مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
قلعه دوک ghale dook از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
ترنجبین teranjebin گیاه دارویی مشهور
زیار zeyaar از توابع بالا لاریجان آمل
چشمه موزی کش cheshme moozi kash چشمه ای در ارتفاعات جنوبی گرگان
سرین گا saringaa محل گذاشتن سر به هنگام استراحت – زیر سری بالشت
تیل او til o آب گل آلود
بال بن بییتن baalbenbayten از فنون کشتی بومی استپس از اعلام بازی که توسط میاندار انجام ...
شول رس shoolres فاصله ای که بتوان کسی را با فریاد و بانگ بلند متوجه موضوعی ...
خور هکان Khaver hekaan خبرکن – آگاه کن – دعوت کن
پنگال pangaal چنگال – پنجه
تک بری tek bari زبان داری
رایی بویین raayi baviyen روانه شدن – راهی شدن
پندلیک pendelik بسیار سیاه و تیره
کاله مار kaale maar خوکی که توله به همراه داشته باشد
فاموج faamoj ۱نمایش آغازین کشتی لوچو ۲حرکات رزمی پیش از سرشاخ شدن
اون – سره oone sere ۱آن را – آن یکی را ۲برای آن یکی
بچرندین bacherendiyen چراندن – به چرا بردن دام
امزنا – چال emzenaa chaal نام مرتعی در آمل
بردن borden رفتن
جانه خدا jaane Khedaa خدای عزیز
چخه cheKhe لفظی برای دور کردن سگ
هاکر haaker وسایل و لوازم گاوداری
خزخزی Khez Khezi سرسری
نسل nessel ۱نام مرتعی در حوزه ی پرتاسی لفور سوادکوه ۲نام مرتعی در بندپی ...
پمبه چو pambe choo ساقه های خشک شده ی بوته ی پنبه که برای سوخت در تنور تراشیده ...
نون بن noon ben چانه ی خمیر
فریکه فریکه ferikke ferikke پشت سرهم – تند تند
میرنا mirnaa از توابع ناییج نور
انار ترشی enaar tershi که همان رب انار ترشی سیاه استبرای تهیه ی رب انار ابتدا انار ...
بنه کاردن bene kaarden کنایه از:رشد کردن و متمول شدن
کئی سر kaei sar جوانه ی بوته ی کدوقسمت انتهایی بوته ی کدو که در آش ریزند ...
لیف بزئن lif bazoen ۱لیسیدن ۲لفت و لیس کردن – بلعیدن گوسفند ۳صابون زدن در حمام ...
مخو maKhoo کسی که تودماغی سخن گوید
سفال sefaal پیشانی
نوئه noe شیار کوچک و سنگی در دامنه ی کوه – هر چیز ناو شکل
چل چلی chel cheli ۱تازه راهافتاده ۲کسی که در راه رفتن تعادل ندارد ۳کسی که ...
گوش پرغالی goosh par ghaali نشنیده گرفتن – تظاهر به نشنیدن
تی ولگ ti valg برگ درخت توت
او کا oo kaa آب بازی کردن
بالده baal de محل سابق آبادی بالا جاده که اکنون به مزرعه ای تبدیل شده و ...
بک رو bek roo رفت و آمد
بافتن baafetan خوابیدن
انام anaam بوم – زادگاه – محل زیست
کتره katre ۲سخنان بی اساس و یاوه – حرف درشت ناسزا ۲دفعه مرتبه
سختی بمان saKhti bomaan ۱دشوار آمدن ۲سخت پنداشتن
قشکه gheshke بیماری برص لکه های روی پوست
بوچه booche پستان
بهرام خل تپه bahraam Khel tappe تپه ای دست ساز و قدیمی در شمال غربی زیروان بهشهر
چی chi چه؟
سرچرخ sar charKh کسی که سرش گیج رود

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۸۹۱
mod_vvisit_counterديروز۳۶۳۲
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۹۱
mod_vvisit_counterاين ماه۶۶۵۰۷
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۲۲۴۵۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني