مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پرغاله par ghaale ۱غریدن ۲استفراغ همراه با صدای زیاد ۳پارچه ای که به کسی هدیه ...
کاشته کلیجار هکاردن kaashte kelijaar hekaarden کشتن و زخمی کردن
پلوپتی poloo patay بازی کودکان که نمایشی از میهمانی و گذران زندگی استوسایل ...
کرکری ker keri از انواع مار بی آزار،ریز جثه کوچک و سرخ رنگ
پلان دوج polaan dooj پلان دوز
جیج jij ۱شاخه های خشک و نازک توت که پس از پرورش کرم ابریشم در انبار ...
قشنیک ghashnik زاغ
چخ cheKh صوت پرخاش گرانه برای راندن سگ گاه در مقام توهین و تحقیر افراد ...
هل و چل hol o chel دلهره – دلواپسی
دئیشتن daeishten ۱گزیدن حشرات ۲از چاه آب کشیدن
سر گام sar gaam سر در گم
بوجارس boojaares خسته و فرسوده
عاقله مرد aaghele mard مرد عاقل و پا به سن گذاشته
شانتاش shaantaash از روستاهای دو هزار تنکابن
دئنه کا deene kaa از انواع بازی های بومی که در عروسی ها و در شب حنابندان انجام ...
را بداکا raa bedaa kaa از انواع بازیدر لغت به معنی:راه را برای دیگری باز گذاشتن ...
بن بن دله ben ben dele دامنه
شوئن بکشیین shooan bakeshiyen ۱فریاد زدن ۲ناله کردن
دمیس demis گوساله ی یک تا دو ساله
بزگئشت bezgoesht بگذشت – در اصطلاح به سیر شدن زمان اطلاق شود
فرمونی چال fermooni chaal مرتعی در حومه ی نوشهر
چلک chalek سطلی چوبی یا فلزی که برای پیمانه کردن به کار گرفته می شداز ...
سجرو sejroo سرجرو یا سجرو یا سجارودسرج از جوشاندن آب باقی مانده از ماست ...
رت و پت rat o pat ۱پاره پاره ۲کج و معوج ۳گم و گور کردن
زاک zaak جوانه ی روییده از پای گیاهان
اغوز – قلم aghooz ghalam نهال گردو
مونه بیاردن moone biaardan بهانه گرفتن
امید omid آبستن
اندوسه andoosse اندود کردن سطح اتاق و یا دیوارها با مخلوطی از گل و پهن گاو ...
پئی پئی بوردن peei peei boordan عقب عقب رفتن – به پشت گام برداشتن
مقام meghaam ۱زمزمه ی همراه آهنگ ۲از توابع رودپی ساری
رشخند reshKhand ۱کسی را با زبان بازی فریفتن ۲ریشخند پوزخند
پیو peyoo کنترل دوباره
سیو اور siyo aver ابر باران زا
پمتی pommeti لباس – تن پوش – هرچیزی که به عنوان لباس بتوان از آن استفاده ...
زرگر مله zarger male از توابع ازرک جنوبی بابل
شپل بزئن shepel bazoen سوت زدن با دهان – سوت زدن با دهان و دست
چنگ و پر داشتن chang o par daashten چنگ و پر داشتن
نرمه گندم آسو خراب کان narme gandem aaso Kheraabkaan دو بهم زن
گم بییتن gom bayiten گام برداشتن
توسکا – پشتکا tooskaa peshtekaa مرتعی جنگلی در مسیر مالرو سی سنگان کجور
خرمای چم Khermaai cham مایل به خرمایی – متمایل به رنگ خرمایی
کمر ایزار kamar izaar پارچه ی مربعی شکل که کوچک تر از چادرشب که به هنگام چیدن پنبه ...
آرد لوت aarde loot میوه ای که در اثر رسیدن زیاد له شده باشد
ایرگا irgaa از توابه دهستان ناییج نور
الدیگاه aldigaa مرتعی واقع در شهرستان گرگان
پاک بلشتن paak baleshten لیسیدن به صورت تام و تمام
رشتاک roshtaak شاخه ی نورسته
قراته gharraate قراضه – فرسوده
ورنداز varandaaz ۱برانداز ۲برانداز کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۴۶۸
mod_vvisit_counterديروز۹۵۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۴۶۸۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۹۹۹۲۲
mod_vvisit_counterجمع۱۶۳۰۰۸۹۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني