مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ونچال vannechaal از توابع خانقاپی قائم شهر
را بوردن raa baverdan ۱روانه کردن و راهی نمودن ۲راندن
د چین de chin چین دوم پنبه و جالیز
کلیلا kalilaa از روستاهای واقع در شهرستان بابل
پر سرو per sero پرگو یاوه گو
گل پیاله gel piyaale کاسه ی گلی
چنگ ببیین cheng babiyan
توج بزه tooj baze تاخورده
اشتلوم eshteloom بزک کردن دختران و زنان
اجو ajoo نام مرتعی در کجور
آ aa پسوند فاعلی مانند:دونا doonaaدانا دون+آ
اوکرکا o kerkaa روستایی از دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
سیم کلوم sime kolom از مراتع نشتای عباس آباد
لاخ laaKh حفره
سلطان seltaan پادشاه – سلطان
بوربوین boor baviyan ۱کنفت شدن – مسخره گشتن ۲از خجالت سرخ شدن ۳تحریک شدن
لترمه laterme ۱تنبل ۲شل ۳خپل ۴ناهنجار
رسد کر rased kar تقسیم کننده – بخش کننده – مقسم
گزینه gazine گزنه
اساس esaas از توابع شهرستان پل سفید سوادکوه
پیت پار pit paar لباس های کهنه
ور – بیتن varre bayten ۱از کسی جانب داری کردن ۲اصابت کردن ۳به مقصود رسیدن
فل بیمئن fel beyamoen ۱برانگیخته شدن ۲آماده شدن جهت جفت گیری
در کاروآر der kaa roaar منطقه ای در آلاشت
در dor ۱اطراف – نواحی ۲گردش – پرسه زدن – تفرج
شیر سوار shir sevaar از توابع گنج افروز واقع در منطقه ی بابل
سالی کنده saali kande روستایی در دهستان چهارکوه کردکوی
هوزی هاکردن hozi haakerdan ۱شنا کردن ۲غوطه خوردن
چوباق choo baagh چپق
پیش کشه pish kashe کسی که در سواری دو ترکه جلوی سوار کار می نشیند
کندله kondele مچاله
چوه cheve چرا – برای چه
جاج jaaj ۱سیخ شدن مو بر اثر ترس و یا خشم ۲نام طایفه ای در شهرستان آمل ...
لق چنه lagh chane بیجاگو – لوده گو
ونالی vannaali عنکبوت
چاشته chaashte هنگام ناهار
عزیزک azizek از توابع بابلسر واقع در منطقه ی بابل
امس – کچل ammes kachel رشد و خوشه دهی یکنواخت برنج
کج لج kaj laj ۱کش و قوس ۲کج و معوج
انار کله enaar kole از روستاهای بلوک سرخ رباط واقع در راستوپی سوادکوه
طوله tavele طویله – اصطبل
پی به پی pey be pey ۱پشت سرهم ۲تک تک
دستک dastak ۱تیر و سر تیز کوتاه – چوبهای نازکتر از تیز در سقف ۲صدای دست ...
شیر اکن shir aken به گاو آبستنی که هنوز نزاییده گفته می شود
شورمس shoormas از توابع پل سفید واقع در منطقه ی سوادکوه
وینگ – وینگ – هکاردن ving ving hekaarden ۱صدای گریه ی بچه ۲سخنان نامفهوم گفتن
هفت چله haft chele بافته ای که پنهانی آن یک وجب و شش آنگشت است – اصطلاحی در ...
چش تنگ chesh tang خسیس – تنگ نظر
همین تی hamin ti همین طور
چنده – بزوئن chende bazooen ۱چمباتمه زدن ۲کز کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۰۲۳
mod_vvisit_counterديروز۶۳۸۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۲۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۰۹۴۱۲
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۷۹۷۱۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني