مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سیل sil ۱سل بیماری سل ۲قالب بندی کشک خشک نشده ۳نجس – کثیف
کاکل kaakkel بالا و انتهای درخت یا هر چیز دیگر
اشکم سو ashkam so سینه خیز
سدا ره بییتن sedaa re baiyten شنیدن صدا
سره پیش serepish ۱بیرون از خانه ۲نزدیک خانه
هترگ heterg ۱امر به نشستن از روی تحکم و تحقیر ۲امر به ترکیدن و پاره شدن ...
قاچاق بیین ghaachchaagh biyen تنومند و زورمند بودن
سر دس بکشیین sar das bakeshiyen نوازش کردن
سردر sar dar بالای در
بخاردن beKhaarden خوردن
گانگول gaangool غلت
آب دل نی aab del ney ۱نی ۲نی ای که داخل آب روید۳کنابه از:افراد لاغر
وار کندن vaar kendan بیرون آوردن مغز گردوی تازه با چاقو
ککایی kekkaaei ۱خنده با صدای بسیار بلند ۲هوایی بالایی ۳نشانه روی به سوی ...
شلک shelak لنگ
حرف کشی هکاردن harf kashi hekaarden ۲سخن چینی ۲دنبال حرفی را گرفتن و کش دادن بی اندازه و بی جای ...
رموک ramook اسب چموش و رم کننده – رم کننده
کتین katin مساوی شدن
لیت و پیت lit o pit له شده
کله سر kele sar ۱بر روی خط شیاه ۲عدم خروج خیش از شیار ۳لب جوب
نداک nedaak از توابع دهستان اسکوژ تنکابن
پراگ peraag پرش و حرکت غیرارادی پلک چشم
کیسکاک kiskaak کیسه ی کوچک
گو ونوشه go vanooshe از انواع بنفشه خودرو
لاخی laaKhi سوراخ
سر کلاته خراب شهر sar kelaate Kheraab shahr روستایی در غرب کردکوی که خرابه های تمیشه باستانی در کنار ...
رس res نخی که با الیاف کنف بافته شود و بیشتر به عنوان سربند کیسه ...
سزی خارش sozi Khaaresh خورشت سبزی
چوخر سواری choo khar savaari از انواع بازی های بومی استدر این بازی بچه ها،دو چوب بلند ...
نزبی شو nezbi sho ۱شب پر مه و تاریک ۲شب ابری
تغه بزوئن taghghe bazooen ۱از چیزی سر درآوردن – گم شده ای را یافتن – سرنخی را پیدا ...
تش هادان tash haadaan به عمد جایی را به آتش کشیدن
کینه kine ۱چوبی که روی دستگاه گاو آهن سوار کنند ۲ته هر چیز ۳قنداق تفنگ ...
دار شنیئن daarshenian روشن کردن
هلیزم hali zoom نام مرتعی در آمل
وره بنی vare beney روستایی از توابع تنکابن
چینگال chingaal
غم غم gham gham آرام آرام
ابل abel آهل
بیم بور biyam boor رفت و آمد کردن – آمد و شد
زریجه zerije ۱دانه های ریز ۲تخمک – تخمدان
کما kemaa ۱بزرگ ۲نوعی علف صحرایی که در مناطق ییلاقی روید و خشک شده ...
سرابیتن saraa bayten ۱جدا کردن گوسفند نازا از گله ۲جدا کردن بز از رمه ی گوسفند ...
نری nari مردی – نرینگی
روشناباد rooshnaabaad ۱امام زاده ای بین گرگان و کردکوی – روشنوا ۲دهستانی در کردکوی ...
بحری قوش bahrighoosh عقاب ماهی گیرقوش دریایی
دمش تیز damesh tiz شاشیدن – ادرار کردن
بس بزوئن bas bazooen ۱شکسته بندی کردن ۲بند زدن
چنگی changi کوهی در حوالی پابند هزارجریب واقع در حوزه ی شهرستان بهشهر ...
هرسکا heressekaa ایستاده

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۸۷۵
mod_vvisit_counterديروز۷۷۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۴۸۴۱۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۶۹۸۵۸
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۵۰۲۸۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني