مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
به وختی be vaKhti ۱بی گاه – بی وقت و موقع ۲ترس از جن زدگی و وحشتی که از باور ...
ونه کو vane koo از توابع رامسر
اله ole ۱لکه های سفید روی پوست ۲برص ۳آبله – تاول
ام – واری am vaari مانند ما – مثل ما
پیر دک peyor dak ۱بیماری که پس از بهبود،بیماری اش باز گشته باشد ۲از پا افتاده ...
لر ler ۱نعره – صدای بلند ۲صدای پلنگ
پائین لموک paain lamook از توابع دهستان علی آباد قائم شهر
آوه aave از روستاهای بابل
کندل کوم kandelkom دره ای در کلاردشت چالوس
ولنگ valeng ۱قدم بزرگ ۲آدم قد بلند
ا – فر – فره o fer fere ۱تند و تیز ۲فواره ۳از انواع پرندگان
رم زئن rom zean با چوبی نرم و نازک تنبیه کردن
مازی گردن maazi gerden از مراتع نشتای عباس آباد تنکابن
غنتر ghanter لگام دهنه
کولابیج koolaa bij ماهی تابه
تخت سر taKhtesar ۱نوعی نفرین
هپراسانین hepraasaanian چیزی را به دیوار یا جایی تکیه دادن
وزمه کوه vazme koo کوهی به ارتفاع ۲۳۰۳ متر در ارتفاعات جنوبی منطقه ی کردکوی ...
سکنجه sekanje شکنجه
جاوازه jaavaaze ۱فاصله ۲گنجایش ۳این پا و آن پا کردن – آرام و قرار نداشتن ...
ورنوج var nooj جوانه ای که از پای گیاه روییده باشد
سنجد دار senjed daar درخت سنجد
قلیش ghelish قاچ هندوانه یا خربزه برش
دله رک dele rek ۱نوعی ابزار درتراشیدن قاشق چوبی ۲وسیله ای برای بیرون آوردن ...
قانج و سونج ghaanj o soonj کوفته شدن عضلات قولنج در اثر گرم و سرد شدن
دامغانی – پمبه damghaani pambe نوعی پنبه ی زرد رنگ که در شرق مازندران کشت می شده است
نفس نفس بزان nafas nafas bezaan به نفس افتادن در اثر تلاش و تقلا
ریک هاچین rik haachian ۱جمع شدن لب ها پس از خوردن چیزهای گس مزه مانند خرمالو ۲نشان ...
درزیکلا darzikelaa از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریب بهشهر
هیز میله hize mile ترس و وحشت
تلار کتی telaar keti مرتعی جنگلی در حومه نوشهر
شریار sharyaar از شعرای تبری سرا ورازی سرای قرن نهم مازندران که ابیاتی ...
رمدان ramdaan از توابع دهستان یخ کش بهشهر
ککاک kekaak ککاک
سیادیم seyaadim کسی که رنگ چهره اش مایل به سیاهی است
اسپه دار زمین aspedaar zamin چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
ربا rebaa روباه
تک وند tek vand پوزه بند،دهان بند
دامان daamaan ۱جنگل ۲دامنه
زید باخ zid baaKh کسی که در بازی زود می بازد
نیارگو niyaar go ازمراتع نشتای عباس آباد
فیه feye پا روی چوبی برای جمع آوری و بوجار دانه در خرمن کوبی
خو مرغانه Khoo merghaane ۱آدم کوتاه قد ۲نوعی گیاه ۳نوعی ناسزا
شیرک shirek ۱وعده ی توخالی و دروغ به جهت فریفتن کسی شیره مالیدن ۲درخت ...
ترش هلی tersh hali آلوترش آلوچه – گوجه سبز
خرت هاکردن Khert haakerdan خرناس کشیدن به هنگام خواب
وسته veste برای – متعلق به
پلم پره palem pareh کومه ای که با گیاه آقطی پوشش داده شود
سوخته sooKhte تفاله ی تریاک کشیده شده در وافور که در طب سنتی برای رفع سرماخوردگی ...
کته kate پلوی دم پختک

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۸۳
mod_vvisit_counterديروز۳۲۵۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۸۳
mod_vvisit_counterاين ماه۷۷۱۱۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۳۶۴۴۷۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني