مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لمرد lamerd ۱روستایی از دهستان عشرستاق هزار جریب بهشهر ۲از توابع چهاردانگه ...
خاس khaas سطح فوقانی تپه ی بزرگی که دارای شیب تند باشد
تک بزه tek baze خورده – چشیده – دهن زده
ونش venesh گوسفند سفید رنگ
کور کور غوزه koor koor ghooze غوزه های پنبه ی ناقص و کوچک که پنبه چین در موقع چیدن آن دچار ...
پشت pesht بیرون
دپر بپر dapper bapper جست و خیز
تیر جاری tir gaari ۱محل رویش انبوه درخت تیر ۲از توابع چهار دانگه ی سورتچی ساری ...
بپیسته اشکم bapisteshkem کسی که باد شکمش بویناک است
پلیکا palikaa ۱زمین ناصاف و ناهموار ۲زمین شیب دار
بندپی band pey ۱روستایی از دهستان خیرود کنار نوشهر ۲دهستانی در بابل
لب بداه lab bedaa لبریز کرده
اشکته eshkete ۱هیزم خرد و خشک ۲شاخ و بال درختان فرو افتاده در مراتع که ...
سنگ چالک sang chaalak از توابع دهستان ناتل رستاق نور
قتلمه ghatelme نانی با شیر و تخم مرغ،آرد،روغن،گلاب،پودر قند،نمک و خمیر ...
مانگله maan gele ۱دانه ی گندم نیم رس که پس از تفت دادن بر روی آتش به عنوان ...
به be ۱بو بویناک شدن ۲طعم
اسکندرشیخی eskandar e sheyKhi اسکندر پسر افراسیاب چلاوی از خاندان مشهور چلاوی و از فرمانروایان ...
کت په kat pe ۱پشت دیوار ۲زیر دیوار ۳کنار دیوار
سلم و تور salm o toor بنایی تاریخی در ساری که نام آن به کرات در منابع آمده استمیرظهیرالدین ...
کاوه kaave ذرت
تغر tagher درخت ممرز،از درختان جنگلی
جز jez نوعی تیغ و خار جنگلی
هوله هکن hoolle haken تندباش – شتاب کن
سازه کتینگ saaze kating دسته ی جارو
هابر زابر haber zaaber توپ و تشر
بنوسن bennoosen اندود کردن
پیرارسال piraar saal دو سال پیش
کرچین kar chin شخصی که پشته های برنج را روی هم چیند
ملو moloo نوعی علف
چرخه تو charKhe too جستجو و کنکاش – برای یافتن چیزی به این طرف و آن طرف رفتن ...
گیل کلا gil kalaa ۱از توابع زانوس رستاق کجور ۲از توابع کلارستاق چالوس
کفاک kefaak از توابع لفور سوادکوه
پرنه parenne ۱پرنده ۲چند روز بیشتر
درو بتن deroo batan دروغ گفتن
غربل gharbel غربال
په دله pe dele عضله ی ساق پا
لنگ پوشا leng pooshaa پدالی که راه نخ ها را هنگام نخ ریسی و بافندگی عوض می کند
وزلاق vazlaagh ۱پر سر و صدا ۲شارلاتان
رو ro ۱روانه کردن ۲نرم
بارهنگ زمی baar hang zami مرتعی در روستایی کدیر نوشهر
بیلانگ bilaang ۱بزرگ ۲درشت
جزوک jezook عصبانی،کسی که زود عصبی شود – زودچشم
ولاردن volaarden ۱بازکن – پاره کن ۲بپاشان
ماده گو maade go گاو ماده
دریوگ deryoog
شومالی shoomaali مشعل
کچیک تر kechik tar کوچکتر
هستم – هستم – هکاردن hastem hastem hekaarden زیر در رویی در کار – سهل انگاری و سمبل کاری در امور
ولفرا valferaa یکی از نهرهایی که به خلیج استرآباد می ریزد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۲۵۴
mod_vvisit_counterديروز۷۱۰۵
mod_vvisit_counterاين هفته۱۸۱۳۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۱۲۲۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۷۸۴۱۲۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني