مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
چرنات chornaat ۱ناودان چوبی ۲آبشار کوچک ۳محل ریزش آب از بلندی
شه پشت she pesht پگاه – بامدادان – وقتی که هنوز شبنم شبانگاهان بر روی گیاهان ...
دره dare شکاف و فاصله ی میان کوهدره
بالنگوم baalengoom نوعی سبزی معطر و صحرایی از تیره ی ریحان
شلو shelo ۱نهال های باریک و بلند ۲آدم سست و ناتوان
بر bar ۱اندام ۲پهنا
پیر وری piyer vari ۱از طرف پدر ۲کسانی که از سوی پدر با هم فامیل باشند
فاش کتره هاکردن faash katre hekaarden فحش و دشنام دادن
سور توک soor took باد برف و بوران آور که در زمستان از سمت جنوب به شمال دارد ...
تغاز taghghaaz به نوعی ماهی که پوزه ی آن شبیه منقار اردک است،گفته می شود ...
کلا kelaa کوزه ی بزرگ سفالی
ننی neni چشم مردمک چشم
پارچین کلی paarchin keli مرتع و کشتزاری در روستای کدیر نوشهر
کبریا کلا kebreyaa kelaa از توابع کنار شهرستان بابل
پشم ایزار pashm izaar چادرشب پشمی
آغوز بازی aaghooz baazi گردوبازی
یاد درشین yaad dar sheyan از خاطر رفتن – فراموش شدن
تاش بیموئن taash biyamooen علفی که مناسب درو کردن باشد
مورچین moorchin سنگ های گرد کوچکی که در بازی مورچین مورد استفاده قرار می ...
گبلک gebelak قارچ خوراکی
وراشون veraashoon زیر و رو کردن
سمور samoor نوعی گیاه صحرایی که دام ها پس از خوردن آن دچار بی حسی و منگی ...
پس سوا pas sevaa پس فردا
ور ورا var varaa ۱کم کم ۲آهسته آهسته
نفس راست هکاردن nafes raast hekaarden ۱نفس تازه کردن ۲استراحت کوتاه مدت
کارتوس kaartoos اوکالیپتوس که درختی غیربومی است
وله هچچی vele hechchi وسیله ای که کاربرد نداشته باشد – اسقاطی
جال jaal زمان فرصت
سست sest سست
ساتن saaten ۱ساختن – درست کردن ۲سازش کردن – کنار آمدن
کرک چپی kerke chapi قفسی چوبی برای حمل ماکیان،به هنگام کوچ از ییلاق به قشلاق ...
روجن ۱پنجره ۲روزنه
سوندوق sondogh ۱جای لباس و اشیا نگهداشتی ۲جعبه ی بزرگ چوبی
آتیش بکوئشتن aatish bakoshten خاموش کردن آتش
زنجیل zanjil همان زنجیر است و نوعی از آن به عنوان آلتی کوبه ای در آواهای ...
گسو gasso مرتعی جنگلی در حومه ی شهرستان نوشهر
درمه دمه بویین derme derme baviyen سفت شدن و دانه ای شدن بخشی از مواد خمیری و آبکی نسبت به دیگر ...
دابه daabe از خانواده ی مرکبات ترنج گریپ فروت ریشه ی لاتین دارد
آبریز aabriz ۱آبشخور دام۲کنار آب۳کنایه:از توالت
تورسنگ toor sang سنگ مخصوص تیز کردن تبر
تیرچو tire choo ۱چوب وسط پره های آسیاب ۲تیرکمان
کله خار kalle Khaar ۱نوعی نفرینبه زنی گویند که چندبار شوهر کرده باشد و هربار ...
سک لو sake low پارس سگ
مرم دره merem darre دره ای در منطقه هزارجریب بهشهر
چینو chino نام روستایی در جنوب شرقی شهرستان علی آباد کتول
شیرکنف shir kanaf از انواع کنف که به علت پوست سفیدش به این نام شهرت یافته است ...
دمتن dameten لگد کردن – پان هادن
نچرم nacherem ۱هوای ناصاف و شرجی ۲غذا را با بی ملی و بی اشتهایی خوردن ۳افسرده ...
پس خر pas Khor آن که خوراک بازمانده ی دیگری را می خورد
پله pelle دو نیم کردن یا دو نیم شدن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۳۷
mod_vvisit_counterديروز۷۸۳۵
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۵۱۵۳
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۳۶۰۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني