مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کتری ketri غده ای در کشاله ی ران و گلو
چیسه chisse چین و چروک
هرایجن horaayijen آویزان
دل گیر dele gir از صمیم قلب
گل ناربزا gel naar bazaa مرتعی جنگلی در روستای کوهپر نوشهر
شو پا گر sho paa gar کسی که شب ها مراقبت مزرعه را برعهده دارد
پس انداز pasendaaz از انواع بازی های بومی که با توپ انجام شود
بیدار بوئن bidaarboen ۱متوجه شدن ۲هوشیار شدن ۳به هوش آمدن
اسپا هیکلا espaahi kelaa از توابع دهستان دابوی جنوبی بخش مرکزی آمل
هپراشت hepraasht ۱سرپا تکیه داده شده – ایستادن به صورت عمود ۲افراشته
دار سنیئن daar senian روشن کردن
مرغانه چار پخت merghaane char poKht تخم مرغ آب پز
اس – پوش as poosh اسب زور
بغ begh هوای شرجی و سنگین
بر دگردستن bar dager desten برگشتن
سنا sonaa تشت سفالی جهت شستن لباس
په خارد pe Khaard ۱نفس عمیق بعد از گریه ۲سکسکه ۳غذای نیم خورده
سر هکلیین sar hakeliyen لبریز شدن
پلا برنج pelaa beranj
دس پشتی das peshti نوعی ضربه ی ضعیف با پشت دست که در کشتی گیله مردی به چهره ی ...
حتمی hatmi قطعی
گندم gandem گندم
کندلوس kandeloos روستایی از توابع زانوس رستاق کجور
خلنگ – کنا Khelang kennaa ۱چوب چنگک دار جهت آویزان کردن لباس ۲چوب لباسی گالشی
فراخ نو feraaKhno مرتعی در روستای کدیر نوشهر
ورآوری varaavari ۱روبرو – مقابل ۲از پهلو مورب ۳کم کم
امر emer دره ای در کلاردشت چالوس
زیل zil ۱سفت و محکم ۲صدای نازک
آلم کلا aalam kelaa ۱روستایی در ناحیه ی کجور ۲روستایی در لفور سوادکوه
کرک kerk ۱مرغ ۲برجستگی های نرم و منعطف روی قالی
کله تک kalle tak فرق سر
هوسه hoose جدا شدن – سوا شدن
سردو sardo ۱از مراتع لنگای عباس آباد ۲آب سرد
پرگیت per git تعداد ساقه های نشا را جهت نشاندن در شالی زار از حد متعارف ...
دمج بمج damej bamej لگدکوبی – لگدکوب کردن
کانده کوپر بکشیین kaande koopper bakeshiyen ۱بازجویی کردن – بازرسی کردن ۲به این درو آن در زدن
پیر بئوته pir baote ۱زبان زد ۲تمثیل های عامیانه
کفن kafen ۱پرچانه ۲کسی که در اثر حرافی زیاد دهانش کف کند
ببخشین bebaKhshiyen بخشیدن
لپ lap ۱پهن ۲صدای افتادن چیزی در آب ۳پهلو – خم شده
پی رج pey raj اثر و نشانه ی عبور – رد و جای پا
گهون gehoon نوعی گیاه خاردار که جهت افروختن آتش مورد استفاده قرار گیرد ...
دئیجه daije ۱روغن فاسد ۲داغی کشیدن
دس شپل das shepel سوت زدن با دهان
دار گرم daar garm فلفل سیاه
بکلانیین baklaaniyan ریختن
حنادوستن henaa davesten حنابستن
چماخم chamaaKham ۱راه اریب برای بالا رفتن از کوه ۲قلق – لم
کنار وال kenaar vaal نهری برای خارج کردن آب های اضافی شالیزار
کورس koors ارزن – گاورس

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۸۸۰
mod_vvisit_counterديروز۲۹۱۰
mod_vvisit_counterاين هفته۹۷۹۸
mod_vvisit_counterاين ماه۶۸۶۳۸
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۱۴۷۹۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني