مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هتر hatar نام دهکده ای در کوهستان نور
خوش Khosh بوسه – ماچ
دمرون demroon روستایی ییلاقی از توابع تنکابن
کال پری kaal pari ۱تازه پر در آورده
گردنی gerdeni نوعی شالی آمیخته با تخم گیاهان هرز و شلتوک پوچ و توخالی که ...
ساینا saaynaa سایه
دانیال daaneyaal بقعه ای در دهکده ای به همین نام در بخش سلمان شهرعباس آباد ...
درم هادان daram haadaan ترساندن ناگهانی کسی
پت نم patenam رماتیسم
برمه – گلی berme gali ۱گریه ی بعض آلود ۲در حال گریه
انا ennaa هم اندازه – میزان
شور او shoor o ۱آب شور ۲روستایی در سوادکوه
اون چیه oon chiye ۱چیستان ۲آن چیست؟
تومی تک toomi tek اواخر – نزدیک به اتمام
غرشل هکاردن ghershel hekaarden چیزی را با ضربه ی سریع بریدن
پشت گوش فراخ poshte goosh feraaz ۱فراموش کار ۲بی علاقه به امور
جر انگتن jor engetan بالا انداختن
گینگ ging وز حرف زدنی که دیگران نفهمند و خوب ادا نشده باشد – صدای زیر ...
اسل ما راغن asel maa raaghon شیره ی ساقه گیاه انگلی ولگ که برای بهبود زخمها از آن استفاده ...
دلول delool زنگوله ای که مخصوص گاوهای جوان و سرکش است
اغری هکردن eghari hekordan تظاهرات نرینگی نمودن
عازا بکشنی aazzaa beshkeni نفرین به بعضی ابزار و ادوات،خاصه تفنگ
زن گری zan gari کارهای زنانه
چلب هاکردن chalb hakerdan چرب کردن – روغن مالی کردن
لوچ دکتن looch daketen گره افتادن نخ
سر و دیم sar o dim سر و رو
گنج کلا ganj kelaa از توابع بندپی شهرستان بابل
چو کشون choo kashoon راه های مستقیم و باریک که از این طریق چوب های جنگلی را در ...
جک jak ۱سرسخت ۲چست و چابک ۳دلیر
الرزاک alerzaak از انواع گلهای وحشی که در بهار روید و گلبرگ ها و پرچمش شبیه ...
کوکده kookede از توابع لیتکوه واقع در منطقه ی آمل
دل سر dele sar روی دل – روی سینه
چرخک – کا charKhak kaa از انواع بازی های بومی استکودکان،چوبی را به شکل دوک و به ...
چلبوک chalbook ۱خوراک پر روغن ۲لباس روغنی و کثیف
زمین کار zamin kaar ۱کشاورز ۲کار کشاورزی
خشکه باد Khoshke baad باد گرمی که موجب خسارت به اراضی شود و به باد سام نیز معروف ...
ملک خل maleke Khel از توابع بالاتجن قائم شهر
وشا veshaa گشاد – باز
چپون بنه chappoon bene جایگاه موقت گاوبانان و گالش ها
هرک برک herek berek درست به اندازه
دستو dasto آبی برای شستن دست در قبل و بعد از غذا
فلیک felik آب دهان
افتر after نام روستایی در میانه ی مازندران و سمنان در سمت جنوب شرقی ...
تا taa ۱یک رأس گاونر برای شخم زدن ۲لاغر و نحیف
نرم نرم narm narm ۱آهسته آهسته ۲اندک اندک
چم و خم بزوئن chamo Kham bazoen ۱زیگزاگ رفتن ۲با استفاده از روشهای گوناگون به هدف رسیدن،تلاش ...
آسیاب سر aasyaab sar ۱دهکده ای از دهستان قره طغان بهشهر ۲دهکده ای از دهستان جنت ...
چله بالک chale baalek مرغی را که مادر عروس هنگام ترک عروس ازخانه ی پدری به عنوان ...
اسپید – چشم espid cheshm ۱بی حیا ۲چشم زاغ
جونکابون joonnekaa bon جند کاون

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۰۳
mod_vvisit_counterديروز۳۹۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۸۷۵۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۴۵۱۲
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۵۵۹۴۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني