مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
نامزه naamze نامزد
فرسوی fer sevi فردا صبح – بامداد فردا
وروک varook بره ی کوچک
بجییه bojiye غله ی پاک و بو جار شده
داز دمه daaz dome لبه ی تیز و برنده ی داس
چوره choore جوجه ای که به آن حد از رشد برسد که بتواند از مرغ مادر جدا ...
دکو بوردن deko boordan سکندری خوردن
سلیج salij روستایی از دهستان فیروزجاه بابل
چل chel چمنزار همراه با پستی و بلندی و چاله های کوچک که در آن ها آب ...
تک تا teke taa ۱روزی – آذوقه ۲وجهه و موقعیت
بل هاده bal haade ۱ببلع – بخور – امر به بلعیدن از روی تحکم و تحقیر ۲ با شعله ...
تار taar ۱تبر ۲دوتار ۳تاریک و غبارآلود
زنک zanek همان زن استکاف آخر آن نشانه تحبیب و یا تصغیر است
قلا کتی ghalaa keti از توابع میان رود واقع در منطقه ی نور
لمبر په lember pe ۱بخش های پایانی هر چیز،کناره ی هر چیز ۲دامنه ی هر چیز
لینگه چی linge chi تا زدن پاچه ی شلوار
دن don ۱دانه ۲بدان – آگاه باش
گال انار gaal enaar انار سرخ رنگ با طعم ترش و شیرین
تئو taoo زوزه
للوک lalook ۱از توابع لاله آباد بابل ۲نام مرتعی در آمل
لاشینه laashine
بن چق ben chegh ۱از بنیاد ۲از نخست
پرتینگ perting دل و روده – امعا و احشا
رختنه raKhtene رختنه
بکرون bekroon آب و تاب دادن در صحبت – مبالغه کردن
خرت هکاردن Khert hekaarden ۱بریدن ۲صدای کشیدن چیزی بر زمین
وا vaa ۱از اصوات تعجب ۲هوس
بغ bogh ۱گرفتگی و غمزدگی چهره ۲بخار
پیش ترین pish terin پیش ترین
شلاب shelaab رگبارتند – باران تند و بی امان ناحیه ی خزری
چزه chezze نوعی بوته که با آن جارویی زمخت سازند
زنگیون zangiyoon از توابع ولوپی قائم شهر
امام زاده علی emaam zade ali از توابع دهستان فریم ساری
پخ هکارده poKh hekaarde اخم کرده
سییو ش siyo sho شب تاریک و پر مه
پلریه poloriye از روستاهای واقع در نمارستاق شهرستان نور
تن بردن tan borden ۱نزدیک شدن ۲ به یاری کسی رفتن
سنگ کریکه sange kerikke مرتعی در حوزه ی کارمزد سوادکوه
پت هایتن pet haaytan ۱پیچیده شدن ۲پیچ خوردن
او چنیک o chenik ۱بدغذا – بدقلق ۲کنایه از آدم بد
کلش kalosh کفش لاستیکی – گالش
ساک saak ساک از خوراک های سنتی و خورش گونه بوده و تنها غذایی است که ...
دوک dook ۱گوساله ۲پرتگاه بالای کوه
کادوم تا kaadoom taa کدام یک
خشکه رود پی Kheshke rood pey از توابع دهستان بندپی غربی بابل
چاتیرآ chaatiraa بز پیشانی سفید
چین پارچ chin paarch ۱از توابع دهستان چهاردانگه ی شهریاری بهشهر ۲مرتعی از توابع ...
لوسرزن lzvesarzan درپوش دیگ – درپوش قابلمه
پر par پر پرنده
چله chelle گردش و چرخش یا تعویض لحن در موسیقی را گویند

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۳۲
mod_vvisit_counterديروز۷۷۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۳۹۸۹۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۳۵۹۰۰
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۶۱۳۹۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني