مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سوی سر sevi sar هنگام سپیده
نمه neme چشم انداز
پریک parik سه شب پیش
ترش خیار tershe Kheyaar ۱خیار درشت و ترشیده و غیرقابل مصرف
لینگ ling از پاشنه ی پا تا لگن خاصره
رز بند reze bend ۱پای بند ۲بند و کتل
بنگرام bengeraam اتراق گاه هموار و گسترده ی کوهستانی البرز در مسیر کوچ
خراساتنکه رجه Khoraasaane keraje مرتعی است در اطراف تنکابن
شورا shooraa ۱شوینده ۲مرده شوی
بسی سر basay sar از روستاهای علی آباد کتول
خارچی khaarechi چیز خوب – تنقلات کودکانه – سوغات
کشته keshte برگه ی زردآلو
په شام pe shaam خوراکی و تنقلات پس از شام
رجوم rajoom ۱به قاعده ۲ردیف شده – جفت و جور شده
کلچه kalche تقلا و کوشش برای به دست آوردن یا از دست ندادن چیزی
گوزمال gooz maal از بین رفته – پایمال
مر mer ۱مهر – خدای خورشید – ذکر نام خدا ۲برنج تارم
او پیس o pis ۱پژمرده شدن گیاه در اثر آبیاری بیش از اندازه ۲پوسیدن ریشه ...
چک هارسیین chek haaressiyen دخالت بی جا – فضولی کردن
کنجاله kenjaale ۱تفاله ی تخم پنبه بعد از روغن کشی که برای مصرف دام به کار ...
گاوبر gaavbar از توابع سه هزار واقع در منطقه ی تنکابن
دار سر کینه daar sar kime کومه ی روی درخت
قیاردار ghiyaar daar دیگ لبه داری که دندانه و کنده کاری های یک دستی داشته باشد ...
واتک vaatek ۱بادیان که گیاهی دارویی است ۱شوید وحشی
سدسر sade sar اتراق گاه چارواداران در مسیر سی سنگان به کجور
زمن zemen ۱شکوه هیبت ۲کسی که از هیبتش بترسند
ورگ دزنی varg vazeni انبار کردن برگ بر روی تنه ی درختان به منظور ذخیره ی علوفه ...
تگر tagar تگرگ
دلنگه delenge چهارنعل
کماجدان kemaajdaan ظرفی که نان برنجی را در آن گذارند
گوم بین goom bayyen گم شدن – ناپیدا شدن
اواز روخنه evaazrokhene رودخانه ای در بخش ییلاقی کجور که به رود چالوس می ریزد
پرسش persesh پرسش – پرسیدن – سؤال کردن
برز برز berez berez کم کم – اندک اندک
آروس جل aaroos jel پارچه ی دم قیچی – پرت پارچه در خیاطی
هج گادر hej gaader هیچ زمان
بور تله baver tale از انواع تله که جهت به دام انداختن ببر مورد استفاده قرار ...
جنگر بردن jenger borden ۱پاره شدن لباس به وسیله ی میخ و شاخه ی درخت و غیره ۲لو رفتن ...
سنگ وارث sang vaares از توابع دهستان کلارستاق چالوس
پل غول pel ghool جوش جوشش
تش سو tash soo روشنایی آتش
موشت moosht مشت
وشکوته veshkoote ۱شکفت ۲باز شده – شکفته
آستین aastin اوسی
کفنک kafenak
بل بل بزوئن balbal bazooen نورافشانی کردن – پرتوافکندن – برق زدن
هر غنجلیک harghanjilek بازی الاکلنگ
چاپ و چیپ chaap o chip دروغگویی – چاخان
غرابیج ghoraabij نوعی خورشت محلی
کف kef لذت،کیف

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۲۱۱
mod_vvisit_counterديروز۳۴۱۳
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۱۱
mod_vvisit_counterاين ماه۸۱۲۵۴
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۲۷۴۰۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني