مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
برانیین beraaniyen راندن
دارخسک daar Khosak شب گردهندی – از انواع پرنده
ددارک dedaarak نوار ساحلی بین روستاهای علی آباد عسکرخان و کهنه سرای نوشهر ...
قلیه نهر ghalye nehar چاشت بین وقت صبحانه و ناهار
کرک kerek ۱گلو،حلق ۲چوبی که پشت سر نصب کرده و در را محکم کنند – کلون ...
کول دم هدائن kool dem hedaaan پوست عوض کردن
تاجنی هدائن taajenni hedaaen به تاخت بردن اسب
حاضری haazeri ۱غذای آماده ۲غذای سرد
اشکم قرار eshkem gheraar ۱کار در برابر خورد و خوراک و خواب ۲نوعی از روابط کاری دامداری ...
دپلت daplet درهم رفته – سر در گم
کوپر koopper کپه ی سنگ و خاک در مزرعه که از لا به لای آن درخت و درختچه های ...
سرخن کلاته sorKhan kelaate روستایی در شرق گرگان
په تج petaj طفل تازه به راه افتاده
دسدک dasdak ستون هایی که در حدفاصل سقف اول و سقف دوم ساختمان به عنوان ...
قرقره gherghere ۱ماسوره که داخل مکو است و دور آن نخ پیچیده شود – از وسایل ...
چپرکاتی chaper kaati نردبان یک پایه ی گالشی و چوپانی
بگزشتن begzeshten ۱گذشتنعبور کردن ۲گذشت کردن – نادیده گرفتن
دستان کاردن dastaan kaarden دست انداختن – مسخره کردن – سر به سر گذاشتن
نودمال nodomaal قایق کوچک ماهی گیری مخصوص صید رودخانه ای
پرز parez ۱پرهیز غذایی – اجتناب بیمار از خوردن برخی خوراکی های ناسازگار ...
سرپر sere per سیر سیر در مقابل گرسنهتأکید بر سیری
نرم خل marme Khol خاکستر نرم
پروپتنیک هاکردن paropetenik haakerden ۱از هم باز کردن ۲ورقه ورقه ساختن
بئوتن baootan دوختن
وخه vaKhe ۱بلند شو ۲نوبت نگهبانی شالیزار
ده پشتی de peshti دو ترکه – سواری دو نفره
نوشیروان کلا nooshirvaan kelaa ازتوابع دهستان گنج افروز بابل
نشادر nashaa der نشادر
این سفر in safer این بار – این دفعه
سرد sard سرد سرما
الدیگاه aldigaa مرتعی واقع در شهرستان گرگان
گسبن gesben گوسفند
مشت مشت mashte masht ۱پر ۲ظرف انباشته از مایع در حد سرزیر
گرماری garmaari فلفل
چک و په هاکردن chak o pe haakerden پا به پا شدن در اثر هیجان
چوپایین نموئن choo paaein nemoen چو پایین نیمئن
بریم berim ۱ایوان پشت خانه ۲بیرون
ماهور maahoor مهار بند
وازیمال vaazimaal از توابع لفور قائم شهر
راسته را raaste raa راه راست و مستقیم
بنه وال bene vaal جوی قسمت پایین زمین
شفید پلا shefid pelaa پلویی که به همراه سبزی شوید طبخ شود
هشتک hashtek نوعی کوزه ی بزرگ
ممیجو mamijoo میوه ی رسیده و بسیار پخته ی انجیر و انگور را گویند
آزان aazaan روستایی در قائم شهر
چمشک chameshk نوعی کفش چرمی محلی
زنجیلو zanjiloo از روستاهای کوهسار فندرسک استارآباد
یک دفه yak dafe یکدفعه – به طور ناگهانی – ناگهان – یک بار
نوم نومی noom noomi ۱گل قاصدک ۲قاب مخصوص بازی
لابلا laablaa از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۶۵۳
mod_vvisit_counterديروز۶۶۰۸
mod_vvisit_counterاين هفته۶۶۵۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۲۲۰۷
mod_vvisit_counterجمع۱۵۶۱۶۴۶۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني