مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کارنام kaarnaam از توابع چهاردانگه ی سورتچی شهرستان ساری
چله – خنه chelle Khene ۱محفظه ی غار مانند در زیرسنگ،واقع در شرق روستای لاشک کجور ...
وروره var vare کجکی – یک وری
تجه خل taje Khel نام منطقه ای در بهشهر
خیس هدائن Khis hedaaan خیساندن
چشمه الدیگا cheshme aldigaa چشمه ای در ارتفاعات جنوبی کردکوی
بخاشته boKhaashte چیز نرم و قابل ورز دادن را با پا یا دست به طور دایم هم زدن ...
پندیرمایه pandir maaye مایه ی پنیر
الاش elaash نام مرتعی در لفورسوادکوه
کف گلس هاکردن kaf geles haakerden کنایه از:نسبت به کسی یا چیزی تمایل و تمنای بی اندازه ابراز ...
هماسین hamaaseyan ۱گرفتن ۲چنگ انداختن ۳چسبیدن
برق – هدائن bargh hedaaen جلا دادن – برق انداختن
مرسه marese از توابع چهاردانگه ی هزارجریبی ساری
سینوا sinevaa از توابع کلارستاق چالوس
چندش chendesh ۱شخص بی نظم و کثیف ۲لرزش خفیف و کوتاه در بدن در اثر تنفر از ...
تش هاکردن tash haakordan افروختن آتش
مرزه marze مازه – ستون فقرات
سگلیم تیم saglim tim هسته و میوه ی سگلیم رونده و پیچنده استبیشتر در نواحی کوهپایه ...
پولک ویهیر poolak veyheyr سوراخ دکمه
دوکل dokkal دوشاخه
جزغاله jezghaale ۱سوختن چیزی به طور کامل ۲دنبه ای که آب شود و قسمت های گوشت ...
پس کش pas kash استنشاق عمیق هوا
هور هور hoor hoor ۱گریه کردن – اشک ریختن فراوان همراه با فریاد و ناله ۲صدای ...
پیوری هاکردن peyoori haakerdan همراهی کردن با سرخوان – درخواندن گوشواره ها و ترجیع بندها ...
نهونی nehoni پنهانی
لوکا lookaa حفره
لهور lahoor ۱انسان یا حیوان خیالی که شبیه غول و موجودات خیالی تصور شود ...
تورک toorek قله ای به ارتفاع ۳۰۴۲ متر در کلاردشت
هفت برارون haft beraaroon صورت فلکی دب اکبر
میچکا روزی michkaa roozi
وانگ vaang ۱صدا ۲فریاد
آزا aazaa عزا
سیوتو siyoo too ۱مایل به سیاه ۲نوعی تفنگ سرپر
په pe ۱پا ۲پی دنبال
بندوم بزوئن bandoom bazooen تهمت زدن – افترا بستن
بود داشتن bood daashtan ۱دوام داشتن ۲سالم بودن اجناس و اشیا خاصه پارچه ۳حالت ازدیاد ...
شهریار کنده shahreyaar kande از توابع میان دورود ساری
غالنجک بزوئن ghaalenjek bazoen فرو دادن غذا به واسطه ی فشار بر حلق
تدانی tedaani به خاطر تو
بز تی لا bez tilaa چوبی با سربرگشته که پای بز را با آن نگه می دارند و بلندای ...
کانده راست kaande raast از فنون کشتی محلیدر این فن دست چپ فن زننده از روی کمر و دست ...
پت پت pet pet لکنت زبان
اهن ehen بلی – آری
دربر dar bor فرار کن
هلمست helemest ۱تخریب شده – فرو ریخته ۲ریزش و تخریب ناگهانی
گو دسته go daste رمه ی گاو
هوس hoos ۱جدا ۲دور
میدون سر midoone sar از توابع بالا تجن قائم شهر
شردن sharden خرمن کردن
دنگچال dange chaal از توابع بندپی بال

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۴۴
mod_vvisit_counterديروز۲۰۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۷۱۶۵
mod_vvisit_counterاين ماه۳۴۷۱۸
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۵۳۹۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني