مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
حریف هدائن harif hedaaen از روی دشمنی ناموس کسی را به باد دادن
بست beste ۱به خاطر از برای ۲می بایست – باید
دم dem ۱دم ۲دنباله
چلی چلا chali chelaa ۱پرستو چلچله ۲خسته کوفته
شنش shonesh لرزش شدید لرزش شدید بدن
کانده کوپر kaande koopper قسمتی از زمین که قابل کشت و زرع نیست و در آن درخت و درختچه ...
دزسن dozessen دزدیدن
سیار siyaar نامی برای سگ سیاه رنگ
تنگ چنک tange chenek کم حوصله – ناشکیبا
تیر گوش tir goosh ۱گوشی که برای شنیدن حرف مهم تیز شده باشد ۲گوش نوک دراز
بئوت – نئوت baoot naoot ۱مشاجره لفظی ۲گفته نگفته
ممینه mamine ۱ساقه ی انگور وحشی ۲چوب بلند خیش که به گردن حیوان وصل شود ...
دله دکت dele daket ۱انجام کاری به صورت انتخابی یا نامنظم ۲فضول
بگزشتن begzeshten ۱گذشتنعبور کردن ۲گذشت کردن – نادیده گرفتن
امد emmed امید
داجک daajak نام کوهی در جنوب شاه کوه کجور
غرقو ghargho ۱غرق در آب – آب اندود ۲میوه ی خیلی پخته
جنت رودبار jannet rood baar از دهستان های کوهستانی رامسر
گنک gonek چانه ی خمیر که برای پختن نان آماده باشد
تینگ ting زایده داخل آلت تناسلی زن
بسندان bosendaan پاره کن
گزی gezi کرم سیاه رنگ پشمالو که از برگ کلم،گزنه و بعضی از گیاهان تغذیه ...
خرابه شهر Kharaabe shahr محل شهر قدیمی تمیشه که اکنون در غرب کردکوی قرار دارد
فتک fetak مرتعی در رویان
اسبو esbo نام طایفه ای در بالا جاده ی کردکوی که از هزارجریب به این ...
سسکه seske ۱اندک ذره ۲چکه ی آب ۳ترشح آب یا مایعات
تب tab ۱توپ – گلوله ی نخی یا پارچه ای که از آن به عنوان توپ استفاده ...
اوزون – برون oozoon boroon ماهی خاویار خزری که بومیان آن را سگ ماهی نیز گویند
گاخسه gaa Khese مکانی مسطح در گاوسرا جهت خوابیدن گاوها و دوشیدن آن ها
ترتم tertem ۱کوسه – بی ریش ۲تنک و رقیق
خروار Khervaar دو یا چهارلنگه بار بار خر یا اسب – واحد وزن برابر یکصدو بیست ...
کین مال kin maal کین مال
تلاوک telaa vok از توابع بندرج ساری
کرین karin از توابع گیل خواران قائم شهر
کف کر kaf kar مکانی در رودخانه که آب ضمن برخورد با تخته سنگ ها از آن عبور ...
کیس kis چروک دار،دارای چین
ام – نماشون em nemaashoon غروب امروز
گو واز مل goo vaaz mel نوعی علف هرز که خوراک دام است
توس کش toos kash نام مرتعی درلفور
بزگالش bez gaalesh بزپه
بکتن baketen ۱بیمار شدن – خسته شدن ۲افتادن – خوابیدن
بشم bashm ۱تحول یافته ی واژه ی بژم به معنای گردنه و یال کوه ۲پرجست ...
مول گنه mool gonne آدم مرموز و آب زیرکاه
درهاکردن der haakerden دیر کردن
چو دکشی choo dakeshi مکانی بین راه لفور به آلاشت
دنواش danevaash نباش
سی کی siki نوعی قرارداد در روابط تولیدی ارباب و رعیتی که یک سوم محصول ...
لو تک lootek نوک پا
دله رفت dele raft ۱گشاد ۲اصطلاحی در پارچه بافی سنتی ۳گرسنگی ۴راه میان بر
دس کاپ das kaap فنی در کشتی با شال که کشتی گیر با گرفتن مچ پای حریف او را ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۲۸۱
mod_vvisit_counterديروز۳۶۳۲
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۸۱
mod_vvisit_counterاين ماه۶۵۸۹۷
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۲۱۸۴۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني