مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شمرخون shemer Khoon ۱آن که در شبیه خوانی نقش شمر را داردلغت نامه ی دهخداج۱۷/ص۵۷۴۲کسی ...
ولگوم چال valgom chaal از مراتع لنگای عباس آباد تنکابن
للوا lalevaa نی،نی لبک چوپانی
گرس gares ۱میوه های تلقیح شده که سفت و غیرقابل خوردن باشند ۲گره و زمختی ...
گرمه سل garme sel ۱آدم گرم مزاج ۲بذر ومیوه ی زودرس ۳آدم زود خشم
الی زنو alizenoo مرتعی در حوزه ی بابل کنار بابل
تو به تو هاکردن to be to haakerdan درگیری – درگیری داشتن
بشر basher دستور به کار خرمن کوبی و جدا کردن دانه های برنج،گندم و جو ...
سر ون زفون –دار saro zofondaar دارای فصاحت و خوش زبانی
توس کش toos kash نام مرتعی درلفور
گرم خانی garm Khaani ۱مرتعی در منطقه ی سوادکوه ۲از توابع رامسر
تتونه tetoone میوه ی زالزالک وحشی
امروزینه amroozine امروزه – متعلق به امروز – مربوط به امروز
کتکی kotaki بار بسیار حجیم و سنگین یابو و قاطر که حیوان جز به تمهید شلاق ...
حقنه haghene از روی تمسخر به آدم کوتاه قد گویند
آب گرم aabe garm نام مرتعی در آمل و یکی از آب معدنی های این شهرستان
بهنجین behenjiyan نرم کردن و خرد کردن علف با داس
پمبه دار pambe daar بوته ی پنبه
میان رودبار meyaan rood baar از توابع میان بند نور
پرت بزئن pert bazoen ۱صدای پاشیده شدن چیزهای آبکی به اطراف ۲ترشح کردن مایعات ...
پالون paaloon مرتعی پرتاسی در حوزه ی لفور سوادکوه
ولفرا valferaa یکی از نهرهایی که به خلیج استرآباد می ریزد
ملازیاک mellaa ziyak از انواع حواصیل
هرخسته herKheste ژولیده – ژنده پوش
پرز parez ۱پرهیز غذایی – اجتناب بیمار از خوردن برخی خوراکی های ناسازگار ...
ان تیکه an tike این مقدار کم
تندیر پشو tandir pesho چوب بلند جهت هم زدن آتش داخل تنور
چک هدائه chek hedaae ۱انبوه،انباشته،پر،سرشار،مملو
سر و کار داشتن sar o kaar daashtan ارتباط داشتن – مجازا رابطه ی نامشروع
تنگ و تیر tang o tir در تنگنا – در مضیقه
لوشون looshoon ۱لب و لوچه ی آویزان ۲نومید و سرخورده
ول ویل vale vil کج و ناراست
درویش لیلم darvish lilem از توابع دهستان چهاردانگه ی سورتیچی ساری
رش جونکا rash joonkaa گاو نر تخمی جوان با رنگ قرمز و رگه های سیاه
سگ زار sage zaar با دشواری – با سختی
مایاک maayaak از قبایل ساکن در کردکوی
کر کرا ker keraa ۱سبز قبا که نوعی پرنده است ۲نوعی مار قرمز رنگ
زکه زکه zekke zekke ۱آبی که قطره قطره ریزد ۲کم کم – اندک اندک
حساب بوردن hesaab baverden حساب از کسی بردن – ترسیدن
جیک مرد jik merd جوجه ای که قبل از بیرون آمدن از تخم بمیرد
دار چماز daar chemaaz سرخسی که بر روی درختان روید
لاجو laajoo جوی آب
انگیز – ونگیز – گیتن engiz vengiz giten بهانه گرفتن
گنم برشته gannem bereste ۱دانه های گوشت و پیاز خرده کرده که آن را تفت داده باشند
رش ناز rash naaz نامی برای گاو
رخت رو roKhte roo
مس مس هکاردن mes mes hekaarden ۱دست دست کردن ۲اهمال نمودن در کار ۳تردید و دودلی در عمل
تا تله taattale نوعی گیاه هرز
پلنگی palangi ۱از انواع رنگ دام ۲جایی که محل زیست پلنگ باشد و پلنگ در آن ...
شنبه shanbe از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۴۸
mod_vvisit_counterديروز۳۵۲۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۵۲۶
mod_vvisit_counterاين ماه۷۵۱۴۲
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۳۱۰۹۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني