مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
امروز amrooz امروز
کله سر چینکا kale sar chinekaa
خاندی کلا Khaandi kelaa از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
پرز paraz پرز کرک
لبه labe ساحل
چالون کچیک chaalon kechik قله ای به ارتفاع ۴۴۴۰ متر در منطقه علم کوه کلاردشت واقع در ...
استرمد estermed ۱خدمت ۲پرستار
گج گا gej gaa گیج گاه
نیم هنگ چشم nim hang cheshm ۱خمار چشم – مخمور ۲چشم متورم
تاخن taaKhen مأمن
سگ ولیک sag valik نوعی ولیک گیاهی است خودرو و سرخ رنگ که در صخره ها روید
باکله –پلا baakkele pelaa باقلا پلو
پوشالی pooshaalay
پنجه تکی panje teki ۱با نوک پا راه رفتن ۲حرکت دزدانه
پینو pinoo دوغ آب رفته و چکیده که از آن کشک تهیه کنند
زر انداز zer andaaz زیرانداز – تشک
شیر sheyar اندک و مختصر
واری vaari مانند – شبیه
بالا چندلاکیل baalaa chendelaakil از توابع دهستان تالارپی قائم شهر
بنه واز هادائن bene vaz haadaen اهدای گوسفند و گاو به افراد فقیر جهت پرورش دادن
سرشوران sar shooraan جایگاهی ویژه در کنار رودخانه یا مکانی محصور در منزل جهت ...
منا mannaa نوعی سبزی که خشک شده ی آن برای کوکوسبزی مورد استفاده قرار ...
تورنگ تپه toorengtappe ۱از دهکده های استرآباد رستاق ۲تپه ای باستانی در شرق گرگان ...
ترستاق tarestaagh نام روستایی در نور
پا ته paa te پاپیچ شال پارچه ای ضخیمی که بدور ساق می پیچند پاتاوه
ولیج valij نام قلعه ای قدیمی که خرابه های آن در راه کجور به کدیر قرار ...
کود هاکردن kood haakerden روی هم انباشته کردن
بت بته bat bate ۱تندتند – از چپ و راست – از هر طرف ۲حرفی است برای هدایت اسب ...
گو په go pe ۱در جستجوی گاو گم شده ۲گالش
کله کو kalle ko نوعی راه رفتن که شخص به اشیای روبرو و زیر پایش بی توجه باشد ...
زیک زیک zik zik ۱التماس کردن ۲با تضرع و ناله از چیزی نالیدن ۳گزگز پا در اثر ...
سر در بیردن sar dar beyardan ۱تولیدمثل کردن ۲از اقران و امثال پیشی گرفتن – قابلیت رقابت ...
گردنه سر gerdene sar نام روستایی در منطقه ی سوادکوه
سبوک سنگین کاردن sabook sangin kaarden ۱وزن تقریبی چیزی را با دست سنجیدن ۲کسی را محک زدن
قواله ghevaale قباله سند
اهو oho از اصوات است در بیان کثرت و تعجب
کمون پایین kamoon paayin از توابع بابل کنار شهرستان بابل
درگا dargaa آستانه ی در
پشت در پشت pesht dar pesht ۱به صورت متوالی ۲نسل در نسل
مرز بال marz baal نام آبادی از کاری پی بابل
تن نهیتن tan bahiten ۱به عهده نگرفتن – زیربار نرفتن – به گردن نگرفتن ۲ در اصطلاح ...
پاره هاکن paare haakon پاره کن
کئو ساک kaooo saak حامل خبر بد
زئن zaen زدن
پی هکاردن pay hekaardan ۱قطع کردن ۲بریدن رگ و پی حیوان با تبر ۳زخم زدن به درخت که ...
خونمه Khooneme خواب نما
چنگر دکتن chenger daketan پاره شدن لباس یا مجروح شدن بدن در اثر برخورد با اجسام تیز ...
کرموزی kar moozi درخت جنگلی با نام کرمازو،که از انواع بلوط است
پپه هکاردن pape hekaarden پف کردن و ژولیده شدن موهای بلند
تیر بزار tir bazzar نام مرتعی در لفور سوادکوه

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۲۸۹
mod_vvisit_counterديروز۸۰۴۰
mod_vvisit_counterاين هفته۵۱۸۹۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۴۲۳۵
mod_vvisit_counterجمع۱۵۶۰۸۴۹۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني