مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لچه لچه lechche lechche صدای غذا خوردن
پاکوتل paakootal
گو درنه goderne ۱شلاق قطور از پارچه ی تابیده شده ۲شلاث ترتیب داده شده از ...
پسغام pasghaam جواب – پاسخ پیغام – پیام بعد از پیغام
آبسان aabsaan آبستن
امز ناجار emzene jaar نام قسمتی از زمین های کشاورزی دهستان دشت سر بخش مرکزی آمل ...
سوبزان soo bezaan ۱دیدن روشنایی ضعیف – روشنایی و نور در شب ۲صیدماهی با استفاده ...
پک وپس خار pak o pes Khaar پرخور
روانگتن roo angetan خواهش کردن
زیهون zihoon منطقه ای ییلاقی در بین آلاشت و امام زاده حسن بندپی
پیکنگی pikengi حرکت به سمت عقب – عقب عقب رفتن
درمن همن dermen hemen نام هامونی در ولوپی سوادکوه
لسه lese ۱مکان ریختن نمک بر روی تخته سنگها جهت لیسیدن دام ۲مکانی ...
نئب بیشتن neeb beyeshten با شتاب و عجله به سوی کاری روی آوردن
غرت و پرت هکاردن ghortoport hekaarden غرولند کردن
نمه نا name naa باران کم و طولانی
آب تره aab tare مرزه
چمبلی chembeli خوشه ی برخی محصولات درختی مانند:گردو و انار به صورت دوقلویا ...
کره مه kare me مه رقیق سفیدی که جلوی تابش ماه را در شب مهتابی بگیرد
لوت خار loot Khaar ۱پوزه ۲کسی که بدترین غذا را می خورد ۳پرخور
تاله taale از توابع پل سفید سوادکوه
ولینگن valingen از مراتع لنگای عباس آباد تنکابن
یا قلازار yaaghlaazaar مرتعی در حوزه ی رویان نور
افغون مله afghoon male از محله های قدیمی شهرستان ساری
آرشه aareshe شری غلیظ و مقوی که پس از زاییدن گاو دوشیده شود آغوز
زابوار دن zaaboaar dan دامی که به سبب زاییدن در مرتع جامانده و به آغل باز نگردد
وازهاکردن vaaz haakordan ۱باز کردن در و پنجره و ۲باز کردن گره ۳باز کردن و رها کردن ...
سکو سر sakoo sar روی ایوان – روی سکو
خو مرغانه Khoo merghaane ۱آدم کوتاه قد ۲نوعی گیاه ۳نوعی ناسزا
بیربور beyer boor ۱رفت و آمد کردن ۲بردن و آوردن و حمل مکرر اشیا
کل فتره بردن kal fetre borden بی تعادل قدم برداشتن
گاله هدائن gaale hedaaen برخاستن دود و غبار ناگهانی از مکان یا چیزی
نیم تراش nim teraash ۱تراشیدن مقدماتی جهت حمل وسایل چوبی ۲کار نیمه تمام ۳وسایل ...
چارقد شل انگوری chaarghad e shel angoori روسری ابریشمی که عروس بر سر کرده و تصویر انگور بر آن باشد ...
نمت namat نمد
تیر بخارده خو tir beKhaarde Khoo تیر بزو خو
لنگه lange از توابع بندپی بابل
خرت هکاردن Khert hekaarden ۱بریدن ۲صدای کشیدن چیزی بر زمین
مماسرچو mamaasar choo ۱مشعل ۲چوبی که گونه ای نمادین به عنوان عصا زیر بغل مرده گذارند ...
کرک چپی kerke chapi قفسی چوبی برای حمل ماکیان،به هنگام کوچ از ییلاق به قشلاق ...
شبانو کییو shabaanoo kiyoo از مراتع واقع در روستای گرجی محله ی بهشهر
سایه دیم saaye dim رو به سایه – جایی که نور آفتاب بر آن نتابد
ولیج valij نام قلعه ای قدیمی که خرابه های آن در راه کجور به کدیر قرار ...
بزکل bez kal ۱بز نر و تخمی – بز نر و جوان ۲بز پیشاهنگ
زوغله zooghele به طور کامل کبود و سیاه شده
کف سن kaf san کفگیر
قیاردار ghiyaar daar دیگ لبه داری که دندانه و کنده کاری های یک دستی داشته باشد ...
بلیک belik ۱قی چشم ۲خرده و ریزه ی هرچیز ۳در سوادکوه به صمغ درختان نیز ...
جیروجر بدیئن jiro jore badian پستی و بلندی زندگی،خوشی و ناخوشی زندگی را دیدن
فرم بویین feram baviyen فراهم شدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۲۵
mod_vvisit_counterديروز۳۷۶۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۷۶۳۷
mod_vvisit_counterاين ماه۵۸۰۳۶
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۷۳۰۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني