مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
له بوردن le borden ۱دراز کشیدن – استراحت کردن ۲افتاده ساختمان یا دیوار یا ...
کرا کله keraa kele نام مرتعی واقع در منطقه ی سوادکوه
بند وز band vez آدم زیر و زرنگ
او نمیر oo nemir نام مرتعی در آمل
غنجیل ghanjil قاچ
پاشور paa shoor ۱جای شستن پا ۲شستن پا به منظور پایین آوردن حرارت بدن به هنگام ...
پیچاک pichaak فرز و چابک
چنده chande چقدر – چه اندازه
سلاتی sallaati دکمه
انگه انگه ange ange وز وز – صدای مزاحم
کیچکک kichkak کوچک
کوترم kootrem سکو بهارخواب تراس
نیاک neyaak از توابع دهستان بالا لاریجان آمل
سوندوق sondogh ۱جای لباس و اشیا نگهداشتی ۲جعبه ی بزرگ چوبی
یک او yak o آبیاری اول زمین و مزرعه
کز بویین kaz baviyen ۱تباه شدن ۲مزه گس داشتن ۳ناتوان شدن ۴کنفت شدن
تره پشتی tore peshti کوله پشتی چوپانان و کشاورزان که از جنس پشم بوده و دست بافت ...
کاسگر کلا kaasger kelaa از توابع نوکنده ی کای قائم شهر
زر زم zerzem زنبور
لیوان شرقی livaane sharghi روستایی در جنوب غربی بندرگز
بلنگه بلنگه belenge belenge ۱التهاب و درد موضعی ۲گزگز کردن ۳نوعی احساس درد
گرومبه گرومبه goroombe goroombe ۱پی در پی ۲صوتی است که از کوبیده شدن دو جسم سخت به هم ایجادمی ...
زنندن zanendon از جنس زن
تل شیر tale shir اولین شیری که پس از زاییدن گاو دوشیده شود
تن بنه بکشیین tan bene bakeshiyen ۱تب داشتن ۲زمین گیر شدن
سف sef سیب
بال اشکن baalesheken کار را ناتمام رها ساختن – کار نمیه تمام
کنجاله kenjaale ۱تفاله ی تخم پنبه بعد از روغن کشی که برای مصرف دام به کار ...
مغم meghom ادا از کسی تقلید کردن
حله تیتال هکاردن hele titaal hekaarden حقه زدن – با نیرنگ کسی را فریفتن
بارینگ به baarige be بوته ای با برگ های ریز شبیه پونه متمایل به زردرنگ
پاف paaf از اصوات – آوای ترکیدن توپ لاستیکی و یا برخورد اشیا با آب ...
شونگ و شونگ shango shevang داد و فریاد – جیغ و داد
سیله بن sile ben روستایی از دهستان فیروزجاه بابل
بر بند bar band ۱تنگ اسب ۲تنگ گهواره
تانش taanesh درو کردن از ته و بن بوته – درو کردن غلات از بیخ و بن
فنوسک fenoosek خلط بینی انسان یا جانور
پشت گوش فراخ poshte goosh feraaz ۱فراموش کار ۲بی علاقه به امور
دل دماس del damaas ناراحت – غمگین
پس pes فرد اخمو و ترش رو
خاشکی Khaashki ۱گونه ای بیماری که پوست بدن چروکیده و پوسته پوسته شودخشک ...
چالایش chaalaayesh از توابع دهستان پنج هزاره ی شهرستان بهشهر
بام – دار baam daar تیرهای افقی سقف اتاق و نعل درگاه – تیر بزرگ افقی میان سقف ...
هر دمبلی har dambeli درهم برهم – کار بی نظم انجام دادن
سنارسی شایی sannaar si shaayi سنارسی شایی
تیم کاری tim kaari زمان تخم پاشیدن گندم و جو
تپلاس teplaas پوست سبز گردو
رش کمر rash kamer گاوی که به رنگ سفید و قهوه ای باشد
ماچگر maachgar
سم کش sem kash قطعه چوبی به درازای حدود چهارمتر که تیرهای چوبی سقف به آن ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۳۷۶
mod_vvisit_counterديروز۳۷۶۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۵۶۸۸
mod_vvisit_counterاين ماه۵۶۰۸۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۵۳۵۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني