مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تک جت tak jet
دوش توره doosh toore کوله پشتی
قلمباز ghoelambaaz رد پای حیوان که در آن آب جمع شده باشد
خاشکه سرما Khaashke sermaa ۱وزش بادسرد ۲سرمای سخت و بدون بارش باران و برف
پلا تیم میرزا pelaa tim mirzaa مترادف پادشاه زاده که کنایه از:افراد پرمدعا و متکبر است
خمیر آش Khamir aash آش رشته
کتی سر keti sar بالا تپه – بالای بلندی
خل خو Khele Kho کسی که عادت به رفتار و حرکات غیرعاقلانه دارد
زوار در برده zevaar dar borde از کار افتاده
سبایی sebaayi صبح
پی سابین pisaabin گیاهی خوردو که محصولش شبیه خربزه ولی کوچکتر از آن است
پلی مال palimaal ۱به پهلو خوابیدن ۲نشیمن گاه ۳ردپا – نشان و علامتی که در ...
دس به لاش بیشتن das be laash beyeshten گلاویز شدن – جر و بحث شدید
کنداک kendaak نانی که با آرد ذرت طبخ شود
خازندی khaazendi خواستگاری
تو تندی to tendi تب شدید
جیزد هادائن jizd haadaaan تحریک گاو نر برای مبارزه
ابل سنگی abel sangi بختک – مترسک
بندگا bandegaa ۱بستن افسار اسب به میخ یا چوب یا جایی مخصوص ۲آب بندان ۳محل ...
به مار beh maar صوت و واژه ای برای راندن گاو نر
رم بردن ram borden رم کردنفرار ناگهانی حیوانات اهلی و وحشی
یک سرین yak serin یکی از فنون کشتی محلی استپس از اعلام شروع بازی توسط میان ...
کلاچ kelaach کلاغ سیاه و سفید
بسندیین bosendiyen بوسانیین
مزیر mezzir ۱مزدور ۲کارگر فصلی ۳نوکر
او مر oo mar امر
لائز laaez ۱سیل ۲بوران
راسنده raasende مترسک
لتو latoo شیار کردن زمین به وسیله ی خیش
زرت و زورت zert o zoort ۱نوعی توهین به معنای:سر و صدای بیهوده ۲تهدید کردن ۳لاف بی ...
پچاک pechaak ۱کسب ۲چابک ۳سلامت کامل
خر جسدنک Khar jesdenak نوعی بازی محلی در کتول و استرآباد
چاچ دمال chach domaal ۱بخش میان ناودان شیروانی تا دیوار خانه ۲قسمت انتهایی دیوار ...
اسب – دیم asbe dim از روی تحقیر و استخفاف به افرادی گفته می شود که صورتی کشیده ...
تکه tekke ۱نوک – بالای چیزی ۲به مقدار کم
نیم کاله nim kaale کار نیمه تمام
ورگه verge سوراخ داخل کوه که گرگ و وحوش دیگر در آن زندگی کند
تنگس tanges از انواع گیاهان
سرهکتن sar heketen ۱پر شیدن – لبریز شدن ۲پی بردن – فهمیدن
چمیک chemik ۱حشره ای ریز و خون آشام – نوعی کنه ۲آدم سیمج و لجوج
سنگه بیم sange bim زمین سنگی
حرملشت – بویین haromalesht baviyen هدر رفتن
پلور pelver ۱تیرهای افقی سقف اتاق ۲نعل در گاه ۳الوار
براجن – بال beraajen baal ۱دست رنگین رنگرزها که به سبب اقتضای پیشه رنگرزان که دایم ...
آرام aaraam ۱آغل گوسفندان –آغل بره ۲آهسته
پس لغ paslegh کوچک ترین – بسیار کوچک
گره gere
کر کوپا kar koopaa ۱چیدن مخروطی شکل کپه ی برنج ۲پایان یک فصل کشت
سرتخت sar taKht کسانی که در نمایش تعزیه بر روی تخت نشسته و به اجرای نقش بپردازندسر ...
کفن دکرده چش kafen dakerde chesh در مقام نفرین گفته می شود

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۱۰۰
mod_vvisit_counterديروز۴۲۹۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۰۱۰۷
mod_vvisit_counterاين ماه۴۹۴۱۴
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۲۰۰۸۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني