرد شده
وا وا vaa o آب معدنی
چار تاق بن chaar taaghe ben از توابع دهستان گیل خواران قائم شهر
اندوخرما andoo Khormaa خرمای وحشی از نوع خرمای جنگل های مرطوب البرز
خراب خیریب Kheraab Khirib خراب – ویران – منهدم
المیتان almitaan از دهستان چلاو آمل
آلم جار aalem jaar مزرعه ی درو شده ی گندم،جو یا برنج
بواش bevaash ۱باش ۲بشو
دکلسن dakelesen ریختن – ریختن دانه های غلات در اثر زیاد رسیدن محصولتعلل ...
بل بل بزوئن balbal bazooen نورافشانی کردن – پرتوافکندن – برق زدن
باکله پته baakkele pate باقلای آب پز
لوکا lookaa حفره
د زندی de zendi دو زانو
جول بهیت jool bahit آسمان ابری و مه آلود
چل پیی chel peI کنار زائو نشستن در شش شب اول زایمان
مف maf ۱درهم و برهم – نامرتب ۲کلافه – سردر گم – آشفته
رسبای کلا resbaaye kelaa کلاه مخصوص و مضحک که از پر پرندگان و پارچه های کهنه درست ...
قس خابورد ghas Khaabaverd نوعی نفرین
پل بخردن pal baKhordan به جوش آمدن
چار گوش chaar goosh از انواع بازی های بومی
دخسندین daKhesendiyen ۱خوابانیدن ۲به زمین بردن
مامتیر maamatir ۱نام باستانی بابل ۲پرستش گاه میترا
جمجمه jemjeme ۱چشمه ی پر از آب ۲غلغل کننده ۳سینه ریز ۴چشمه ای در حوالی ...
در همسایه dar hamsaaye همسایه – همسایه ها
سختی هادان saKhti haadaan به زحمت انداختن – مشقت دادن
بسپرسن besperessen سپردن – سفارش کردن
قراپون gheraapoon آروغ
سور savr صبر شکیبایی
لنگ پاشی leng pashi پا تکان دادن متوالی
کچامه kechaame نهال – نهال نشایی درختان
چنه channe ۱چقدر؟ ۲چه اندازه؟
سرن sern از توابع سه هزار تنکابن
عسل assel عسل
گرسه گرسه gorse gorse ۱پشت سرهم – پیاپی ۲به مقدار زیاد
خرس اشکن Khers eshken فنی در کشتی بومی لوچو که براساس آن حریف پنجه در کمر حریف ...
په گام هکردن pe gaam hekorden رد گم کردن
متن metan ۱جستجو کردن – گام نهادن ۲پی در پی به دنبال کار یا چیزی گشتن ...
تاشه taashe ۱تیشه ۲تیشه ی درودگری یا بنایی ۳انبرقندشکن
سرد تارم sard taaram نوعی برنج تارم که دیررس باشد
اوسار owsaar افسار
تلی شیش tali shish نوعی جارو از شاخه های خاردار که از سرشاخه های انار درست شود ...
آینک aaynek عینک
عاج دار aaj daar
بال baal عضو پرواز پرندگان است که به کنایه به دست انسان نیز گفته می ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۵۹۹
mod_vvisit_counterديروز۸۱۶۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۵۹۹
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۴۰۴۷
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۰۴۴۷۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني